حدود ۵-۴ کیلومتری فیروزکوه. اگه طرف تهرانی، میندازی جاده دماوند و میری، جاجرود و بومهن و رودهن و… رو رد می‌کنی؛ بعد از اینکه تابلوی «فیروزکوه ۵ کیلومتر» رو رد کردی، حواست به سمت چپ جاده باشه. بیمارستان امام خمینی. جاده نسبتا باریک کنارش رو بگیر و برو؛ به یه دوراهی می‌رسی -که تابلو هم زده- می‌پیچی سمت راست. می‌ری تو روستا. از اونجا به بعدشم معلومه. از شرق تهران تا اونجا -اگه اشتباه نکنم-، بدون در نظر گرفتن ترافیک احتمالی، حدود ۳-۲ ساعت راهه.

ما اولین بارمون بود و یه جورایی زیادی بی‌برنامه رفتیم. روزهای تعطیل خیـــــــــلی شلوغه؛ اکیدا توصیه می‌شه -در صورت امکان- روزهای تعطیل و حتی پنج‌شنبه‌ها نرید. همین شلوغی باعث شده بود ترافیک تو روستا قفل بشه (اتوبوس‌ها هم بی‌تأثیر نبودن. ضمنا اگه دیدید ماشین‌ها آروم می‌رن جلو، نندازید تو لاین مخالف؛ راه اونایی که می‌یان رو می‌بندید و گره‌ی کوری می‌زنید که باز شدنش با خداست! باید راه بدین اونا بیان که شما برید!) و ما به خاطر اطلاعات غلطی که یکی بهمون داد فکر کردیم راهی نمونده و ماشین‌و همونجا گذاشتیم و راه افتادیم. حالا بماند که چیا شد که اصلا وسایلی هم با خودمون برنداشتیم! اونش دیگه جنبه‌ی عمومی نداره! اما پیاده رفتن مسیری که در اصل ماشین‌رو بود، بیشتر از یک ساعت طول کشید. البته فقط ما نبودیم؛ خیلی‌ها مجبور شدن قید با ماشین اومدن رو بزنن.

قبل از شروع مسیر
اون نزدیکی‌ها هم پارکینگ داره، هم حاشیه جاده پارک می‌کنن. رستوران و دستشویی (بی‌خود کلاس نذار! اصلا از نکات مهم معرفی یه جا، به نظر من همین چیزاش هم هست!) هم داره. البته دستشویی اونجا آب نداشت و با همون سیاست بطری پر کنی از بیرون (مثل دریاچه اوان قزوین) باید پیش می‌رفتی؛ اما بیرونش یه تانکر و صابون بود.

پوشش (لباس و کفش)
در کل توی اکثر زمان حرکت، «مجبوری» از تو آب رد شی. خواستی شلوارو بزن بالا یا شلوارک بلند بپوش (حواست باشه پلیس هم داره! ما رفتیم باتوم هم داشتن! چادر هم زده بودن. ولی ندیدم به کسی گیر بدن)؛ این کارا رو هم بکنی، باز مطمئن باش خیس می‌شی! ولی از آب که درمیای، آفتاب لباساتو خشک می‌کنه.

به پای برهنه که اصلا فکر نکن! از مسیر خشکش هم که بگذریم، تو آبش پر قلوه سنگه.
دمپایی‌ت رو هم -آرنولد هم باشی!- آب می‌تونه از پات دربیاره. تازه یه بنده‌خدایی دمپاییش پاره شده بود دیدم داره خاکی و سنگی رو پا برهنه میاد!!
یه چیزی بپوش که خیس شدنش باعث خراب شدنش نشه (یا خراب شدنش اهمیت نداشته باشه!). ضمن اینکه حواست باشه اگه می‌خوای کتونی کهنه‌تو فدا کنی، یا چیزی بپوشی که کفِ‌ش خیلی نازکه، استخون‌های کف پات -به خصوص بعد از برگشتن به خونه- درد زیادی رو باید تحمل کنن (مثل من!).

قبل از شروع مسیر هم دستفروشی بود که دمپایی می‌فروخت. به علاوه‌ی یه جور کفش زنونه. ظاهرش مثل کفش‌های تابستونی زنونه بود که روشون یه بند دارن که از نزدیک مچ رد می‌شه؛ اما کاملا از پلاستیک نرم بود. البته درباره‌ی قیمتش و میزان راحت بودنش از خانوم‌هایی که پوشیده بودنش نپرسیدم. اگه کسی تجربه‌شون کرده لطف کنه تو نظرات اضافه کنه.


آب آشامیدنی
اگه خیلی اهل طبیعت و کوهید، آب پاکی رو بریزم رو دستتون که چشمه‌ای ندیدم که ازش آب خوردن پر کنید. قبل از تنگه‌ی اول یه رستوران کوچیک بود که صاحبش می‌گفت آبی که داره می‌ریزه تو وان (بره خنک کردن بطری نوشیدنی‌هاش) خوردنیه. ما هم خوردم چیزیمون نشد!
آب معدنی هم که تو رستوران‌هاش هست. دیگه از بقیه‌شون نپرسیدیم آب خوردن دارن یا نه.

میزان سختی مسیر
جاهای خشکش تقریبا مسطحه؛ خاکی معمولی (مثل مسیر‌های صافی که تو اوایل مسیر دربند هست و عرضش حدود ۲ متره). چیز سختی نداره. سردی آبش هم معجزه می‌کنه؛ هر چقدر خسته و تشنه باشی، وقتی از تو آب راه می‌ری، همه‌شو یادت می‌ره :)
البته تو مسیر برگشت من زیاد تحملشو نداشتم! هم به خاطر کتونی نامناسبی که داشتم و هم به خاطر دوش گرفتن زیر آبشار و یخ زدن!

می‌شه بچه برد؟
چون بچه ندارم، زیاد درباره‌ی رابطه‌ی توانایی بچه‌ها با میزان کمی سنشون نمی‌تونم درست نظر بدم.
مثلا الان پسر ۸ ساله‌ای مد نظرمه که اگه جاهای سخت دستشو بگیری، می‌تونه بیاد؛ و از طرف دیگه دختر ۷-۶ ساله‌ای مد نظرمه که عمرا نمی‌تونه بیاد (برداشت تبعیض جنسیتی نکنید! مثال از دو نفر از بچه‌های فامیل بود)!
بچه کوچیک بیارید (حتی اگه راه رفتن هم بلد باشه) مجبورید کولش کنید. پیشنهاد می‌کنم همیچین کاری رو نکنید. چون هر چقدر هم تنومند باشید (!) بعضی جاها بره احتمالا حفظ تعادل خودتون هم به دستاتون نیاز دارید. اگر هم خدای نکرده بیفتید و بچه رو کولتون باشه، بچه‌تون حتی اگه خیس هم نشه فکر کنم یه گریه‌ی اساسی بکنه و بخوره تو حالش!

چقدر می‌شه وسیله برد؟
تا حد امکان بهتره چیزی رو تو دستتون نگیرید. مثل کوله بندازید پشتتون. اما به هر حال تو دست گرفتن و بردن مثلا کلمن، کار چندان شاقی نیست؛ اما بعضی جاها دردسر زیادیه. دیدم کسایی رو هم که تو دستشون وسایل آورده بودن.
تا جایی که می‌تونید خلاصه و کم‌حجمش کنید و سعی کنید به خودتون ببندید (با کوله و بند احتمال خود اون وسیله و …).
گیتار هم دیدم یکی دو نفر آورده بودن. اما ظاهرا مأمورها به کسایی که تو اتوبوس بودن گفتن «آلات لهو و لعب» (با دستشون هم ویلن زدن رو نشون دادن) نیارین (یکی که با یه اتوبوس اومده بود می‌گفت).
در کل سبک باشید که قشنگ از مسیر لذت ببرید.

خیس شدنی‌ها تو جیب نباشه بهتره
ترجیحا موبایل و پول و سایز چیزهایی که نمی‌خواید خیس بشه رو تو جیبتون نذارید؛ تو کیف یا کوله‌ای که یکی‌تون انداخته رو دوشش یا پشتش، بذارید بهتره. درسته ارتفاع آب معمولا به جیب شلوار نمی‌رسه؛ ولی اگه احیانا یه جا پاتون سر بخوره، ممکنه یکم بیشتر خیس بشین.

شروع مسیر
جز اوایل مسیر -که هنوز به تنگه‌ها نرسیدی-، هر جا دیدی هم راه آبی هست و هم راه خشک، بدون راه خشک فقط یه ۴۰-۳۰ متری، راه آبی رو دور می‌زنه (یعنی یکم دورتره). جز اون اول‌اول‌های راه که کاملا مشخصه راه خشک به رودخونه اولویت داره و از رودخونه رفتن کار بیخودیه.

یکم که بری به اولین تنگه (جای نسبتا تنگی که وسط کوه باز شده و آب ازش می‌گذره!!!) می‌رسی.

کلا دو تا تنگه داره. انتهای «معمول» برای مسیر، آبشاریه که کمی بعد از تنگه‌ی دومه. از اول تا اونجا حدود یک ساعت و نیم طول می‌کشه. بعد از اون‌و دیگه کوهنوردها می‌دونن!

تنگه اول
آب تنگه‌ی اول عمق نسبتا بیشتری داره؛ حدود نیم متر. اما خب بعضی جاها که فشارش زیاد بشه ممکنه بیشتر هم خیس بشی. رو یه بخش از دیوارش هم یه کتیبه هست. ازش عکس ننداختم؛ توضیح و عکسشو خواستید، همون جستجوی گوگل ;)

اسب و خر سواری!
برای عبور از تنگه‌ی اول، بره کسایی که به هر دلیل زیادی تنبل شدن (! چون جوری نیست که بگم بریدن)، اسب و خر هست!
تعرفه‌ی عبور از تنگه‌ی اول (رفت یا برگشت) با اسب، در تاریخ ۲۷ تیرماه ۱۳۸۸، ۶ هزار تومان بود (خدایی چه خبره؟! آخه مسیرش راحته و لذت‌بخش! ۶ تـــــومن؟!! پنج و نیم بده خودم کولت می‌کنم!! D: :)) ;) )

خروج از تنگه اول (بین دو تنگه)
از تنگه اول که خارج بشی، سبزی و زیبایی رو می‌بینی. تپه‌ها و دشت‌های زیبا، سبز و البته رنگارنگ.


پایین سمت چپ، رستوران‌هاست؛ پشت درخت‌ها، تو شکاف بین صخره‌ها هم خروجی تنگه اوله



انحرافی(!): بعد از تنگه اول، هم رستوران هست (البته کامل روش حساب نکنید؛ شلوغ بشه مثلا یهو دیدی کباب و جیگرش تموم شد!) و هم دستشویی. شیلنگ داشت با آب کم فشار! روشویی و مایعش هم تعطیل بود!
کلا بره این کارها یه صابون کوچیک ببرید بهتره. بطری خالی هم داشته باشید به دردتون می‌خوره ;)

بهترین مناظر، و البته بهترین و زیباترین جا برای نشستن، اتراق کردن و چادر زدن، توی همین دشت‌هاست؛ بین دو تنگه. حتی یه جاهاییش حصار داره و ظاهرا یه پولی می‌دی تا توش چادر بزنی. خیالت هم راحت باشه؛ بره کسایی هم که می‌خوان چادر بزنن جا کم نمیاد (یه جمعه‌ی تابستون رفتم که این حرف‌و می‌زنم). چادر هم بزنی، جای باز بره دویدن و بازی کردن و بدمینتون (!! نمی‌دونم این چرا تو دلم مونده بود بگم!) هم هست (البته من ندیدم اونایی که مونده بودن این کارو بکنن؛ بی‌ذوقا!!!).
خیلی‌ها هم شب می‌مونن. بنده فعلا شبش رو تجربه نکردم. کسی خواست از تجربه‌ش بگه خوشحال می‌شیم :)


بین تنگه اول و دوم - کنار مسیر



این مناظر و جاهای خیلی توپش بره موندن، از یکم بعد تنگه‌ی اول شروع می‌شه و قبل از نزدیک شدن به تنگه‌ی دوم آخرهاشه. جا هستا؛ ولی اون جاهای رویایی و وسیعش تو اون قسمته.

کمی قبل از تنگه‌ی دوم یه رستوران هست.

تنگه‌ی دوم
عمق آب تنگه‌ی دوم کمتره (اکثر جاها تقریبا تا مچ یا کمی بیشتر). دیواره‌هاش کشیده‌تره و بعضی جاها تو رفتگی‌های عجیب و بزرگی داره. نمی‌دونم واقعا بازتر بود یا چون عده‌ی کمتر اومده بودن و خلوت‌تر بود همچین تصوری کردم.


خروج از تنگه‌ی دوم
از تنگه‌ی دوم که دربیاین، سمت چپتون این آبشارو می‌بینید


از تنگه‌ی دوم که دربیای، بیشتر صخره‌های عمودی و کشیده توجهت رو جلب می‌کنه.

دیگه فاصله‌ی زیادی با آبشاری که انتهای معمول مسیر می‌دونن، نداری.

آبشار

این آبشار دوقلوئه ارتفاعش کمتر از ۲ متره؛ آبشار اصلی بالای اینه؛ اون عقب یه قسمتش معلومه



آبشار اصلی (که پایان مسیر معموله)

آبش سرد هست، اما چون تو آب راه اومدی، بعیده مثل آبشارهای خیلی سرد و تگری جاهای دیگه باعث لرزت بشه؛ مگه اینکه مثل من کامل بری زیرش.



آبشار اصلی - همونطور که می‌بینید پشتش به اندازه‌ی کافی جا برای راحت وایسادن هست

رفتن پشت آبشار هم اصلا کار خطرناکی نیست. سمت چپ آبشار یه حفره به قطر ۷۰-۶۰ سانت هست. برو توش؛ فقط باید از یه سنگ کوچیک بری بالا و بعدشم تا پشت آبشار ۱۰ قدم دیگه برداری. تموم. بگو ازت یه عکس ناز بندازن ;) فقط «زیادی» جلو نرو که سر نخوری ضد حال بشه! :) ;)

ولی از من می‌شنوی سعی کن قشنگ زیرش بری و یخ کنی که مزه‌ش زیر زبونت بمونه! D: :) ;)

در آخر
به نکات تاریخی و بعضی جزئیاتی که تو مطالب دیگه می‌بینید، عمدا اشاره نکردم. اگه درباره‌ی شرایط و ملزومات رفتن، سوال دیگه‌ای داشتید، مطرح کنید که اگه اطلاع داشتم جواب بدم.
از دوستانی هم که رفتن و نکات دیگه‌ای مدنظرشون هست که برای کسایی که نرفتن مهم می‌دونن، خوشحال می‌شیم بخونیم :) لطفا به نظرات اضافه کنید.

جو خیلی خیلی خوب و انرژیکی داره. شادی خودت و دور و بری‌هاتو -بیشتر از خیلی از جاهایی که من رفتم- می‌تونی حس کنی :)
پر سفر و با طراوت و شاد باشید :)