درس‌هایی از ناپلئون هیل درباره هدف‌گذاری


1. اگر اعتقاد داشته باشید که می‌توانید، حتماً می‌توانید.
به هر‌چه اعتقاد داشته باشیم اتفاق می‌افتد. به این اصطلاحاً تحقق باور می‌گویند. اغلب ما هرگز متوجه نمی‌شویم که از چه نیروی عظیمی برخورداریم زیرا نمی‌خواهیم تن به انجام دادن کارهایی بدهیم که در‌نظر دیگران امکان انجام دادنش وجود ندارد. کارهای غیر‌ممکن به تلاش و تمرکز بیشتری نیاز دارد، اما وقتی اینها تحقق پیدا می‌کنند، پاداشی گران حاصل می‌شود. ممکن است نتوانید به هرچه دوست دارید دسترسی پیدا کنید، اما تا معتقد نباشید که توان انجام کاری را دارید، هرگز به انجام دادن آن موفق نمی‌شوید.

2. اگر مطلبی را به‌دفعات برای خود تکرار کنید، حتی اگر واقعیت نداشته باشد آن‌را باور می‌کنید.
تکرار یک مطلب باعث می‌شود ذهن نیمه هشیارتان آن‌را به عنوان یک حقیقت بپذیرد، و آن‌را به یک حقیقت فیزیکی تبدیل می‌کند. می‌توانید از این موقعیت استفاده کنید و به جنبه‌های مثبت امور توجه کنید. جای «می‌توانم این کار را بکنم.» را با «این‌کار را خوااهم کرد.» عوض کنید.


3. اگر به خود و دارندگی‌ها و امتیازات خود اعتقاد نداشته باشید، دیگران هم به شما و دارندگی‌هایتان اعتقاد نخواهند داشت.
در فروش قاعده اصولی وجود دارد و آن قاعده این‌است: قبل از اینکه به دیگران بفروشید، باید به خودتان بفروشید. اگر به کالا و خدمات خود اعتقاد نداشته باشید، بدانید که دیگران هم به خدمات و کالاهای شما اعتقاد نخواهند داشت. اگر دیگران را فریب بدهید و آن‌ها را به معامله‌ای غیر‌منصفانه وادار کنید، باید قبل از همه بر مقاومت درونی خود در برابر انجام دادن کار اشتباه غلبه کنید.


4. چه کسی به‌شما گفت که این‌کار عملی نیست، به چه موفقیت عظیمی رسیده است که او را واجد شرایط کرده تا برای شما تعیین محدودیت بکند؟
در جریان زندگی به نکته مهمی پی می‌برید و آن نکته این ‌است که کسانی که بیش از همه توصیه می‌کنند و پند و اندرزی می‌دهند، کمتر از دیگران شایسته انجام این‌کار هستند. اشخاص موفق و درگیر فرصت آن‌را ندارند که خطوط زندگی شما را مشخص کنند آن‌ها گرفتار زندگی خود هستند.ناموفق‌ها و ناقابل‌ها بیش از هرکسی فرصت دارند که خط و خطوط زندگی دیگران را ترسیم کنند. این اشخاص از شکست خوردن و ناکام ماندن شما لذت می‌برند. وقتی کسی به‌شما می‌گوید، چیزی که می‌خواهید به آن برسید غیرممکن است و یا ارزش تحمل زحمتش را ندارد، نگاهی دقیق به او بیاندازید و ببینید که در زندگی خود به کجا رسیده‌اند، چه موفقیت‌هایی کسب کرده‌اند. آدم‌های موفق خوشبین هستند و به موفقیت عادت کرده‌اند. 

5. اگر به رفتار امروزتان ادامه دهید، ده سال دیگر در چه شرایطی قرار خواهید داشت؟
خیلی‌ها متوجه نیستند که موفقیت‌های بزرگ از موفقیت‌های کوچکی که اغلب در مدتی طولانی به‌دست آمده‌اند نشات می‌گیرند. واقعیتی است که آدم‌های موفق اندیشمندان بلند‌مدت هستند، آن‌ها می‌دانند که باید از هر موفقیت خود درسی بگیرند و هر موفقیت را زیربنای موفقیت بعدی قرار دهند. مرور منظم پیشرفت و ترقی، بخش مهمی از هدف‌گذاری است. هدف چیزی آنقدر‌ها بیش از یک میل و اشتیاق نیست، مگر اینکه برای دستیابی به آن زمان‌بندی کنید. مهم است که در برنامه‌ریزی هدف‌ها به هدف‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و دراز‌مدت توجه داشته باشید. با توجه به شرایط در هدف‌های خود تجدید نظر کنید، به زمان انجام شدن آن‌ها توجه داشته باشید و به تدریج هدف‌های بزرگتری برای خود انتخاب کنید. دقت کنید که در مسیر درستی در حرکت باشید.


6. از زندگی چه می‌خواهید و برای رسیدن به این خواسته به زندگی چه می‌دهید؟
در فیزیک قانونی هست که می‌گوید: برای هر عملی، واکنشی به همان اندازه در جهت مخالف وجود دارد. همین مطلب در زندگی ما نیز صدق می‌کند. هرچه بکارید همان را برداشت می‌کنید. برداشت شما با سرمایه‌گذاری شما رابطه مستقیم دارد. به هر‌چیز یک برچسب قیمت الصاق شده است. وقتی برای خود هدفی درنظر می‌گیرید و برای رسیدن به آن‌هدف تلاش می‌کنید می‌بینید که هیچ هدفی دور از دسترس نیست.


7. به‌جای آنچه نمی‌خواهید به آنچه می‌خواهید توجه کنید.
به هرچه فکر کنید به آن می‌رسید. به هرچه برای مدت کافی فکر کنید، بخشی از روان شما می‌شود، از این قانون به سود خود استفاده کنید. اگر ذهن خود را متوجه مسایل کنید، به مسئله می‌رسید، و اگر به راه‌حل بیندیشید، به راه‌حل می‌رسید. داشتن تردید، هراس و احساس عدم امنیت خاطر طبیعی است. انسان موفق به این مهم توجه می‌کند و با متمرکز شدن روی جنبه‌های مثبت و هدف‌های مطلوب راه غلبه بر آ‌ن‌ها را می‌یابد.


8. به هرچه بخواهید می‌رسید، مشروط بر آنکه جایگزینی را به‌جای این خواسته خود نپذیرید.
کسانی که در زندگی خود به موفقیت‌های بزرگ می‌رسند کسانی هستند که به کمتر از آنچه می‌خواهند رضایت نمی‌دهند. وقتی می‌بینید که به دریافت کمتر از حد مطلوب فکر می‌کنید، لحظه‌ای صبر کنید و موقعیت را تحلیل نمائید. آیا موانعی که پیش روی خود می‌بینید برطرف ناشدنی هستند؟ آیا راه دیگری برای حمله به مسئله وجود ندارد؟ هر قدمی که در مسیر درست برداشته شود، هرقدر کوچک و جزیی به‌نظر برسد شما را به‌سمت هدف سوق می‌دهد.


9. مهم نیست که در گذشته چه کرده‌اید، مهم این است که در آینده چه خواهید کرد.
این گفته شکسپیر است که « آنچه گذشته است پیشگفتار است» هر کاری که در گذشته انجام داده‌ایم در حکم پیشگفتار و مقدمه‌ای برای کار بعدی ماست. برای موفقیت‌‌های آتی خود برنامه‌ریزی کنید و پیروزی‌های امروز خود را جشن بگیرید.


10. به دقت به آنچه می‌خواهید بیندیشید.
بسیاری از مردم برای تعطیلات آخر هفته خود بیش از زندگیشان برنامه‌ریزی می‌کنند. و بعد ناگهان متوجه می‌شوند که بی‌آنکه بدانند زندگیشان گذشته است. وقتی دقیقا مطالعه کنید و بدانید که از این زندگی چه می‌خواهید، نیرو و توان‌تان را برای رسیدن به این خواسته‌ بسیج می‌کنید. یکی از امتیازات مهم داشتن هدف مشخص در زندگی این ‌است که به‌شما این امکان را می‌دهد تا فعالیت‌های خود را از پیش سازماندهی کنید. در این شرایط خودبه‌خود می‌دانید که آیا به‌سوی هدف پیشرفت می‌کنید یا از آن فاصله می‌گیرید. اینگونه می‌توانید از زمان، از پول و از انرژی خود برای رسیدن به هدفتان استفاده کنید.


11. ترقی شما در زندگی از ذهن‌تان شروع و به همانجا ختم می‌شود.
هر موفقیت بزرگی با یک ایده در ذهن شروع می‌شود و بعد به حقیقت می‌پیوندد. با یادگیری و مطالعه دائم ذهن خود را با نقطه نظرها انباشت کنید و بعد برای تحقق آن‌‌ها بکوشید. حتی یک ایده کم‌مقدار که به مرحله عمل گذاشته می‌شود به‌مراتب از یک ایده عالی که به مرحله عمل درنمی‌آید بهتر است.


12. ثبات هدف اولین اصل موفقیت است.
برای دستیابی به موفقیت باید طرحی مدبرانه برای زندگی داشته باشید و به‌رغم همه مشکلاتی که احتمالا وجود دارد به آن بچسبید. توجه داشته باشید که در عمل همه اشخاص موفق جایی در زندگی مایوس می‌شوند. اما هیچ مانعی وجود ندارد که شخص با ثبات رای و مصمم از عهده آن بر نیاید.


13. انسان هدفمند همیشه موفق است.
هدف‌گذاری را بخشی همیشگی از زندگی خود قرار دهید. می‌توانید هدف‌هایی کوچک و قابل‌حصول را درنظر بگیرید و آنقدر در جهت نیل به آن بکوشید و تلاش تا به آن برسید. بدانید که موفقیت‌های کوچک به موفقیت‌های بزرگتر ختم می‌شوند.

چگونه بايد سخنور شد ؟(تمرین)

«در این قسمت به برخی از تمرین های عملی اشاره می شود که به کاربستن آن ها، توانایی نطق و خطابه و مهارت بر سخنوری را افزایش می دهد یا برای آغازگران و مبتدیان می تواند به صورت شیوه های عملی مفید باشد:

 

1 ـ متنی، مقاله ای یا بخشی از یک کتاب را مطالعه کنید، سپس آن را کنار گذاشته به بازگو کردن آن بپردازید.

2 ـ درسی را که آموخته اید، مثل یک معلم برای دیگری (یا برای خودتان) بازگو کنید.

3 ـ در تنهایی به تمرین بپردازید و سخنرانی کنید و جلوی آینه ایستاده، نحوه حرکات و چهره و بیان خود را به دقت کنترل کنید.

4 ـ سخنرانی های تمرینی یا اصلی خود را در نوار ضبط کنید. بعدا گوش کنید تا ضعفها و نارسایی های آن را شناخته، اصلاح کنید.

5 ـ نسبت به رسایی صدای خود و خوش آهنگی آن و فراز و فرود لحن و آهنگ صدا تمرین کنید.

6 ـ کلمات را فصیح، محکم، واضح و روشن ادا کنید، نه جویده جویده یا ناقص.

7 ـ از حرکات دست و اندام و تغییر در چهره و شیوه نگاه بهره گیری کنید.

8 ـ متن سخنرانی های مهمّ خطبای نامدار را از نوار بدقت گوش کنید یا اگر نوشته است، بخوانید و از جهت مختلف دقت کنید تا عوامل جاذبه و گیرایی آن ها را شناخته، شما هم به کار ببندید.

9 ـ برای رسایی صدا، در صحرا و جنگل و فضای آزاد با صدای بلند سخن بگویید یا متنی و شعری را بخوانید تا صدایتان صاف و شفاف گردد.

10 ـ گاهی پیش نویس نطق خود را روی کاغذ بیاورید و تدوین کنید، سپس طبق آن به تمرین بپردازید، البته مانعی ندارد که سر فصل های مطالب را یادداشت کنید تا هنگام سخنرانی از یادتان نرود.

11 ـ خود را برای نطق های کوتاه و سخنرانی های 5 دقیقه ای هم آماده سازید تا دور از حواشی و مطالب غیر لازم در حداقل زمان، حداکثر مطالب را بتوانید به اطلاع شنوندگان برسانید، این در پیام رسانی یا ارائه ی گزارش بسیار مهمّ است.

12 ـ برای تقویت نطق و بیان، گاهی موضوعات معمول را (مثلاً: باغچه، کوه، قلم، آب، معلم، اسراف، شهید و ...) در نظر بگیرید و بدون مقدمه شروع کنید به سخنوری پیرامون آن و هرچه به فکرتان رسید در همان لحظه بگویید. این تمرین ذهن را خلاق و بیان را گویا می سازد.»(10)


چگونه بايد سخنور شد ؟


برای این که ما یک سخنور توانا شویم چه باید کرد؟- این سوال مهم و حیاتی برای هر کسی است که می خواهد سخنران مؤثر انسانی شود. در این رساله کوچک به چند مفهوم پر داخته خواهد شد.


هدف پاک انسانی داشته باشید:

هدف در حقیقت مانند سوخت می ماند که در خودرو های خود استفاده می نمایم اگر سوخت خراب بود ما نمــــــــی توانیم آنرا برانیم. بلکه به مشکلات بزرگ مواجه خـــــواهیم شد. در سخنوری باید دو نوع هدف را به خود قایل شد اول، یک هدف بزرگ که اشتیاق رسیدن به آن را داریم و دوم این هدف هدف انسانی باشد به این معنی که ما برضرر یک انسان هدفی را انتخاب نه نمایم . شما هدف بزرگ داشته باشید، آینده ی مملو از مؤفقیت شمــــــا را در آغوش خواهد گرفت.

برای سخنورشدن باید مطالعه وتحقیق کرد:

مطالعه شما را با جهــــــان امروز در حرکت نگاه می دارد و اهمیت آن در تمام عرصه ها چنان مهم است که ولتر پدر معنوی انقلاب فرانسه می گوید:« اوراق کتاب بالهای اند،کـــه  انسان را به عالم نور پرواز می دهد.».آری چنان مطالعه کنید کــه برای گفتن چیزی داشته باشید. این مطالعه در سخنرانی های فی البداهه نیز کمک شایانی خواهد.

مطـالـــعه نوع اول شامل مطالعه عمومی می شود کـه سرحد مشخص ندارد و دوم مطالعه خصوصی است، که در عرصه سخنرانی تمام کتاب های که تازه به بازار عرضه می شود را مطالعه نمـــاید و مطالعه کتاب های چون روش های تبلیغ وسخنرانی از آقای صادقی ، آیین سخنرانی دیــــل کارنگی، هنر سخنرانی ژوژ سیمون و کتابهای قدرت بیان و برای برنده شدن سخن بگوید را از برایان تریسی مطالعه فرماید؛ مژده موفقیت شما حتمی است. برای تخیل که لازمه یک سخن ران است مطالعه اشعار از فروغ فرخزاد و سهراب سپهری ...خارج از لطف نخواهد بود.

برای برنده شدن تمرین کنید:

تمرین امریست که روانشناسنان مصرانه برای سخنرانی تاکید می کند. بنا بر این قبل از هر سخنرانی خود چندین بار تمرین کنید. این کار آن قدر مهم است که ریس جمهور آمـــــریکا آبراهام لینکلن برای سخنرانی به ایالت دگر خارج از نیویارک می رفت، در راه در قطـــار هم متن را تمرین می کرد . اما چه نوع باید تمرین کرد این هم مهم می نماید . شما در خانه و منزل خود آینه قدنما دارید. پس برای شروع ضبط صوت خودرا گرفته تا با آن صـــدای خود را ضبط کنید. رو به رو آینه ایستاده شروع به سخنرانی کنــــــید ؛

به حرکات دست و صورت خود توجه کنید که چگونه باشد و کدام یک بهتر و مؤثر است؛ آنرا ادامه دهیــــــد .درست و راست ایستادن را نیز در آن جا تمرین کنید. بعد صدای خود را برسی نموده به سکتگی ها و لکنت های زبان خود راه حل سراغ کنید . تمرین شرط پیروزی شماست این را به خاطر خود بسپارید. این تمرین را بار ها انجام دهید که رمز مؤفقیت های انسان های بزرگ چون ناپلؤن بناپارت، نایتنگل فولورانس و مهاتما گاندی در ممـــارست و تمـــــرین آنهاست از این راز استفاده کنید.

برای بهبود سخنرانی خود به سخنرانی سخنوران گوش دهید:

مؤفقیت مستلزم یک دنیا توجه و دقت است. برای کامیابی از کسانیکه قبل از شمـــــــا در سخنرانی مؤفق بوده اند استفاده نماید . استفاده از تجربه دگــــــران که یافتن راه های مؤثر سخنرانی است ما را وامی دارد که ما متحرک بوده و متحرکانه در سخنرانی پیشرفت کنیم. سخنرانیی از سخنرانان مشهور و فکور تهیه نماید. به آن به دقت و توجه نموده از شیوه که آنها استفاده نموده استفاده نماید. سخنرانی از سخنرانان چون هتلر و شریعتی وسایرین آماده نماید. به آن در هنگام فراغت به عنوان تفریح  گوش دهید. ببنید که آنان درسخنرانی خویش از چه نوع ابـزار های استفاده نموده که باعث مؤفقیت شان شده. تاثیر این کار شمــا قطعی است . بدون مبالغه بعد از چند دمی متوجه پیشرفت های خویش خواهید شد.

استقامت و اعتماد به نفس خویش را زیر بنا مؤفقیت خود بگردانید:

ناپلیون بناپارت در مورد مؤفقیت یک جمله را می گوید که اساس واقعی تمام مؤفقیت های بزرگ جهانی بوده و است. این است کـــه در این دنیا کسانی مؤفق خواهند شد که از همه بیشر استقامت داشته باشند. این جمله را در زندگی خود به کار ببرید و مطمـــین باشید که مؤفق می شوید؛ چه آن یک سخنور شهیر و بزرگ شدن با شد و یا هم اصلاح یک جامعه عقب مانده، نزد مؤفقیت فرق نمی کند که شما چه می خواهید این اعتماد به نفس شما است که شما را هدایت می کند. در زندگی صد بار گر توبه شکستی باز آی در سخنرانی صد بار گر شکستی باز آی. استقامت و اعتماد به نفس دو روی یک سکه اند.

تلاش را شعار سخنرانی خود بگردانید:

انسان با این نیروی خود توانسته ؛نیروی که اجداد ما فکر می کردند نیروی فراتـــــر از آن نیست، همان طبیعت را رام خود سازد نتیجه ی تلاش های انسان های بود که در را ه علم عاشقانه تلاش می کردند مانند بوعلی سینا، فرانسیس بیکن و ادیسون ... آنان شاید فقیرترین فرد جامعه خود بودند اما یک فقر که احساس نمی شود را نداشتند و همان فقر تلاش است این رمز را قرآن کریم نیز بیان داشته است که می فرماید:«برای انسان نتیجه ی جز تلاش اونست». چنان تلاش کنید که همین امروز را برای مؤفقیت در سخنرانی دارید.  سخن گفتن کار کسانی است که به بشریت، عشق ورزیدن به انسان را آمـــــوختانده است. آنان پیامبران الهی اند .

 

دوست را می شناسم که در روز اول کـــه به پشت تریبون زمانی که قرار گرفت تمام سخنان خود را از یاد برد و در پشت تریبون خشکش زد و بعد از اینکه این رمـــز را برایش یاد آور شدم می دانید که چه کار شد؟ بلی او امروز در سازمان اجتمـــاعی آغــاز نو لقب سخنور شیوا کلام را در سخنرانی های علمی این نهاد گرفته است. این رمز را رمــــز طلایی زندگی خود بدانید و مطمین باشید که طلا ی زندگی استخراج خواهید کرد.
با تلاش انسان طبیعت را تغیر داده ، و با آن برای تغیر انسان می رویم.


مبادي و اصول سخنوري

 ·        عجب صبري خدا دارد !

عجب صبري خدا دارد!

اگر من جاي او بودم همان يك لحظه اول، كه اول ظلم را مي ديدم از مخلوق بي وجدان، جهان را با همه زشتي و زيبائي به روي يكديگر ويرانه مي كردم. 

·         عجب صبري خدا دارد ! 

اگر من جاي او بودم كه مي ديدم يكي عريان لرزان ديگري پوشيده از صد جامهِء رنگين زمين و آسمان را واژگون مستانه مي كردم. 

·         عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم كه در همسايه صدها گرسنه، چند بزمي گرم عيش و نوش مي ديدم نخستين نالهء مستانه را خاموش آندم بر لب پيمانه مي كردم.

·        عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم نه طاعت مي پذيرفتم نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز كرده پاره پاره بر كف زاهد نمايان.

·        عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم براي خاطر تنها يكي مجنون صحراگرد بي سامان هزاران ليلي نازآفرين را كوه به كوه آواره و ديوانه مي كردم.

·        عجب صبري خدا دارد !

 اگر من جاي او بودم بگرد شمع سوزان رخ «دل عشاق» سرگردان سراپاي وجود بيوفا معشوق را پروانه مي كردم.

·        عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم به عرش كبريائي با همه صبر خدائي تا كه مي ديدم عزيز نابجائي ناز بر يك ناروا گرديده خواري مي فروشد گردش اين چرخ را وارونه بي صبرانه مي كردم.

 ·        عجب صبري خدا دارد !

 

چرا من جاي او باشم؟

همان بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام زشتكاري هاي اين مخلوق را دارد و گرنه من بجاي او چو بودم يك نفس كي عادلانه سازشي با جاهل و فرزانه مي كردم؟!

 

·        عجب صبري خدا دارد !  عجب صبري خدا دارد !!

 

 

(معيني كرمانشاهي)

 

سفر بعدی ما الیمستان

http://kuhsar.persianblog.ir/

http://dalahoo.us/index.php


جنگل اليمستان

مكان : تهران -  كيلومتر 140 جاده هراز  - جاده فرعي سمت راست با تابلوي امام زاده قاسم يا امام زاده لهاش  

فاصله تا تهران ≈ 140 كيلومتر

دسترسي : تهران -  كيلومتر 140 جاده هراز  - 20 کياومتري آمل - جاده فرعي سمت راست با تابلوي امام زاده قاسم يا امامزاده لهاش - در اوايل مسير به دو راهي مي رسيد كه جاده سمت چپ را دنبال كنيد ، جاده فرعي آسفالته باريک با پيچ و خم بسيار حدود 7 كيلومتر كه ابتدا ما را به روستاي لهاش و پس از 5 كيلومتر مسير خاكي به روستاي اليمستان مي رسيم  .از آنجا با پشت سر گذاشتن آبادي وارد جنگل مي شويم .

جاذبه ها : طبيعت زيباي پاييزي جنگل هاي اليمستان ،پياده روي در جنگل ،ارتفاعات زرشك كوه ، دورنماي زيباي قله دماوند

ساير ديدنيهاي مسير  : آبشار شاهاندشت ، دژ نظامي تسخير ناپذير ملك بهمن، كوچه باغهاي روستا ، کتيبه ناصري، روستاي نوا و منظره منحصر به فرد کوه دماوند از ارتفاع ييلاق نوا، پياده روي در دره سياليز

توضيحات : روستاي اليمستان يکي از بکرترين روستاهاي شمال است که هنوز هم آب مردم آن از چشمه تامين مي شود و محصول آن غلات، لبنيات و عسل است. اما از همه اين ها گذشته، قله اليمستان هم يکي ديگر از جاذبه هاي اين روستا است که در زمستان و بهار کوهنوردان زيادي را به خود جذب مي کند. قله اي که حدود ۲۵۱۰ متر ارتفاع دارد و يکي از بهترين گزينه هاي کوهنوردي در زمستان به شمار مي رود. اگر اهل کوهنوردي باشيد، اين قله با تمام جاذبه هاي طبيعي اطرافش بهترين گزينه سفر کوهنوردي شما به شمار خواهد رفت. در کل مسير دامنه شرقي، قله دماوند در پيش چشمان ما است و هر لحظه با شما حرکت مي کند. اما شايد از همه جالب تر منطقه نقش پاي رستم باشد که تعجب همه کوهنوردان را بر مي انگيزد. نرسيده به قله جاي دو شهاب سنگ بزرگ ديده مي شود که حفره هايي به عمق 10 متر ايجاد کرده اند. بوميان منطقه افسانه اي زيبا براي اين چاله ها دارند. آنها معتقدند اين گودال ها جاي زانوهاي رستم است که در اين منطقه زانو زده و از آب دريا نوشيده است


الهی دورت بگردم!!!


دریاچه نئور سوباتان

موقعیت

در فاصله 36کیلومتری شمالغرب شهر تالش (از میدان نماز تالش تا ابتدای بازار سوباتان) و 22 کیلومتری جنوب (از ایست و بازرسی جنگلبانی سوباتان تا دریاچه)دریاچه نئور اردبیل(ازمسیر فیبر نوری اردبیل گیلان) در ارتفاع 1900-1970 متری از سطح دریاهای آزاد قرار دارد.آبادی ییلاقی سوبانان روبروی بلندترین كوه رشته كوه تالش ««ریشکاجی یا ریشگاسر»» قرار دارد.جمعیت منطقه ییلاقی سوباتان (شامل گزنه هونی ، بیده پشت و...)بصورت فصلی متغیر است ،بهار تابستان و اوایل پائیز منطقه پر از هیاهو و جنب و جوش است ، ترکیب جمعیتی عمداٌ از تالشان و بومیانی است که به دامداری و دامپروری مخصوصاٌ گوسفند مشغول هستند.سایر ساکنین از اهالی بخش مرکزی و بخش لیسار تالش هستند.

طبیعت زیبا ،محیط دلرباوهوائی به غایت نیکوپذیرای خیل طبیعت گردان و کوهنوردان ملی و محلی و به ندرت گردشگران خارجی است.


وجه تسمیه

با توجه به اینکه بطور کلی در تمامی سرحدات ییلاقی تالش نام آبادی ها به زبان تالشی است برخلاف نام ظاهری سوباتان که در ظاهر به ترکی شباهت دارد این نام از ریشه تالشي سووتن به معنای محل رویش گلپر (به ترکی بالدیرغان)است.و تصور عامه از نام سوباتان به عنوان محل فرو رفتن آب نیست.درضمن تالش زبانان هنوز هم از تلفظ سووتن استفاده می کنند.با توجه به نزدیکی بیدپشت و گزنه هونی دو ابادی چسبیده به سوباتان که به تالشی نامیده شده اند، نامگذاری تالشی در این محل کاملاٌ منطقی به نظر می رسد.

نقاط دیدنی

۱-چشمه باتمان بلاق :بین سوباتان و اسبومار واقع است. ۲-منطقه باستانی گنجخانه× ۳-سرچشمه اصلی قنات سلسال که سر از قلعه سلسال لیسار در می‌آورده‌است. ٤- زمین اسب دوانی که منطقه ائی نسبتاٌ هموار و مشرف به سوباتان و در نزدیکی بیدپشت قرارگرفته است. ٥- ابشار ورزن واقع در ٤ كيلومتري غرب سوباتان 6- طلوع آفتاب صبح گاهی از فراز دره لیسار


مشکلات عمده در سوباتان

ترکیب جمعیت یکجا نشین(شهری و روستائی )از شهرستان تالش و کوچ نشینان و جنگل نشینان ترکیب نامتجانس ولی جالبی در سوباتان به وجود آورده جمعیت غالباٌ شهری که آخر هفته هابه منظور تفریح و استفاده از هوای پاک و غذاهای طبیعی به سوباتان می آیند در تقابل با کوچ نشینانی که بی محابا مراتع منطقه را به چرای گوسفندان سپرده وبدون کوچکترین احساس خطری از نابودی مراتع شروع به بهره برداری بیش از حد از مراتع منطقه می نمایند.ولی همین کوچ نشینان اقتصاد دام محور منطقه را به حرکت وامی دارند.از سوئی نابودی جنگلهای نزدیک منطقه که به انحای مختلف مورد استفاده قرارگرفته زنگ خطری برای نابودی طبیعت بکر دره لیسار و منطقه سوباتان می باشد.

مشکل سوباتان تقابل مدرنیته و سنت و ساخت وساز بی رویه و زمستانه در مراتع است که می رود که سوباتان سبز را به منطقه ائی پر از خانه های کوچک و بزرگ تبدیل کند. شهرداری لیسار با ارائه خدمات ویژه از قبیل برف روبی معابر و جاده کوهستانی منتهی به این آبادی در راستای خدمت به ساکنین ناخواسته راه ورود مصالح در زمستان و اواخر پائیز را به منطقه گشوده و با بررسی عکسهای تابستانی منطقه با عکسهای سال بعد در فصل بهار رویش منازل غیر مجاز و بعضاٌ مجاز قابل رویت است .چه خوب بود شهرداری لیسار طرح جامعی برای سوباتان تعریف و ساخت و ساز منطقه را تحت کنترل درمی آورد. و به ساخت و ساز منطقه سامان می داد. معضل دیگر سوباتان کم آبی است .سالها قبل به همت اهالی و کمک اداره آب و فاضلاب تالش ،آب لوله کشی از چشمه های اطراف به منطقه آورده شده که در حال حاضر جوابگوی صدها خانوار ساکن در روزهای تابستان نیست ،از طرفی ترکیب نامتجانس قومی و قبیله ائی تصمیم گیرندگان فعلی سوباتان و عدم هماهنگی و مدیریت صحیح این گروه از توسعه آبرسانی و اضافه کردن منابع آبی جدید به سیستم لوله کشی شده است .و تعصبات خشک و بعضاٌبعلت عدم آینده نگری در این باره به مشکلات سوباتان افزوده است. معضل دیگر تولید زباله و عدم دفع صحیح آن است از سوئی تولید زباله های پلاستیکی و زباله های بهداشتی و نبودن سیستم جمع آوری زباله در سوباتان باعث شده چهره منطقه پر از کیسه های پلاستیکی و قوطی های کنسرو و... باشد که خوشایند هیچ طبیعت دوست وانسان متمدنی نیست . همچنین نبودن سرویسهای بهداشتی عمومی باعث سردرگمی و ایجاد دستشوئی های صحرائی توسط طبیعت گردان گروهی شده که باعث آلودگی منابع آبی زیر زمینی و خطر آلودگی چشمه سوباتان شده است.

راههای رسیدن به سوباتان

برای رفتن به سوباتان از دو طریق می توان عمل کرد : 1- از طریق تالش 2-از طریق اردبیل یا خلخال البته راه اول مطمئن تر و تردد بیشتری دارد برای این امر می توان از ماشین شخصی ترجیحاٌ شاسی بلند استفاده کرد بعلت دست اندازها در 24 کیلفومتر از مسیر استفاده از خودروهای سواری پیشنهاد نمی شود .ولی بسیاری از اهالی محلی در تابستان بوسیله خودروهایی چون پراید پژو و سمند نیز به سوباتان می روند. ولی راه پیشنهادی به دوستانی که نمی خواهند یا نمی توانند پیاده به سوباتان بروند دو راه است : 1- استفاده از پاترولهای کرایه ایی که اکثراٌ از اهالی لیسار می باشند که با یک جستجوی ساده در گوگل قابل یافتن هستند. 2- استفاده از وانتهای عموماٌ نیسان که بصورت مرتب در این مسیر تردد می کنند .ایستگاه این وانت ها در ابتدای راه قدیم ییلاق است علامت مشخصه پیکره کوهنورد در ابتدای این مسیر بعد از پل قدیمی شهر است. راههای پیاده روی به سوباتان : 1- مسیر دره لیسار کوتاه ترین راه است 2-مسیر ماشین رو از تالش 3-مسیر جوکندان دیگولی سوباتان 4- مسیر دریاچه نئور به سوباتان از سمت اردبیل و خلخال( از طریق جاده فیبر نوری)بعلت عدم تردد وسیله نقلیه بصورت منظم در این مسیر و مشخص نبودن مسیر در بعضی نقاط سفر گروهی و با بلد محلی یا استفاده از نقاط جی پی اس گذاری شده توسط سایر طبیعت گردان پیشنهاد می شود.

در سوباتان امتحان کنید

طبیعت زیبا و باد لطیف تلفیق هوای مدیترانه ایی و کوهستانی هوایی آلپ گونه به وجود آورده است بازار سوباتان شبیه دهکده های اطراف اورست در نپال است.مراقب افراد سودجو و قصابان بی وجدان باشید .اکثر گوشتهای ذبح شده گوسفند ماده است قبل از خرید گوشت با افراد معتمد محلی یا بومیانی که خود نیز به صورت تفریحی به سوباتان آمده اند مشورت کنید.پنیر ویژه سرخ کردن در سوباتان را حتماٌ امتحان کنید این پنیر فقط در ساعات ظهر فصل بهار و بوسیله دامپروران منطقه درست می شود این پنیر بدون نمک برای سرخ کردن مناسب است .دستور پخت را از مغازه داران یا خود چوپانان سئوال کنید.کباب صبح را فراموش نکنید در سوباتان هر سه وعده می توانید کباب بخورید.از خرید مشروبات الکلی در بازار سوباتان خودداری کنید.سیر تازه سوباتان طعم بسیار خوبی دارد برای خرید نان برنامه ریزی کنید یکی از مغازه ها برای پخت نان فردا سفارش می گیرد بپرسید به شما نشان خواهند داد.بیشترچوپانان شیر گوسفند را نمی فروشند ولی بعضاٌ شما را به نوشیدن شیر دعوت می کنند. .روز چهارشنبه بیشتر چوپانان لبنیات نمی فروشند.برای روز اول اقامت حتماٌ نان به اندازه کافی همراه داشته باشید .در تعطیلات خرداد امکان تمام شدن هر چیزی در مغازه ها است.برای نوشیدن آب از آب چشمه سوباتان یا گزنه هونی استفاده کنید.

تورهای طبیعت گردی

هر ساله تعداد کثیری از طبیعت گردان ایرانی و خارجی از مسیر دریاچه نئور به سوباتان سرازیر می‌شوند.بهترین زمان برای طبیعت گردی در این ناحیه اردیبهشت وخرداد است.اخیراٌ برخی آژانس‌ها در تهران تور دریاچه نئور وسوباتان را اجرامیکنند.همچنین برخی از ساکنین اقدام به اجاره دادن منازل خود می کنند.هرساله در یکی از روزهای مرداد ماه مسابقات اسبدوانی محلی در تپه مشرف به سوباتان در منطقه بیده پشت برگزار می شود .البته در صورت سفر انفرادی یا گروهی شما در هر لحظه می توانید از ساکنین منطقه کمک بخواهید .اصولاٌ در سوباتان به راحتی می توانید از محوطه حیاط یا سرویسهای بهداشتی ساکنین استفاده کنید برای این کار فقط کافی است از ساکنین بخواهید.احتمال رد درخواست کمک در سوباتان بسیار ضعیف است حس میهمان دوستی و کمک به غریبه ها به شدت در بومیان منطقه دیده می شود البته مشکل زبان (تالشی یا ترکی ) را باید حل کنید.

واشی

حدود ۵-۴ کیلومتری فیروزکوه. اگه طرف تهرانی، میندازی جاده دماوند و میری، جاجرود و بومهن و رودهن و… رو رد می‌کنی؛ بعد از اینکه تابلوی «فیروزکوه ۵ کیلومتر» رو رد کردی، حواست به سمت چپ جاده باشه. بیمارستان امام خمینی. جاده نسبتا باریک کنارش رو بگیر و برو؛ به یه دوراهی می‌رسی -که تابلو هم زده- می‌پیچی سمت راست. می‌ری تو روستا. از اونجا به بعدشم معلومه. از شرق تهران تا اونجا -اگه اشتباه نکنم-، بدون در نظر گرفتن ترافیک احتمالی، حدود ۳-۲ ساعت راهه.

ما اولین بارمون بود و یه جورایی زیادی بی‌برنامه رفتیم. روزهای تعطیل خیـــــــــلی شلوغه؛ اکیدا توصیه می‌شه -در صورت امکان- روزهای تعطیل و حتی پنج‌شنبه‌ها نرید. همین شلوغی باعث شده بود ترافیک تو روستا قفل بشه (اتوبوس‌ها هم بی‌تأثیر نبودن. ضمنا اگه دیدید ماشین‌ها آروم می‌رن جلو، نندازید تو لاین مخالف؛ راه اونایی که می‌یان رو می‌بندید و گره‌ی کوری می‌زنید که باز شدنش با خداست! باید راه بدین اونا بیان که شما برید!) و ما به خاطر اطلاعات غلطی که یکی بهمون داد فکر کردیم راهی نمونده و ماشین‌و همونجا گذاشتیم و راه افتادیم. حالا بماند که چیا شد که اصلا وسایلی هم با خودمون برنداشتیم! اونش دیگه جنبه‌ی عمومی نداره! اما پیاده رفتن مسیری که در اصل ماشین‌رو بود، بیشتر از یک ساعت طول کشید. البته فقط ما نبودیم؛ خیلی‌ها مجبور شدن قید با ماشین اومدن رو بزنن.

قبل از شروع مسیر
اون نزدیکی‌ها هم پارکینگ داره، هم حاشیه جاده پارک می‌کنن. رستوران و دستشویی (بی‌خود کلاس نذار! اصلا از نکات مهم معرفی یه جا، به نظر من همین چیزاش هم هست!) هم داره. البته دستشویی اونجا آب نداشت و با همون سیاست بطری پر کنی از بیرون (مثل دریاچه اوان قزوین) باید پیش می‌رفتی؛ اما بیرونش یه تانکر و صابون بود.

پوشش (لباس و کفش)
در کل توی اکثر زمان حرکت، «مجبوری» از تو آب رد شی. خواستی شلوارو بزن بالا یا شلوارک بلند بپوش (حواست باشه پلیس هم داره! ما رفتیم باتوم هم داشتن! چادر هم زده بودن. ولی ندیدم به کسی گیر بدن)؛ این کارا رو هم بکنی، باز مطمئن باش خیس می‌شی! ولی از آب که درمیای، آفتاب لباساتو خشک می‌کنه.

به پای برهنه که اصلا فکر نکن! از مسیر خشکش هم که بگذریم، تو آبش پر قلوه سنگه.
دمپایی‌ت رو هم -آرنولد هم باشی!- آب می‌تونه از پات دربیاره. تازه یه بنده‌خدایی دمپاییش پاره شده بود دیدم داره خاکی و سنگی رو پا برهنه میاد!!
یه چیزی بپوش که خیس شدنش باعث خراب شدنش نشه (یا خراب شدنش اهمیت نداشته باشه!). ضمن اینکه حواست باشه اگه می‌خوای کتونی کهنه‌تو فدا کنی، یا چیزی بپوشی که کفِ‌ش خیلی نازکه، استخون‌های کف پات -به خصوص بعد از برگشتن به خونه- درد زیادی رو باید تحمل کنن (مثل من!).

قبل از شروع مسیر هم دستفروشی بود که دمپایی می‌فروخت. به علاوه‌ی یه جور کفش زنونه. ظاهرش مثل کفش‌های تابستونی زنونه بود که روشون یه بند دارن که از نزدیک مچ رد می‌شه؛ اما کاملا از پلاستیک نرم بود. البته درباره‌ی قیمتش و میزان راحت بودنش از خانوم‌هایی که پوشیده بودنش نپرسیدم. اگه کسی تجربه‌شون کرده لطف کنه تو نظرات اضافه کنه.


آب آشامیدنی
اگه خیلی اهل طبیعت و کوهید، آب پاکی رو بریزم رو دستتون که چشمه‌ای ندیدم که ازش آب خوردن پر کنید. قبل از تنگه‌ی اول یه رستوران کوچیک بود که صاحبش می‌گفت آبی که داره می‌ریزه تو وان (بره خنک کردن بطری نوشیدنی‌هاش) خوردنیه. ما هم خوردم چیزیمون نشد!
آب معدنی هم که تو رستوران‌هاش هست. دیگه از بقیه‌شون نپرسیدیم آب خوردن دارن یا نه.

میزان سختی مسیر
جاهای خشکش تقریبا مسطحه؛ خاکی معمولی (مثل مسیر‌های صافی که تو اوایل مسیر دربند هست و عرضش حدود ۲ متره). چیز سختی نداره. سردی آبش هم معجزه می‌کنه؛ هر چقدر خسته و تشنه باشی، وقتی از تو آب راه می‌ری، همه‌شو یادت می‌ره :)
البته تو مسیر برگشت من زیاد تحملشو نداشتم! هم به خاطر کتونی نامناسبی که داشتم و هم به خاطر دوش گرفتن زیر آبشار و یخ زدن!

می‌شه بچه برد؟
چون بچه ندارم، زیاد درباره‌ی رابطه‌ی توانایی بچه‌ها با میزان کمی سنشون نمی‌تونم درست نظر بدم.
مثلا الان پسر ۸ ساله‌ای مد نظرمه که اگه جاهای سخت دستشو بگیری، می‌تونه بیاد؛ و از طرف دیگه دختر ۷-۶ ساله‌ای مد نظرمه که عمرا نمی‌تونه بیاد (برداشت تبعیض جنسیتی نکنید! مثال از دو نفر از بچه‌های فامیل بود)!
بچه کوچیک بیارید (حتی اگه راه رفتن هم بلد باشه) مجبورید کولش کنید. پیشنهاد می‌کنم همیچین کاری رو نکنید. چون هر چقدر هم تنومند باشید (!) بعضی جاها بره احتمالا حفظ تعادل خودتون هم به دستاتون نیاز دارید. اگر هم خدای نکرده بیفتید و بچه رو کولتون باشه، بچه‌تون حتی اگه خیس هم نشه فکر کنم یه گریه‌ی اساسی بکنه و بخوره تو حالش!

چقدر می‌شه وسیله برد؟
تا حد امکان بهتره چیزی رو تو دستتون نگیرید. مثل کوله بندازید پشتتون. اما به هر حال تو دست گرفتن و بردن مثلا کلمن، کار چندان شاقی نیست؛ اما بعضی جاها دردسر زیادیه. دیدم کسایی رو هم که تو دستشون وسایل آورده بودن.
تا جایی که می‌تونید خلاصه و کم‌حجمش کنید و سعی کنید به خودتون ببندید (با کوله و بند احتمال خود اون وسیله و …).
گیتار هم دیدم یکی دو نفر آورده بودن. اما ظاهرا مأمورها به کسایی که تو اتوبوس بودن گفتن «آلات لهو و لعب» (با دستشون هم ویلن زدن رو نشون دادن) نیارین (یکی که با یه اتوبوس اومده بود می‌گفت).
در کل سبک باشید که قشنگ از مسیر لذت ببرید.

خیس شدنی‌ها تو جیب نباشه بهتره
ترجیحا موبایل و پول و سایز چیزهایی که نمی‌خواید خیس بشه رو تو جیبتون نذارید؛ تو کیف یا کوله‌ای که یکی‌تون انداخته رو دوشش یا پشتش، بذارید بهتره. درسته ارتفاع آب معمولا به جیب شلوار نمی‌رسه؛ ولی اگه احیانا یه جا پاتون سر بخوره، ممکنه یکم بیشتر خیس بشین.

شروع مسیر
جز اوایل مسیر -که هنوز به تنگه‌ها نرسیدی-، هر جا دیدی هم راه آبی هست و هم راه خشک، بدون راه خشک فقط یه ۴۰-۳۰ متری، راه آبی رو دور می‌زنه (یعنی یکم دورتره). جز اون اول‌اول‌های راه که کاملا مشخصه راه خشک به رودخونه اولویت داره و از رودخونه رفتن کار بیخودیه.

یکم که بری به اولین تنگه (جای نسبتا تنگی که وسط کوه باز شده و آب ازش می‌گذره!!!) می‌رسی.

کلا دو تا تنگه داره. انتهای «معمول» برای مسیر، آبشاریه که کمی بعد از تنگه‌ی دومه. از اول تا اونجا حدود یک ساعت و نیم طول می‌کشه. بعد از اون‌و دیگه کوهنوردها می‌دونن!

تنگه اول
آب تنگه‌ی اول عمق نسبتا بیشتری داره؛ حدود نیم متر. اما خب بعضی جاها که فشارش زیاد بشه ممکنه بیشتر هم خیس بشی. رو یه بخش از دیوارش هم یه کتیبه هست. ازش عکس ننداختم؛ توضیح و عکسشو خواستید، همون جستجوی گوگل ;)

اسب و خر سواری!
برای عبور از تنگه‌ی اول، بره کسایی که به هر دلیل زیادی تنبل شدن (! چون جوری نیست که بگم بریدن)، اسب و خر هست!
تعرفه‌ی عبور از تنگه‌ی اول (رفت یا برگشت) با اسب، در تاریخ ۲۷ تیرماه ۱۳۸۸، ۶ هزار تومان بود (خدایی چه خبره؟! آخه مسیرش راحته و لذت‌بخش! ۶ تـــــومن؟!! پنج و نیم بده خودم کولت می‌کنم!! D: :)) ;) )

خروج از تنگه اول (بین دو تنگه)
از تنگه اول که خارج بشی، سبزی و زیبایی رو می‌بینی. تپه‌ها و دشت‌های زیبا، سبز و البته رنگارنگ.


پایین سمت چپ، رستوران‌هاست؛ پشت درخت‌ها، تو شکاف بین صخره‌ها هم خروجی تنگه اوله



انحرافی(!): بعد از تنگه اول، هم رستوران هست (البته کامل روش حساب نکنید؛ شلوغ بشه مثلا یهو دیدی کباب و جیگرش تموم شد!) و هم دستشویی. شیلنگ داشت با آب کم فشار! روشویی و مایعش هم تعطیل بود!
کلا بره این کارها یه صابون کوچیک ببرید بهتره. بطری خالی هم داشته باشید به دردتون می‌خوره ;)

بهترین مناظر، و البته بهترین و زیباترین جا برای نشستن، اتراق کردن و چادر زدن، توی همین دشت‌هاست؛ بین دو تنگه. حتی یه جاهاییش حصار داره و ظاهرا یه پولی می‌دی تا توش چادر بزنی. خیالت هم راحت باشه؛ بره کسایی هم که می‌خوان چادر بزنن جا کم نمیاد (یه جمعه‌ی تابستون رفتم که این حرف‌و می‌زنم). چادر هم بزنی، جای باز بره دویدن و بازی کردن و بدمینتون (!! نمی‌دونم این چرا تو دلم مونده بود بگم!) هم هست (البته من ندیدم اونایی که مونده بودن این کارو بکنن؛ بی‌ذوقا!!!).
خیلی‌ها هم شب می‌مونن. بنده فعلا شبش رو تجربه نکردم. کسی خواست از تجربه‌ش بگه خوشحال می‌شیم :)


بین تنگه اول و دوم - کنار مسیر



این مناظر و جاهای خیلی توپش بره موندن، از یکم بعد تنگه‌ی اول شروع می‌شه و قبل از نزدیک شدن به تنگه‌ی دوم آخرهاشه. جا هستا؛ ولی اون جاهای رویایی و وسیعش تو اون قسمته.

کمی قبل از تنگه‌ی دوم یه رستوران هست.

تنگه‌ی دوم
عمق آب تنگه‌ی دوم کمتره (اکثر جاها تقریبا تا مچ یا کمی بیشتر). دیواره‌هاش کشیده‌تره و بعضی جاها تو رفتگی‌های عجیب و بزرگی داره. نمی‌دونم واقعا بازتر بود یا چون عده‌ی کمتر اومده بودن و خلوت‌تر بود همچین تصوری کردم.


خروج از تنگه‌ی دوم
از تنگه‌ی دوم که دربیاین، سمت چپتون این آبشارو می‌بینید


از تنگه‌ی دوم که دربیای، بیشتر صخره‌های عمودی و کشیده توجهت رو جلب می‌کنه.

دیگه فاصله‌ی زیادی با آبشاری که انتهای معمول مسیر می‌دونن، نداری.

آبشار

این آبشار دوقلوئه ارتفاعش کمتر از ۲ متره؛ آبشار اصلی بالای اینه؛ اون عقب یه قسمتش معلومه



آبشار اصلی (که پایان مسیر معموله)

آبش سرد هست، اما چون تو آب راه اومدی، بعیده مثل آبشارهای خیلی سرد و تگری جاهای دیگه باعث لرزت بشه؛ مگه اینکه مثل من کامل بری زیرش.



آبشار اصلی - همونطور که می‌بینید پشتش به اندازه‌ی کافی جا برای راحت وایسادن هست

رفتن پشت آبشار هم اصلا کار خطرناکی نیست. سمت چپ آبشار یه حفره به قطر ۷۰-۶۰ سانت هست. برو توش؛ فقط باید از یه سنگ کوچیک بری بالا و بعدشم تا پشت آبشار ۱۰ قدم دیگه برداری. تموم. بگو ازت یه عکس ناز بندازن ;) فقط «زیادی» جلو نرو که سر نخوری ضد حال بشه! :) ;)

ولی از من می‌شنوی سعی کن قشنگ زیرش بری و یخ کنی که مزه‌ش زیر زبونت بمونه! D: :) ;)

در آخر
به نکات تاریخی و بعضی جزئیاتی که تو مطالب دیگه می‌بینید، عمدا اشاره نکردم. اگه درباره‌ی شرایط و ملزومات رفتن، سوال دیگه‌ای داشتید، مطرح کنید که اگه اطلاع داشتم جواب بدم.
از دوستانی هم که رفتن و نکات دیگه‌ای مدنظرشون هست که برای کسایی که نرفتن مهم می‌دونن، خوشحال می‌شیم بخونیم :) لطفا به نظرات اضافه کنید.

جو خیلی خیلی خوب و انرژیکی داره. شادی خودت و دور و بری‌هاتو -بیشتر از خیلی از جاهایی که من رفتم- می‌تونی حس کنی :)
پر سفر و با طراوت و شاد باشید :)

گیلان زمین

جنگل‌های گیلان از مناظر طبیعی زیبای گیلان است. جذابیت جنگل‌های گیلان در تنوع گونه‌های جنگلی آن‌هاست و همین امر آن‌ها را از جنگل‌های سوزنی برگ متمایز می‌سازد. سطح زمین‌های جنگلی گیلان را در فواصل درختان، فرشی از چمن می‌پوشاند. جنگل‌های گیلان با این بستر سبز، امکانات بسیاری را از نظر تغذیه، حیات وحش و اوقات فراغت فراهم ساخته است. جنگل‌های سراوان، تالش، لاهیجان و دیلمان از جمله جنگل‌های زیبا و دیدنی گیلان است.

 
مرداب و تالاب انزلی:
تالاب انزلی در ساحل جنوب غربی دریای مازندران در غرب دلتای سفید رود و در جنوب بندر انزلی گسترده است. این تالاب از غرب به کپور چال و آبکنار، و از جنوب به صومعه سرا و بخش‌های شهرستان رشت، محدود شده است. این تالاب محل تخم ریزی آبزیان و پناهگاه و مأمن پرندگان بومی و مهاجر است. در داخل تالاب، جزایر زیبایی وجود دارد و دو شهر زیبای انزلی وآب کنار در ساحل آن قرار دارند. از دیدنی‌های چشم نواز تالاب انزلی می‌توان از گل های نیلوفر آبی نام برد که غنچه ها و برگ های آن سر از آب برآورده و سطح وسیعی از تالاب را می پوشاند.

قایقرانی، ماهیگیری و شکار پرندگان روی تالاب انزلی، قایقرانی در دریا و گردش در پارک و بلوار ساحلی و دیدار از بازار محلی مجموعه‌ای از خدماتی است که برای گردشگران تدارک دیده شده است. انزلی، هتل‌های مناسب و تاسیسات اقامتی و پذیرایی و در کنار آن تعدادی تاسیسات گردشگری از قبیل اردوگاه جهانگردی، دهکده ساحلی و شهرک‌های توریستی دارد.

 
قلعه لمبسر:
قلعه یا دژ لمبسر در رودبار، در شمال شرقی روستای رازمیان واقع شده و جزو مهمترین قلاع اسماعیلیه در عصر سلجوقی است. این قلعه از استحکامات دوره ساسانی و قرون اولیه اسلامی و پس از قلعه الموت مهمترین قلعه به شمار می‌رفته است. این بنا یکی از عظیم ترین و وسیع‌ترین دژهای منطقه است که دو رود «نینه رود» و «لمه در» در دو سوی آن جریان دارند. قلعه لمبسر از سه جهت مخاور، جنوب و شمال به پرتگاه‌های مخوفی منتهی می‌شود. بخشی از سمت خاوری آن، یعنی سمت رودخانه نینه رود، شیب کمتری دارد.
به همین جهت، دیواری عظیم و قطور با سنگ های بسیار بزرگ ساخته‌اند که تا امروز قسمتی از آن پابرجاست و در حدود ۲۰ متر طول و ۱۰ متر ارتفاع دارد. قسمت جالب توجه دژ، آب روی آن است که تا امروز هم مسیر آن را می‌توان تشخیص داد. این آب رو که از طرف شمال وارد دژ می‌شود، به آب انبارهای مکعب مستطیل شکلی به طول ۸۰/۵ متر و عرض ۹۰/۱ متر و عمق ۹۰/۱ متر منتهی می‌شود. این آب انبارها در دل سنگ کنده شده اند. سه آب انبار دیگر مانند این‌ها در طرف شمال و مخاور و در خارج از دیوارهای دژ دیده می شود. در آخرین قسمت محوطه شیب دار دژ، در یک پارچه سنگ که از خاور به باختر کشیده شده است، چند آب انبار نزدیک یک دیگر در دل سنگ کنده شده اند و آب انبار بزرگ حدود ۱۲ متر طول دارد. این آب انبارها تنها مکان ذخیره آب دژ لمبسر نبوده‌اند؛ زیرا در پایین دیوار خاوری دژ، جایی که آب انبارهای خارج قلعه در سنگ کنده شده‌اند، فضای سرپوشیده‌ای در ارتفاع ۱۹۰ متری وجود دارد که با پله‌هایی ناهموار به لب رودخانه منتهی می‌شود. پهنای این فضای سرپوشیده ۹۵ سانتی متر و قطر هلال تاق آن کمی بیش از ۳۰ سانتی متر است. این فضای سرپوشیده فعلا از خاک و سنگ انباشته شده است. قلعه لمبسر یکی از شگفت انگیزترین قلعه‌های ایران است و قدمت آن به دوران پیش از اسلامی می‌رسد.

  

آب های معدنی:
“چشمه آب گاز سنگرود”، در روستای سنگرود از توابع دهستان عمارلو شهرستان رودبار قرار دارد.

“چشمه کلشتر منجیل”، این چشمه حدود یک کیلومتر پایین تر از سد سفیدرود در فاصله پانصدمتری جاده اصلی قزوین به رشت قرار دارد.

“چشمه آب معدنی ماسوله”، در ابتدای ورودی شهر تاریخی ماسوله در کنار پارک شهر قرار دارد.

“چشمه چشماگل”، در روستای طالم از توابع سنگر قرار دارد.

“چشمه ماستخور”، در روستای ماستخور نزدیک رودبار در جبهه غربی سد منجیل قرار دارد.

“چشمه آب معدنی سجیران”، در اشکور بالا، نزدیکی روستای سجیران واقع است.

 

ییلاق ها:
مناطق ییلاقی گیلان که در حال حاضر مورد استفاده قرار می‌گیرد عبارت است از:
“نواحی ییلاقی جواهر دشت”، در ارتفاعات شرق گیلان قرار دارد و ییلاقِ نواحی چابکسر و واجارگاه و رحیم آباد به شمار می‌روند.

“ییلاق های واقع در مسیر دره رودخانه پل رود”، دره بسیار زیبای پل رود ، پس از گذشت از روستای دیماین به نواحی ییلاقی این ناحیه می رسد. دره پل رود به دو شاخه تقسیم می شود و هر یک به ییلاق های واقع در مسیر خود می رسد.

“ییلاق های دیلمان و اسپیلی”، ییلاق های این ناحیه، هم از نظر چشم انداز و هم از نظر آثار تاریخی و فرهنگی دارای اهمیت بسیار است.

“ییلاق های نواحی رودبار”، این ییلاق ها را می توان به دو قسمت تقسیم کرد: نخست ییلاق های واقع در شرق سفیدرود که عمدتاً در عمارلو ، توتکابن و پره سر قرار دارند.

“ییلاق های تالش و آستارا”، ماسوله جنوبی ترین ییلاق تالش است و پس از آن ییلاق های ماسال و شاندرمن قرار دارند. ییلاق «تالش دولاب» ، ییلاق «مریان» ، ییلاق «سوباتان» در این منطقه از این زمره اند. شهر آستارا، از طریق گردنه حیران به نواحی ییلاقی آستارا مربوط می‌شود.

 

اسپی دشت:
اسپی دشت از ییلاقات شهرستان ماسال، در ۵۰کیلومتری شمال غرب رشت قرار دارد و برای رفتن به این دشت باید ورزشکار بود چرا که باید فاصله‌ای تقریبا دو ساعته را پیاده راه رفت.

   

گردنه حیران:
حیران، نام روستایی در استان گیلان است که در مسیر راه ارتباطی آستارا به اردبیل واقع شده و به دلیل شرایط آب و هوایی مناسب در طی سالیان و زیبایی بیش از حد گردنه حیران، مورد توجه گردشگران قرار گرفته و ساخت و ساز بناهای تفریحی و گردشگری در آن افزایش یافته ‌است.
این گردنه که آخرین منطقه حفاظتی استان گیلان محسوب می‌شود، از یک طرف مشرف به کوه‌های پوشیده از جنگل‌های انبوه ‌است و از سویی مشرف به دره‌ای نه چندان عمیق که از میان آن رود «آستاراچای» عبور می‌کند این رود تعیین کننده مرز استان گیلان ایران و کشور آذربایجان است.

 

قلعه رودخان:
قلعه رودخان نام قلعه‌ای تاریخی در ۲۰ کیلومتری جنوب غربی شهر فومن در استان گیلان است. برخی از کارشناسان، ساخت قلعه را در دوران ساسانیان دانسته‌اند. این قلعه با ۶/۲ هکتار مساحت بر فراز ارتفاعات روستای رودخان قرار دارد. دیوار قلعه ۱۵۰۰ متر طول دارد و در آن ۶۵ برج و بارو قرار گرفته شده‌است. این بنا به وسیله سنگ و آجر ساخته شده و در بخش های آسیب پذیر و نقاط حساس، سنگ با ملات ساروج به کار رفته، اما در مسیر اطاق ها، برج ها و سقف های گنبدی شکل از آجر، گچ و ملات ساروج استفاده شده است. ارتفاع دیوارها متفاوت و از ۳ تا ۱۰ متر متغیر است و در نقاط نفوذ پذیر قلعه، دیوارها و باروها قطور و ارتفاع بیشتری دارند.

 قلعه رودخان میراث مهمی است از دژهای نظامی حکومتی در گیلان. این قلعه مهم تاریخی که مدت ها مرکز فرمانروایان گیلان بوده است، از بزرگترین و باعظمت ترین دژهای نظامی گیلان و حتی ایران محسوب می شود. قلعه رودخان در فاصله ۲۰ کیلومتری جنوب غربی فومن واقع شده است. مساحت قلعه بالغ بر ۵۰ هزار مترمربع و در ارتفاعی بیش از ۶۰۰ متر در بلندترین نقطه کوه واقع شده است.

از روستای قلعه رودخان تا خود قلعه طبیعت بسیار زیبا و چشم اندازهای زیادی وجود دارد که توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند. رفت و آمد با وسیله نقلیه تا فاصله یک و نیم کیلومتری قلعه رودخان امکان دارد. در مسیر صعود به قلعه، درختانی با قدمت زیاد، به سمت آسمان سربرافراشته اند و نور از لابه لای شاخه‌های این درختان به پایین می‌ریزد.

  

 آبشار لونک:
این آبشار در منطقه جنگلی کنار جاده کوهستانی سیاهکل به دیلمان پس از شهر سیاهکل قرار دارد و فاصله آن تا شهر سیاهکل حدود ۲۵ کیلومتر است. این آبشار دوقولو، تنها یکی از آبشارهای کوچک و بزرگ این منطقه است. آبشار لونک در فصل بهار و پاییزآب فراوانی دارد و در تابستان کم آب است. این منطقه علاقه مندان خاص خود را دارد و زوج‌های جوان در روز عروسی خود به کنار این آبشار آمده و عکس‌های به یاد ماندنی می‌گیرند.

   

ماسال:
شهرستان ماسال در شمال غربی استان گیلان و در جنوب شرقی تالش قرار گرفته است. مساحت این شهرستان حدود ۴۸۰ کیلومتر مربع است. ماسال از شمال به گسکر و شاندرمن، از غرب و جنوب غربی به خلخال، از شرق به فومن و صومعه سرا محدود است.

 از مناطق دیدنی این شهرستان می‌توان به منطقه جنگلی طلاسکو، سورکوم، آری دول، شالماء، چسلی، ییلاق تلارگاه، ییلاق خندیله پشت، ییلاق بیلگاه دول، ییلاق مورجونه، ییلاق اسپی دشت، ییلاق رشته پشت، ییلاق مولومه بند، ییلاق شنبه راه، ییلاق اولسبلنگاه، ییلاق واشیار، ییلاق سی فی، ییلاق نمنه پشت و ییلاق سوچاله اشاره کرد.

 

ماسوله:
ماسوله در ۵۵ کیلومتری رشت در استان گیلان قرار دارد. این شهر در ناحیه‌ای کوهستانی و جنگلی در دامنه‌ای صخره‌ای با وسعت ۱۶ هکتار و ارتفاع ۱۰۵۰ متر از سطح دریای آزاد ساخته شده‌است. ماسوله در ۳۲ کیلومتری جنوب غربی شهرستان فومن قرار دارد و از غرب به خلخال، از شمال به ماسال و از جنوب به طارم محدود است. این شهر طی شماره ۱۰۹۰ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده‌است.

 ماسوله دارای معماری منحصر به فردی است. محوطه جلوی خانه‌ها و پشت بام‌ها هر دو به عنوان پیاده رو استفاده می‌شوند. خیابان‌های کوچک و پله‌های بسیار به هیچ وسیله نقلیه موتوری اجازه ورود نمی‌دهد. معماری ماسوله در یک جمله توصیف می‌شود: حیاط ساختمان بالایی پشت بام ساختمان پایینی است. این نوع معماری منحصربه فرد هر ساله در فصل‌های تابستان و بهار گردشگران بسیاری را به سمت خود می‌کشاند.

    

آبشار ویسادار:
آبشار ویسادار از زیباترین آبشارهای ایران و سومین آبشار مرتفع استان گیلان است. این آبشار به معنی “سایه درخت بید” است که در ۱۶ کیلومتری شهر پره سر در شهرستان رضوانشهر واقع شده و همچون نگینی در دل جنگل‌های زیبایی این منطقه می‌درخشد.

   

تپه مارلیک:
تپه باستانی مارلیک در دره گوهر رود در کنار شهر رودبار گیلان قرار دارد. این تپه با وسعت حدود یک هکتار در کنار باغ‌های زیتون و بیجارهای برنج قرار دارد. این تپه یک محوطه باستانی در کرانه غربی سفیدرود و در دره “گوهر رود” استان گیلان است. تپه مارلیک بقایای به جای مانده از تمدن باستانی متعلق به دست کم ۳۰۰۰ سال پیش است. پژوهشگران گمان می برند که این تپه آرامگاه خصوصی فرمانروایان و شاهزادگان مردمان این تمدن بوده است.

 

پل خشتی تمیجان رودسر:
این پل خشتی در ۶ کیلومتری جنوب غربی رودسر گیلان روی رودخانه تمیجان قرار دارد. از نوع طاق‌ها و مصالح به کار رفته در این پل می‌توان آن را به دوره صفوی نسبت داد. در ۲ طرف طاق جناحی میانین، ۲ اتاق کوچک در میان پایه‌های پل ساخته شده که در هر طرف پل ۲ پنجره دارد. در ۲ طرف عرض پل جان‌پناهی آجری به بلندای ۵۰ سانتی متر ساخته شده تا از افتادن افراد و چهارپایان جلوگیری شود. پل خشتی لنگرود نیز نمونه‌ای از این پل است. بدنه و پایه‌های پل آجری است، ولی کف پل سنگفرش است و دارای چهار دهانه بزرگ است. این پل ۷۰۰ سال قدمت دارد و در آستانه تخریب قرار گرفته است. پل خشتی تمیجان در فهرست آثار ملی کشور با شماره ۱۱۲۵ به ثبت رسیده‌است.

 
این مناطق دیدنی و زیبای شمال ایران، تنها بخشی از طبیعت بکر منطقه گیلان بود که نام برده شد، اما هستند مناطقی که حتی پای گردشگران به آن‌جا نرسیده است.

 
“ابراهیم محسنی” رییس سابق جامعه هتلداران استان گیلان درباره جاذبه‌های طبیعی و گردشگری این استان می‌گوید: بخش عمده‌ای از استان گیلان در ایام نوروز و در فصل بین زمستان و بهار، سرد است که اگر مسافران به آنجا بروند، حتما دچار مشکل خواهند شد. اما از جاذبه‌های طبیعی و گردشگری این استان می‌توان ماسوله، قلعه رودخان، امامزاده ابراهیم، تپه‌های ماسال، تالاب انزلی، بام سبز لاهیجان، بخش‌ها و کوپه‌های جنگلی اشکورات رودسر، سواحل دریای خزر و خیلی مکان‌هایی که بسیار خوش آب و هوا هستند، نام برد.

 
وی همچنین درباره شرایط گیلان برای مسافرت در ایام نوروز به خبرنگار برنا توضیح می‌دهد: ایام عید و نوروز، مردم گیلان چه بخواهند و چه نخواهند، عده‌ی زیادی از هموطنان به شهرشان می‌آیند و آن طور که اطلاع دارم، همه عواملی که در خدمات رسانی دخیل هستند، هماهنگی کاملی دارند، از ریاست سازمان گردشگری استان گرفته تا استانداری، شهرداری‌ها و نیروهای انتظامی و فرمانداری‌ها در یک برنامه هماهنگ، آماده هستند تا به پیشواز مهمانان نوروزی بروند. البته ظرف دو سه سال گذشته، امکانات رفاهی استان، دو برابر شده است؛ هم هتل‌ها و هم مراکز خدمات درمانی، بهداشتی و رفاهی خوبی ساخته شده است.

 
محسنی در پایان می‌افزاید: در این فصل آب و هوای استان گیلان در روستاها و شهرهای مختلف، متفاوت و تقریبا همراه با باران و آفتاب است که بستگی به زمان سفر مسافران در روزهای تعطیلات دارد.

 

منبع: نیک صالحی

اسالم به خلخال

اده ي اسالم به خلخال


جاده ي  اسالم به خلخال رو که اسمشو شنیدین؟   
همونی که هی بستس... 
یعنی تا یه ذره بارون میاد بسته میشه ... 
این جاده كه يكي از قشنگ ترين جاده هاي جنگليه ايران هست رو ميگيري و ميري ...
يه جاده ي كوهستاني تو مايه هاي عباس آباد كلار دشت...
 نه شایدم قشنگ تر
 

 
البته بعضي وقتا هم فقط
مه داره و هيچي ديده 
نميشه
 

 
حدود 20 كيلومتر كه رفتي
ميرسي به يه جاده ي
فرعي كه اولش تابلو زده
نهالستان پيرسون ... برو 
اون تو
 
 
 
يه نيم ساعتي كه رفتي  
ديگه بايد ماشين رو بزار ي
  يه كنار و بر ي تو جنگل
( تنهايي يه نموره 
ترسناكه )
 

 
بعدش ميري بالا و بالا و بالا
تا اينكه جنگل تموم بشه و 
برسي به مراتع

 

بازم ادامه بد ه و بر و بالا و
بالا و بالا تا اينكه بري تو ابرا
و ديگه هيچي ديده نشه

همينجوري ادامه بد ه و بر و
و برو و برو و برو تا اينكه
برسي اون بالا و اینجاست
که اگه بچه اينجاها نباشی با 

خودت بگي اَ اَ اَ اَ اَ اَ اَ اَ

و بلكه ما هم اَ اَ اَ اَ اَ اَ اَ اَ

و بعد يه نفس عميق ميكشي و ميگي اينه ايران 
 

ماسال

بقول فرخ اگه بعد از برگشتن از سفر نوشتی،نوشتی وگر نه هرگز وقت نمیشه.سعی کردم با وجود گرفتاری زیاد چند خطی درباره سفرمون بنویسم.

اینجا قصد ندارم از حال و هوای سفر بنویسم و شاعری کنم.نه وقتش رو دارم،نه قلمش.سعی می کنم نکاتی رو که دیدم بصورت موردی بنویسم.

ما از رشت رفتیم به سمت رضوانشهر و صومعه سرا و ماسال.مسیر ماسال رو به سمت ییلاق ادامه دادیم.از طاسکوه گذشتیم و به سمت ییلاق خری دولی ادامه دادیم.

این “خری دولی” khariDooli رو از یکی از اهالی پرسیدم.”خری” به معنای خرم و دولی یعنی جایی که آفتاب زود طلوع میکنه و دیر غروب میکنه.گشتم ببینم دقیق به گیلکی چه معنی میده که پیدا نکردم.احتمالن در بخش نظرات دوستان معنی دقیق این کلمه رو خواهند گفت.

این منطقه واقعا زیباست.مسیر تا پایان جاده آسفالت ۲۵ کیلومتر هست.بعدش خاکی میشه و از میانه راه اسالم به خلخال سر در میاره.اگر ماشین بیابونی داشته باشید،ادامه مسیر بسیار جذاب خواهد بود اما با سواری امکان نداره.

این منطقه چند تا هتل چوبی داره.خونه هایی از کلبه بزرگتر اما تمام چوبی.هتل کوهسار متعلق به آقای کوهساری یکی از اونهاست.ما شب را در هتل کوهسار اقامت کردیم.کامل در ابر و مه قرار داشتیم و شبنم تندی می بارید.

اینجا موبایل آنتن نداره و برق نیست…گفتم زیباست برای همین چیزهاست.آقای کوهساری شب دیزل ژنراتورش رو روشن می کنه و هتل برق دار میشه.ساعت یک شب هم خاموشش میکنه تا فردا شب.وقتی برق نیست.موبایل نیست و آب از چشمه بالادست تامین میشه…یک دفعه احساس میکنی داری زندگی میکنی.سکوت کوه و جنگل و تک و تکوک صدای سگ و گاو و مرغ خروس حال و هوایی ایجاد میکنه که یادت میره خونه کجا بوده.

اما یکی از مهم ترین قسمتهای سفر برای من (و احتمالن شما) بخش شکم هست.اینجا گوشت و لبنیات عالی است.کباب گوسفندی که علف خورده و نه نون خشک،قابل وصف نیست.صبحانه با تخم مرغ محلی و پنیری که من تا حالا ندیده بودم،واقعا عالی بود.

فقط من همه چیز خوار یه چیزی خوردم که توی عمرم چنین چیزی به این بد مزه ای نخورده بودم.اشپل ماهی! البته تا حدودی مقصر هم بودم چون ظاهرا به اشتباه خوردم.یعنی من نصف قاشق گذاشتم روی برنجم و خوردم.چشمتون روز بد نبینه…مزه ماهی خام و چرب و خیلی شور! بعد فهمیدم یه مقدار خیلی کمی اش رو باید با مقدار زیادی برنج کته قاطی کرد.بهرحال من قبل از اینکه راهنمایی برسه،خودم رو نابود کردم.

آقای کوهساری از نبود برق گلایه داشت.می گفت هزینه زیادی داره و تازه وقتی هزینه ۵۰۰ میلیونی رو بخشی اش رو خود اهالی تقبل کردند،محیط زیست نصب پایه های برق رو باعث تخریب جنگل دونسته و جلوی اون رو گرفته.گفتم چرا از کابل زیر زمینی استفاده نمی کنید گفت که بالای یک میلیارد هزینه داره.این شده که برق هنوز به بالای ییلاق نرسیده.پس تا برق نرسیده و موبایل نیومده سری به خری دولی ماسال بزنید.

از ماسال رفتیم به سمت اسالم و از جاده زیبای اون به سمت خلخال حرکت کردیم.خلخال آب گرمی داشت که اهالی خیلی ازش تعریف می کردند.می گفتند از اردبیل میان اینجا.ما هم رفتیم.حدود ۲۰ کیلومتر که به سمت اردبیل حرکت کنید این آبگرم رو می بینید.راستش زیاد تعریفی نداشت.شاید نوع آبش خواص درمانی منحصر به فردی داشته باشه.

مسیرمون رو به سمت اردبیل ادامه دادیم.شب رسیدیم اردبیل و رفتیم به دنبال هتل.هتل شیخ صفی رفتیم که خوشمون نیومد.مرکز شهر بود و زیر زمین یا رخت شور خونه رو کرده بودند پارکینگ!

رفتیم هتل سبلان که تمیز بود اما اتاق ها خیلی کوچیک بوند و اتاق دو تخته رو شبی ۷۶ تومن می داد.بنابراین تصمیم گرفتیم بریم سرعین.اونجا قضیه فرق می کرد.پر از هتل و هتل آپارتمان بود با قیمتهای خیلی خوب.مثلن هتل آپارتمان تمیز و مرتب دو خوابه شبی ۴۰ تومن بود.همونجا لنگر انداختیم.

اینجا شهر سرشیر و عسل و آبگرم بود.بر خلاف تصورم بربری درست و درمون پیدا نکردیم.بیشتر سنگکی آزاد پزی بود.انگار ترکهای اینجا با بربری رابطه خوبی نداشنند.آبگرم ایرانیان رو امتحان کردیم.جای بزرگ و تمیزی بود.حتمن سری بهش بزنید.یک روز صبح هم مسیر پیست اسکی الوارس و چشمه گورگور را دنبال کردیم.جاده ای پر پیچ و خم و کوهستانی با مقداری خاکی.چشمه گور گور هم یک ساعتی پیاده روی داره.در کل این دو جا رو اصلن توصیه نمی کنم.مگر به قصد اسکی.راه تابلوهای در هم بر همی داره و گم شدن مسافرین احتمالن ممد حیات و مفرح زاد اهالی منطقه است!

ما مسیر فلشهای راهنما رو دنبال کردیم و از وسط یک روستا،بعد از وسط یک روستای دیگه و یک پل خراب سر درآوردیم!

اما کمی هم از عسل خریدن واسه تون بگم.اول اینکه صنف عسل فروش همگی بقیه رو متهم به تقبل می کنند و از هر کدوم بخری پیش خودت میگی خوب شد اومدم پیش این آقا خویه وگرنه سرم کلاه رفته بود (با لهجه بوشفک بخونید).بعد هم مطمئن میشی که دفعه قبل که عسل خریدی سرت کلاه رفته.

یکی از زنبور دار ها می گفت عسل آویشن و گون این حرفها همش مزخرفه.مگه میشه زنبور رو مجبور کنی بره روی یه گل بشینه فقط؟ اینها همش تقبل هست (اینها رو هم با لهجه اردبیلی بخونید لطفا)

یکی دیگه شون می گفت هر کی میگه زنبورهای ما آب شکر نخورده اند دروغ میگه.اینجا توی سرعین حدود ۲۰۰ تا مغازه عسل فروشی هست…هر کدوم هم حدود یک تن عسل دارند،مگه چقدر گل هست که بشه اینقدر عسل تولید کرد؟همه آب شکر میخورند اما کم و زیادش مهمه.

اینها رو از تجربیات خودم اضافه می کنم.

۱  از زنبور دار های بین راه خرید کنید به شرطی که حداقل ۵ کیلومتر خارج شهر باشند چون زنبور ها برای خوردن آب ممکنه برن سراغ گندآب های شهری.در کل از اینها خرید کنید،هم به تولید کننده واقعی کمک کرده اید و هم به جیبتون.

۲  یا عسل رس کرده (رسوب کرده) بخرید و یا از فروشنده بپرسید که آیا رس میکنه یا نه.رس کردن عسل حالتی است شبیه شکرک زدن مربا.چون مردم ما به اشتباه عسل رس کرده رو با شکرک زده یکی می دونند و اون رو دوست ندارند،زنبوردار ها عسل رو حرارت میدن تا دیگه رس نکنه.اینکار باعث از بین رفتن خواص مفید عسل میشه و کیفیت اون رو پایین میاره.

در نظر داشته باشید عسل بعد از حدود یک ماه در یخچال و حدود یکسال در دمای محیط رس میکنه.پس عسل رس کرده عسل خوبی است.

۳  رفتم گفتم عسل خوب میخوام.فروشنده پرسید که واسه خودم میخوام یا سوقات؟ گفتم چه فرقی داره؟ توضیح داد که عسل خوب واسه سوقاتی کیلویی ۵ تومن داره و عسل خوب واسه خونه کیلویی ۱۰ تومن!

مونده بودم چی بگم.اینهم گوشه ای دیگه از فرهنگ والای ایرانی اسلامی ما.مشخصه که درخواست مکرر مشتری باعث شده که فروشنده به چنین تفکیکی برسه.اونهایی که واسه مون اینقدر عزیز هستند که در سفر به یادشون باشیم،اینقدر عزیز نیستند که همون عسلی که خودمون می خوریم،واسه اونها هم بخریم.این نشون میده سوقاتی خریدنمون هم از روی اجبار و رفع تکلیف و ریاکاری است.

در برگشت کنار ساحل و جنگل گیسوم هم ایستادیم.مسلمان نشنود کافر نبیند…یه چیزی شبیه محلهای دفن زباله بود.فاجعه بود.آب بی نهایت کثیف و بین درخت ها تا چشم کار می کرد زباله ریخته بود.آب چیزی شبیه شیرابه زباله بود! (با کمی اغراق). یک پارچه نوشته بزرگ هم نوشته بود که با روزه خواری در ملاعام به شدت برخورد میشه.دو تا دکه شبیه رستوران هم بود که ما ترجیه دادیم از درشون وارد نشیم و ساحل گیسوم رو ده دقیقه ای ترک کردیم.

در کل جنگلهای شمال به شکل عجیبی مملو از زباله شده و کسی هم به فکر نیست.فقط کافیه برای مدت کمی کنار جاده توقف کنید تا نظرتون نسبت به زیبایی جنگلهای شمال عوض بشه.من کنار جاده پوشک پر از کثافت بچه دیدم.تصور کنید مادر محترمی رو که بچه رو تو ماشین عوض میکنه و پوشک پر از کثافت رو از پنجره بیرون پرت میکنه؟!

کی قراره این چیزها اصلاح بشه نمی دونم.چطور قراره این رفتار ها اصلاح بشه نمی دونم.


شا د باشید

در این مقاله به نقش "فعالیت‌های اجتماعی" در حفظ سلامت، از جمله سلامت مغز می‌پردازیم. چراکه انسان از لحاظ جسمی به گونه ای آفریده شده که نیازمند و ناگزیر به در گیر بودن و مشغول بودن است. در واقع انسان زمانی یک زندگی سالم و طولانی خواهد داشت که در حال فعالیت باشد. هر عضوی که به کار گرفته نشود، از بین خواهد رفت. این در حالی است که انسان امروز ارزشی بیش از اندازه برای "راحتی و آسایش" قائل شده که بخش زیادی از مشکلات و بیماری‌ها ناشی از همین راحت طلبی است. راحتی بیش از اندازه و بی‌تحرکی نه تنها کسالت بار است، بلکه به بی‌تحرکی مغز هم می‌انجامد. بد نیست بدانید که جرج برنارد شاو در سن ۷۰ سالگی جایزه نوبل را برد. بنجامین فرانکلین تعدادی از بهترین آثار خود را در ۸۴ سالگی نوشت و پیکاسو در دهه ۸۰ زندگی قلم بر بوم گذاشت. پس برای آنکه بتوانید در اوج توانایی و در بهترین شرایط جسمی و روانی بسر برید، باید در میدان کار و عمل باشید.

:: فعالیت اجتماعی
انسان از لحاظ روانی یک مخلوق اجتماعی است و برایش مهم است که در اجتماع و زندگی نقشی داشته باشد تا احساس موفقیت و سودمندی بیشتری کند، عزت و اعتماد به نفسش تقویت شود، رشد روحی عاطفی و اجتماعی یابد، احساس تنهایی و ناتوانی نکرده و بتواند به بهترین نحو ممکن با مسائل برخورد و آنها را حل کند. نتیجه اینکه در هر سنی فعالیت اجتماعی برای حفظ سلامت بدن لازم است. حتی افزایش سن و پیری نیز نباید منجر به دوری از اجتماع گردد. این در حالی است که برخی افراد با رسیدن به سن بازنشستگی یا سالمندی از کار و اجتماع دور شده و نشستن روی صندلی و ماندن در خانه را ترجیح می‌دهند و برخی دیگر فعالیتی را جایگزین کار قبلی نموده و همچنان در نقش‌های متعدد اجتماعی درگیر شده و این چنین احساس رضایت می‌کنند. وقتی برای انجام کاری از ظرفیت‌های جسمی و روانی خود استفاده کنید، مغز کارایی خود را حفظ خواهد کرد؛ وگرنه با گذشت زمان ناتوان‌تر خواهید شد.

داشتن هدف: در هیچ مرحله از زندگی بی‌هدف نباشید. هدف چیزی است که فرد را همیشه به حرکت وا می‌دارد. مهمترین اهداف زندگی‌تان را مشخص و برای رسیدن به آنها تلاش کنید. وقتی هدف‌دار باشید، انرژی بیشتری برای انجام کار پیدا می‌کنید، احساس اعتماد به نفس و خلاقیت بیشتری خواهید داشت، انگیزه بیشتری برای شروع کار داشته و به ادامه کار بیشتر مصمم خواهید شد.

ایجاد انگیزه: در خود ایجاد انگیزه کنید. اجازه ندهید مشکلات غیر قابل اجتناب و موانع زندگی روزمره احساسات و روحیه شما را تحت تاثیر قرار دهند و تضعیف کند. میزان انگیزه و پشتکار شما روی میزان عزت نفس شما تاثیر دارد. باور کنید که از توانایی و کارایی بالایی برخوردارید؛ فقط باید بخواهید.

انجام کارهای سودمند: وظــایـف و مسئولیت‌های روزمره خود را مرور کنید. هر محدودیتی هم که داشته باشید، باز می‌توانید مسئولیتی به عهده بگیرید. اگر کارهایی هست که باعث هدر رفتن وقت شما می‌شوند، آنها را حذف کرده و به کارهایی بپردازید که سودمند است. مثلا تماشای زیاد تلویزیون را حذف کرده و وقت آن را صرف ورزش، مطالعه و هر کاری که به پیشرفت زندگی شما کمک می‌کند، نمایید.

توانایی خــود را ارزیــابی کنید: توانایی‌های منحصر به‌فرد خود را ارزیابی نموده و به کار گیرید. ببینید چه کاری را بهتر از دیگران انجام می‌دهید؟ در چه کاری مهارت دارید؟ انجام چه کاری برای شما آسان اما برای دیگران سخت است؟ وقتی شما کاری را به بهترین نحو انجام می‌دهید، مطمئنا بیشترین لذت را خواهید برد.

به گذشته فکر کنید: همواره به گذشته خود بیندیشید که چه چیزی بیشترین سهم را در موفقیت شما تا به امروز داشته است؟ حتما کارهای بخصوصی هست که می‌توانید انجام دهید تا هم برای خودتان و هم برای دیگران ارزش فوق العاده پیدا کنید.

تاثیرگذار باشید: اثر گذار و اثر پذیر باشید. شما در طول عمر پر فراز و نشیب خود تجاربی کسب کرده اید که با شرکت در فعالیت‌های اجتماعی می‌توانید توان علمی، تخصصی و آموزشی خود را برای خدمت به دیگران به کار گیرید و دیگران را از تجارب خود بهره مند سازید. از طرفی برقراری ارتباط با دیگران برای شما نیز فرصتی فراهم می‌آورد تا چیزهای جدیدی یاد بگیرید. این تعاملات اجتماعی موجب تقویت حس‌همدلی، همفکری و اثرات مثبت در جسم و روان خواهد شد.

به دیگران کمک کنید: به یاری دیگران بشتابید. عمیق ترین احساس تنهایی زمانی به انسان دست می‌دهد که هدف اصلی او در زندگی فقط خودش باشد و بالعکس شادترین لحظات زندگی برای فرد زمان یاری رساندن به همنوعان است.

انجام کارهای مـورد علاقه‌تان: کارهای مورد علاقه خود را بیابید و انجام دهید. فکر کنید چه کاری را واقعا دوست دارید و در همان زمینه فعالیت کنید. انجام کار مورد علاقه به معنی شور و شوق و خلاقیت در آن رابطه است که اثرات مثبتی نیز به همراه دارد.

بیکار نباشید: در هیچ مرحله ای از زندگی بیکار نباشید. همیشه بکوشید و کاری انجام دهید. تمام تلاش خود را بکنید تا عقب نمانید. حتی در جا هم نزنید، بلکه همواره در حال پیشرفت باشید. در پی حرکت، فرصت‌ها و موقعیت‌های تازه نمایان می‌شود.

آینده‌نگر باشید: از گذشته بیاموزید، در حال زندگی کنید و به آینده بیندیشید. اسیر و برده افزایش سن و حسرت گذشته نباشید. اکنون را دریابید و از بهره‌برداری زمان حال غافل نشوید. آینده‌نگری کنید و با تلاش بیشتر امروز، سازنده فردای متفاوت خود باشید. هر چند برای پیری حد و مرزی تعیین شده، اما سن هر فرد به روحیه و تصویری که از خود در ذهن دارد و به کاری که انجام می‌دهد، بستگی دارد. در واقع این شما هستید که خود را سزاوار جوانی می‌دانید یا با پذیرش ایده‌های غلط پیری را به خود راه می‌دهید. فراموش نکنید فقط یک بار زندگی می‌کنید، پس عمر و زندگی خود را هدر ندهید.

افزایش فعالیت بدنی: پژوهش‌ها نشان داده فعالیت اجتماعی باعث افزایش فعالیت‌های بدنی و ذهنی، کاهش استرس و نگرانی، بهبود وضعیت خلقی و روانی، تغییر واکنش‌های شیمیایی درونی و تنظیم هورمون‌های داخلی بدن، افزایش خونرسانی به مغز و حتی تشکیل راه‌های ارتباطی عصبی جدید در آن می‌شود که همه این عوامل ضمن تاثیربر سلامت کلی و عمومی فرد، در سلامت مغز و عملکرد شناختی آن نیز موثر بوده و در پیشگیری از بیماری آلزایمر نقش دارند. اگر کاری را مثل همیشه انجام می‌دهید، همان چیزی را به دست خواهید آورد که همیشه به دست آورده‌اید. بدین ترتیب می‌توانید با طرز فکر و عمل خود سلامت‌تان را تضمین و با تغییر سبک زندگی آینده‌ای خوب بسازید. هر چه قدر فرد ساعات بیشتری در روز حواس پنجگانه‌اش در تماس با دنیای بیرون قرار گیرد، مشکلات کمتری در جسم و ذهن خود خواهد داشت. همچون قانون طبیعت که هیچ چیزی ثابت باقی نمی‌ماند و دائما تغییر می‌کند، زندگی نیز پویاست؛ پس لازم است ما هم در این بین به حرکت در آییم. حداقل فایده‌اش این است که وقتی در حال فعالیت هستیم، فرصتی برای نگران شدن نداریم و حداکثر اینکه در پی فعالیت‌های اجتماعی انسانی قوی‌تر، تواناتر، با اعتماد به نفس بالاتر، خوشبخت‌تر و سالم‌تر خواهیم داشت.

10 فعالیت اجتماعی مهم برای احساس مفید بودن :
1. فعالیت داشتن به عنوان نیروی کار(انتخاب کار ساده و سبک بعد از بازنشستگی)
2. فعالیت داشتن به عنوان نیروی داوطلب در مراکز مختلف
3. عضویت در کانون‌های محلی
4. شرکت در گروه‌های آموزشی، ورزشی و فرهنگی
5. تماس‌های تلفنی، رفت و آمد با افراد خانواده، دوستان و همسالان
6. در صورت امکان انجام سفرهای تفریحی و زیارتی
7. رفتن به مکان‌های عمومی مثل پارک، سینما و موزه
8. شرکت در مراسم مختلف مثل جشن‌ها و برنامه‌های مناسبتی
9. قدم زدن و پیاده روی در هوای آزاد
10. خارج شدن از خانه در طی روز به بهانه خرید یا حتی فقط دیدن مغازه‌ها

1100 نوکیا


یك شركت امنیتی هلندی بر پایه مطالعات جدید خود اعلام كرد، مجرمان اینترنتی این روزها حاضرند با پرداخت هزاران دلار گوشی 1100 نوكیا كه دیگر تولید نمی‌شود و روی آن یك نرم‌افزار آسیب‌پذیر نصب شده است را خریداری كنند. این نرم‌افزار به هكرها امكان می‌دهد تا به حساب‌های آنلاین كاربران دسترسی پیدا كنند.

به گزارش البرز این خبر با توجه به زیر ساختهای بانکداری الکترونیک شاید خیلی در ایران مهم تلقی نشود اما در کمال تعجب فعالان بازار گوشی تلفن همراه میگویند تقاضا برای خرید مدل 1100 نوکیا در ایران هم در حال افزایش است.

البته قیمت این مدل گوشی هنوز خیلی بالا نرفته و مانند اروپا به 32000 دلار نرسیده است! با اینحال ایرنیها در اقدامی مبتکرانه و با یک دستکاری جزیی از گوشی تلفن همراهشان به عنوان هشدار دهنده وجود پلیس راهنمایی و رانندگی نزدیک خودرویشان استفاده میکنند.

خبرنگار البرز که این خبر را شنیده بود به عنوان یک خریدار به پاساژ علاءالدین مرکز فروش و خدمات گوشی تلفن همراه رفت تا این نوآوری - درنوع خود - جالب توجه را از نزدیک ببیند.
فروشندگان میگویند با وارد کردن یک جسم خارجی چوبی (مانند چوب کبریت) به محل ورود فیش handsfree گوشی میتوان از فاصله 500 متری فهمید که سرعت خودرو توسط دوربین پلیس زیر نظر است.

1100 نوکیا


یك شركت امنیتی هلندی بر پایه مطالعات جدید خود اعلام كرد، مجرمان اینترنتی این روزها حاضرند با پرداخت هزاران دلار گوشی 1100 نوكیا كه دیگر تولید نمی‌شود و روی آن یك نرم‌افزار آسیب‌پذیر نصب شده است را خریداری كنند. این نرم‌افزار به هكرها امكان می‌دهد تا به حساب‌های آنلاین كاربران دسترسی پیدا كنند.

به گزارش البرز این خبر با توجه به زیر ساختهای بانکداری الکترونیک شاید خیلی در ایران مهم تلقی نشود اما در کمال تعجب فعالان بازار گوشی تلفن همراه میگویند تقاضا برای خرید مدل 1100 نوکیا در ایران هم در حال افزایش است.

البته قیمت این مدل گوشی هنوز خیلی بالا نرفته و مانند اروپا به 32000 دلار نرسیده است! با اینحال ایرنیها در اقدامی مبتکرانه و با یک دستکاری جزیی از گوشی تلفن همراهشان به عنوان هشدار دهنده وجود پلیس راهنمایی و رانندگی نزدیک خودرویشان استفاده میکنند.

خبرنگار البرز که این خبر را شنیده بود به عنوان یک خریدار به پاساژ علاءالدین مرکز فروش و خدمات گوشی تلفن همراه رفت تا این نوآوری - درنوع خود - جالب توجه را از نزدیک ببیند.
فروشندگان میگویند با وارد کردن یک جسم خارجی چوبی (مانند چوب کبریت) به محل ورود فیش handsfree گوشی میتوان از فاصله 500 متری فهمید که سرعت خودرو توسط دوربین پلیس زیر نظر است.

1100 نوکیا


یك شركت امنیتی هلندی بر پایه مطالعات جدید خود اعلام كرد، مجرمان اینترنتی این روزها حاضرند با پرداخت هزاران دلار گوشی 1100 نوكیا كه دیگر تولید نمی‌شود و روی آن یك نرم‌افزار آسیب‌پذیر نصب شده است را خریداری كنند. این نرم‌افزار به هكرها امكان می‌دهد تا به حساب‌های آنلاین كاربران دسترسی پیدا كنند.

به گزارش البرز این خبر با توجه به زیر ساختهای بانکداری الکترونیک شاید خیلی در ایران مهم تلقی نشود اما در کمال تعجب فعالان بازار گوشی تلفن همراه میگویند تقاضا برای خرید مدل 1100 نوکیا در ایران هم در حال افزایش است.

البته قیمت این مدل گوشی هنوز خیلی بالا نرفته و مانند اروپا به 32000 دلار نرسیده است! با اینحال ایرنیها در اقدامی مبتکرانه و با یک دستکاری جزیی از گوشی تلفن همراهشان به عنوان هشدار دهنده وجود پلیس راهنمایی و رانندگی نزدیک خودرویشان استفاده میکنند.

خبرنگار البرز که این خبر را شنیده بود به عنوان یک خریدار به پاساژ علاءالدین مرکز فروش و خدمات گوشی تلفن همراه رفت تا این نوآوری - درنوع خود - جالب توجه را از نزدیک ببیند.
فروشندگان میگویند با وارد کردن یک جسم خارجی چوبی (مانند چوب کبریت) به محل ورود فیش handsfree گوشی میتوان از فاصله 500 متری فهمید که سرعت خودرو توسط دوربین پلیس زیر نظر است.

نوبت اعزام عمره تا سال 99

اعزام ثبت‌نام‌های جدید عمره که از سوی سازمان حج و زیارت اعلام شده است از سال ۹۲ آغاز و تا سال ۹۹ به طول می‌انجامد
به گزارش افکار نیوز به نقل از نسیم، اعزام اولویت‌های اعلام شده به شرح زیر است:
- اولویت ۳۰۰ تا ۳۲۰ در سال ۹۲ ؛
- اولویت ۳۲۰ تا ۳۶۰ در سال ۹۳؛
- اولویت ۳۶۰ تا ۴۰۰ در سال ۹۴؛
- اولویت ۴۰۰ تا ۴۴۰ در سال ۹۵؛
- اولویت ۴۴۰ تا ۴۸۰ در سال ۹۶ ؛
- اولویت ۴۸۰ تا ۵۲۰ در سال ۹۷؛
- اولویت ۵۲۰ تا ۵۶۰ در سال ۹۸؛
- اولویت ۵۶۰ تا ۶۰۰ در سال ۹۹.

دندانپزشکی

 

نام و نشاني كلينيك‌هاي دندانپزشكي و دندانپزشكان طرف قرارداد

 شركت بيمه شهر SOS

 

1.       كلينيك دكتر منتظري: خيابان شهيد مطهري،  ابتداي ميرعماد، ساختمان شماره 1، طبقه 2، تلفن: 88534289- 88534290- 88733415

2.       مركز دندانپزشكي دكتر عليرضا ملك نيا: خيابان وليعصر، پايين تر از ميدان ونك،  نبش خيابان 18 پلاك 1313 طبقه اول  تلفن: 88774109

3.       كلينيك زهره: ميدان وليعصر روبروي سينما استقلال انتهاي خيابان شهيد شهامتي- تلفن: 88898840- 88921596-88921597

4.       ارتودنسي دكتر جمليان: خيابان وليعصر- بالاتر از جام جم نبش كوچه روانپور- برج جم پلاك 1479 طبقه دوم تلفن: 22052228 22011892

5.       كلينيك دندانپزشكي شريف: ميدان ونك، خيابان شهيد والي نژاد، روبروي بيمارستان هاشمي نژاد، پلاك 7، واحد 3، تلفن: 88664541

6.       كلينيك دكتر مهديان: سي متري آيت (نارمك) بين چهارراه تلفنخانه و خيابان تهران نو (دماوند) تلفن: 77934061- 77935133

7.       ميناديس: گيشا، بين دوم و چهارم پلاك 25 طبقه دوم تلفن:88278870- 88267720-88267230

8.       بيمارستان ايرانشهر: خيابان دكتر شريعتي- سه راه طالقاني- خيابان كارگر تلفن: 9-77608061

9.       كلينيك دندانپزشكي گيشا: خيابان گيشا- نبش خيابان دوم پلاك 1 تلفن 88269640

10.    درمانگاه شبانه روزي خيريه كوثر: ميدان انقلاب - خيابان جمالزاده شمالي( بين نصرت و فرصت)، خيابان شهيد طوسي (شباهنگ) پلاك 53 تلفن:66927920- 66421331

11.    كلينيك دندانپزشكي حضرت فاطمه: سهروردي شمالي- جنب پمپ بنزين- ابتداي خيابان كاووسي فر- نبش كوچه حداديان- پلاك 2 طبقه اول تلفن:9-88535458

12.    مطب دكتر بهروز فارسي: صبحها، وليعصر، بالاتر از چهارراه پارك وي، جنب رستوران لوكس طلايي پلاك 1687 تلفن: 4-22497261

بعدازظهرها: خيابان شهيد رودكي، بالاتر از چهار راه وثوق، پلاك 418 تلفن: 66889190

13.    درمانگاه شبانه روزي قائم: ميني سيتي- شهرك قائم- ميدان دوم- طبقه فوقاني- مجتمع تجاري الزهرا تلفن: 4-22497261

14.    دكتر حكيمي: تهرانپارس بالاتر از چهارراه تيرانداز- نبش 166 شرقي- شماره 241- طبقه همكف- تلفن: 77869071- 77877537

15.    دكتر رحيمي: خيابان سنايي، نبش كوچه سوم، پلاك 8 طبقه دوم تلفن: 88847287

16.    دكتر رضا توكليان: شمس آباد- پايين تر از ميدان ملت، نبش كوي بهار، پلاك 20- طبقه اول واحد 4 تلفن 22321124

17.    كلينيك دندانپزشكي تنديس: گاندي شمالي- نبش خيابان شريفي- ساختمان گاندي شمالي- بالاي داروخانه دكتر جباري- پلاك 8 طبقه 6 واحد 21 تلفن: 9-8864228

18.    كلينيك دندانپزشكي آرشام: ميدان سپاه (عشرت آباد)- ضلع غربي ساختمان 262- طبقه اول تلفن: 77632414- 77539704

19.    كلينيك گوهردشت: كرج- گوهر دشت- نبش خيابان سوم غربي- ساختمان امرال- پلاك 6 طبقه سوم تلفن: 4467890-0261

20.    كلينيك دندانپزشكي سهيل: نبش مترو نواب- برج سهيل- طبقه هشتم واحد 803 تلفن:66381715-    7-66371846

21.    درمانگاه دندانپزشكي گاندي: خيابان دهم گاندي- پلاك 3 تلفن 88796526- فاكس:88796526

22.    درمانگاه شبانه روزي بهراد:خيابان آذربايجان- ابتداي خيابان قصر دشت- پلاك730 66350606- 66359346

23.    مركز دندانپزشكي شبانه روزي بهاران: آيت اله كاشاني بعد از پل آسيا روبروي پارك كودك جنب مسجد حضرت رسول تلفن:21-44166620

24.    مركز دندانپزشكي شبانه روزي يوسف آباد: يوسف آباد- خيابان اسد آبادي- نبش خيابان 15 پلاك 147 طبقه 2 واحد 4

 (طبقه فوقاني بانك پاسارگاد) تلفن: 8-88709066

 

???



راستي شما چي از زندگي فهمــيده ايد ؟

************************************************************


ادامه نوشته

معرفی موزه جواهرات ملی  




گنجینه بی مانند خزانه جواهرات ملی که مجموعه ای از گرانبها ترین جواهرات جهان است و طی قرون و اعصار بدین صورت گرد هم آمده است.
درمقاله زیر مطالب جالبی از این ثروت بی نهایت ایران گفته شده است .

هر قطه از این جواهرات گویای بخشی از تاریخ پر فرازو نشیب ملت بزرگ ایران و مبین ذوق و خلاقیت های هنری مردم این مرزو بوم است که خاطرات تلخ و شیرین شکستها پیروزیها .غرورو خود نمایی ها و فرمانفرمایی همراه با زور ونخوت زمامداران گذشته را تداعی میکند.
گنجینه حاضر از یک طرف بیانگر فرهنگ و تاریخ کهنسال و پر تلاطم ملت ایران وگویای داستان بخشی از زندگی پر ماجرای گذشتگان و از طرفی دیگر باز گوی قصه اشکهای خاموش مردم ستمدیده و جور کشیده است که نتیجه خود آرایی و فخر فروشی قدرتمندان و صاحبان زر و زور در دوران گذشته بوده است.خزانه فعلی جواهرات در سال ۱۳۳۴ ساخته و در سال ۱۳۳۹ با تاسیس بانک مرکزی ایران افتتاح و به این بانک سپرده شد.و اکنون نیز در صیانت بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران می باشد.
بهای این مجموعه چقدر است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هیچکس پاسخ این سوال را نمیداند.زیرا در این مجموعه گوهرهایی هست که در جهان نظیر ندارد.در پاسخ به این سوال فقط میتوان گفت:مجموعه جواهرات ملی ایران از لحاظ هنری تاریخی و منحصر به فرد بودن در شرایطی است که حتی زبده ترین کارشناسان و ارزیابان جهان هم نتوانسته اند ارزش واقعی یا تقریبی آن را محاسبه کنند.

پيشينه جواهرات ملي ايران به عصر صفويه برميگردد كه پايه گنجينه دولت يعني مجموعه هاي جدا از اموال شخصي پادشاه گذاشته شود و كارشناساني مامور خريد , ارزيابي و حفظ در و گوهرها و تزئينات كميابي شدند كه گاه شهرت جهاني داشت. پس از اغتشاش سالهاي آخر آن سلسله و نيز مرگ نادر كه به پراكندگي و غارت بخشي از آن جواهرات شد اين مجموعه در .25 سال گذشته تغيير چندان نكرده واز گنجينه هايي است كه در عين پر بها بودن نمي توان قيمتي براي آن قائل شد.تغييري كه در قرن 19 براي بهبود اين مجموعه داده شده است افزودن قطعات تراش خورده سنگ فيروزه خراسان و دانه هاي درشت مرواريد خليج فارس بود. تا اواسط قرن 19 بيشتر سنگهاي گرانبهاي اين مجموعه جدا جدا و پياده بود و نصب بخشي از آنها روي تزئينات جديد تا يكي دو دهه پيش ادامه داشت. در سال 1316 به موجب قانون جواهرات سلطنتي ايران بعنوان پشتوانه اسكناس رايج در اختياربانك ملي قرار گرفت و بعدها وثيقه اسناد بدهي دولت گشت. در سال1334 اين مجموعه در محل مخصوص امروزي قرار گرفت و در سال 1339 با تاسيس بانك مركزي به آن بانك سپرده شد. مشهور ترين جواهر اين خزانه كه در 37 بخش يا گنجينه رده بندي شده الماس مشهوردرياي نوراست به وزن182قيراط و رنگ صورتي كه از كمياب ترين انواع الماس در جهان است. بزرگترين شيء آن تخت طاووس است كه در زمان فتحعليشاه در دوازده تكه منفصل با 26733 قطعه جواهر ساخته شده. مفصلترين مورد آن كره جهان نماي ناصرالدين شاه است با341 كيلو طلاي ناب و 51366 قطعه گوهر به وزن 3656 گرم. البته در هنگام تماشاي اين نقشه جواهرآسا كه ايران در آسياي جنوب شرقي و انگلستان را با الماس و هندوستان را با ياقوت روشن مشخص كرده است. البته نبايد زياد پي آموزش جغرافيا رفت چون به نظر مي رسد سازندگان آن (به سرپرستي ابراهيم خان مسيحي)در جواهرسازي مهارت به مراتب بيشتري داشتند تا در فن نقشه كشي.
گنجينه بی‌مانند «خزانه جواهرات ملی» مجموعه‌ای از گرانبهاترين جواهرات جهان است که طی قرون و اعصار گردآوری شده است. خزانه فعلی جواهرات در سال 1334 ساخته و در سال 1339 با تاسيس بانک مرکزی ايران افتتاح و به اين بانک سپرده شد و اکنون نيز در صيانت بانک مرکزی جمهوری اسلامی ايران می‌باشد.
در حال حاضر اين مجموعه بی‌نظير در معرض ديد عموم قرار دارد و در شمار يکی از مهمترين و معروفترين جاذبه‌های گردشگری کشور محسوب می‌گردد.
بازديد از خزانه جواهرات ملی روزهای شنبه تا سه‌شنبه از ساعت 14:00 الی 16:30 امکان‌پذير است.
خزانه جواهرات ملی در غير از ساعات فوق و نيز روزهای چهارشنبه، پنج‌شنبه و جمعه و تعطيلات رسمی، تعطيل می‌باشد.

نشانی
تهران: خيابان فردوسی، شماره 213.
بانک مرکزی جمهوری اسلامی ايران
خزانه جواهرات ملی

تلفن: 64463785، 64463869، 64463870
دورنگار: 33112595

پذيرش
دانشجويان و پژوهشگران: 3000 ريال
بازديدکنندگان داخلی: 6000 ريال
بازديدکنندگان خارجی: 30000 ريال

افراد زير 12 سال اجازه ورود ندارند.




برخی جواهرات این موزه :

تخت طاووس(تخت جمشید)

به فرمان فتعلی شاه در سال ۱۲۱۶ هجری قمری ،تختی عظیم و مجلل به مباشرت نظام الدوله محمد حسین خان صدر اصفهانی فرمانروای اصفهان با جواهر و طلای موجود در خزانه ساخته شد و به مناسبت نقش خورشید مرصعی که در صدر تخت تعبیه شده است به نام تخت جمشید معروف گردید.

تخت خورشید سالها به همان نام نامیده می شد تا اینکه فتعلی شاه با طاووس تاج الدوله ازدواج نمود.از همان زمان به مناسبت نام او ،تخت به نام طاووس مشهور شد.بعضی از ایرانیان می پنداشتند که تخت مذکور همان تخت طاووس هند است و با مقایسه و توصیفی که تاورنیه از تخت طاووس کرده و آنچه خود از تخت طاووس موجود دیده و استنباط کرده به این نتیجه رسیده که ادعای مدعیان باطل است و برای اطمینان و تائید نظر خود با ناصر الدین شاه مذاکره و از ایشان استفسار کرده و مطمئن شده است تخت طاووس به دستور فتعلی شاه ساخته شده و به نام همسر او طاووس خانم،تخت طاووس نامیده شده است.پس از درگذشت فتعلی شاه،سالها بعد ناصر الدین شاه که در ظبط و ربط جواهر و نفایس سلطنتی،عنایت خاص داشت دستور داد تا تخت یاد شده را تعمییر کرده و تغییراتی جزئی در شکل ظاهر آن دادند از جمله اشعاری که مضمون آنها کیفیت تعمیر تخت به امر ناصر الدین شاه است.در کتیبه اطراف تخت به خط نستعلیق خوش در مصراعهای مجزا از یکدیگر روی زمینه زر ،به مینای لاجوردی نگاشته شده است.این مصراعها فعلا مرتب و دنبال یکدیگر نصب شده است و پیداست که در تعمیر بعدی آنها در جای خود نشانده اند.تخت مذکور تا سال ۱۳۶۰ در تالار کاخ گلستان نگهداری می گردید.در تاریخ

۱۳۶۰/۶/۱۷ به خزانه جواهرات بانک مرکزی جمهوری اسلامی انتقال یافت تا همواره با توجه به تجانس این تخت با جواهرات موجود در خزانه (موضوع قانون سال ۱۳۱۶ شمسی)نگهداری شود.


کره جواهر نشان


این کره در سال ۱۲۹۱هجری قمری ،به دستور ناصر الدین شاه،توسط گروهی از جواهر سازان ایرانی به سر پرستی ابراهیم مسیحی از جواهرات پیاده ای که در خزانه موجود بود ساخته شد.

وزن خالص طلای به کار رفته در این کره ۳۴ کیلو گرم و وزن جواهرات آن ۳۶۵۶ گرم است.تعداد کل جواهراتی که در روی کره نصب شده ،بالغ بر ۵۱۳۶۶ قطعه است.پیدا کردن کشورهای مختلف در میان برق سنگهای گوهر ها کار مشکلی است.زیرا به نظر می آید ،مهارت سازنده آن به جواهر سازی ،بیش از نقشه کشی بوده است.

دریاهای روی کره به وسیله زمرد و خشکیها به وسیله یاقوت نشان داده شده است.آسیای جنوب شرقی ،ایران و انگلستان با الماس×هندوستان با یاقوت روشن و آفریقای مرکزی و جنوبی با یاقوت کبود مشخص شده است.

قطر کره در حدود ۲ پا (۶۶ سانتیمتر)است و روی پایه ای که تمام آن از طلای آراسته به جواهرات است قرار دارد.



جقه نادری
جقه نادری، آراسته به الماس و زمرد، که در وسط آن یک تخمه زمرد دامله درشت خوشرنگ نصب شده است. در زیر جقه،سه آویز زمرد خوشرنگ آویخته شده است.قسمت بالای جقه ،هفت شقه است و در دو طرف شقه ها نیز دو ریسه و برگ و گل الماس نشان،ساخته اند و از نوک شقه های جقه ،دو آویز زمرد بسیار اعلای سعیدی امرودی آویخته شده است.در بالای تخمه وسط،هلال الماس نشان ،و در پایین در دو سو ،شبیه درفش ،طبل،لوله توپ و سر نیزه روی زه زین نصب شده است.
پارچه درفش به سه ردیف یاقوت،الماس و زمرد کمرنگ تقسیم شده است.تمام جقه ،آراسته به الماسهای فلامک خو ش آب و درشت و ریز است.رضا خان پهلوی از جقه مزبور گاهی استفاده می کرد.وزن جقه ۳۳ مثقال و ۱۹ نخود است.
این جقه در سده ۱۲ ه.ق در ایران ساخته شد.

تاج پهلوی

تاج مورد استفاده رضا خان و محمد رضا پهلوی.این تاج از طلا و نقره ساخته شده است.و آراسته به الماسهای برلیان بسیار اعلاء تخمه های درشت زمرد،یاقوت کبود و مروارید است.

این تاج در چهار طرف ،دارای چهار کنگره پله پله به شکل تاجهای شاهنشاهان ساسانی است که در وسط و زیر کنگره پیشین آن ،خورشیدی زرین با شعاعهای الماس نشان ٬و تخمه الماس زرد درشت نصب شده است و در پشت همین گنگره ،جقه پایه دار اسلیمی و در پشت آن پر قو قرار دارد.

در این تاج ۳۳۸۰ قطعه الماس به وزن ۱۱۴۴ قیراط،۵ قطعه زمرد به وزن ۱۹۹ قیراط و ۲ قطعه یاقوت کبود به وزن ۱۹ قیراط و۳۶۸ حبه مرواریدغلطان به کار رفته است.وزن تاج ۴۴۴ مثقال یعنی در حدود ۲۰۸۰ گرم،معادل دو کیلو و هشتاد گرم میباشد.

تاجی که قبلا در تاجگذاری های دوران قاجار ٬به کار میرفت ٬تاج کیانی بود.چون رضا خان پهلوی مایل نبود در تاجگذاری خود از آن استفاده کند.از این روی در سال ۱۳۰۴ خورشیدی ٬ به دستور رضا خان از گوهرهای منتخب ٬تاج مزبور را ساختند و رضا خان و محمد رضا پهلوی ٬برای تاج گذاری از آن استفاده کردند.




تاج فرح

تاج مورد استفاده ی فرح پهلوی در سال ۱۳۴۶ از میان جواهرات ملی توسط ایوان کلیف و آرپل ساخته شد. بدنه این تاج از پلاتین و تعداد سنگهای قیمتی ان به شرح زیر است:
۱۴۶۹ قطعه برلیان
۳۶ قطعه زمرد
۲ قطعه لعل
۳۴ قطعه یاقوت
۱۰۵قطعه مروارید وزن این تاج ۱۴۸۰.۹۰ گرم است.

الماس معرف به دریای نور:

شاید این الماس در میان جواهرات ملی ایران مقام اول را دارا باشد. این الماس معروف (دریای نور) و الماس کوه نور ظاهرا به علت قرابت نام پیوسته یک زوج به شمار می آمده اند.
در حالی که از نظر تراش و رنگ هیچ وجه مشترکی با یکدیگر ندارند. هر دو گوهر از آن نادر شاه بود.اما الماس کوه نور.بعد از مرگ نادر شاه توسط احمد شاه درانی به افغانستان برده شد.بعد از احمد شاه به شاه شجاع منتقل شد و پس از شکست شاه شجاع به دست سردار هندی ملقب به شیر پنجاب الماس مزبور به تصرف سردار نامبرده در امد.
این گوهر بعدها به دست کمپانی هند شرقی و بدین وسیله به دربار انگلستان راه جست و به ملکه ویکتوریا هدیه گردید.هم اکنون نیز این گوهر در تاج ملکه الیزابت مادر فعلی انگلستان نصب است. الماس دریای نور پس از قتل نادر شاه به نوه او شاهرخ میرزا رسید.سپس به دست امیر اعلم خان و بعد از او به دست لطفعلی خان زند افتاد.هنگامی که لطفعلی خان به دست آقا محمد خان قاجار شکست خورد گوهر مزبور به گنجینه جواهرات قاجار منتقل گشت.ناصرالدین شاه معتقد بود این گوهر یکی از گوهرهای تج کوروش بوده است و خود او بسیار به این گوهر گرانبها علاقه داشت و زمانی ان را کلاه و گاهی به سینه خود نصب میکرد و حتی تولیت دریای نور را منصبی مخصوص قرار داد و این افتخار مهم را به عیان و بزرگان کشور محول می داشت . دریای نور بعدها داخل موزه دولتی گردید و اینک زینت بخش خزانه جواهرات ملی است.
وزن دریای نور ۱۸۲ قیراط است و رنگ آن صورتی است که کمیابترین رنگ الماس است.در سال ۱۳۴۴ هنگام بررسی جواهرات ملی توسط دانشمندان کانادایی در باره این گوهر نکته بسیار جالب توجهی کشف شد.
تاورینه سیاحت گر و جواهر شناس معروف فرانسوی در کتاب خود از الماس صورتی رنگی به وزن ۲۴۲ قیراط سخن میگوید و اشاره میکند در سال ۱۶۴۲ میلادی آن را در شرق دیده است و نقشه و اندازه های آن را نیز در کتاب شرح میدهد و آن را(الماس یا لوح بزرگ) مینامد. رنگ و شکل این الماس توجه دانشمندان کانادایی را جلب کرد و ایشان معتقدند الماس دریای نور و نورالعین در اصل یک قطعه الماس بوده و بعد آنرا به دو تکه قسمت نموده اند که تکه بزرگ آن دریای نور نام گرفته و تکه کوچک ان که به وزن ۶۰ قیراط است نورالعین نامیده شده و در حال حاضر در وسط نیم تاج شماره ۲ گنجینه ۲۶ قرار دارد./g



مطالب فوق از سایت بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران گرفته شده است.

قرار بچه مرده ها-خصوصی

اسامی همکلاسی های دوم برق آ هنرستان شهید چمران

به ادامه مطلب بروید...
ادامه نوشته

محاسبه قیمت سکه

محاسبه نرخ طلا با فرمول (هر اونس طلا در بازار جهانی x نرخ دلار در بازار آزاد x 0.2396 = قیمت واقعی فروش سکه)

محاسبه قیمت سکه با بازار جهانی

شرح متغیرها و ثابت‌های رابطه بالا: P(g)‎ — ارزش طلا در هر اونس بر حسب دلار؛900 — عیار سکه داخل کشور؛999 — عیار طلا در خارج از کشور؛P(USD/IRR)‎ — نرخ دلار بر حسب ریال؛31.103 — وزن هر اونس طلا بر حسب گرم؛8.13 — وزن سکه تمام بهار آزادی بر حسب گرم؛1.02 — افزودن عوارض ورود طلا (بین ۲ تا ۵ درصد) به کشور به قیمت تمام‌شده سکه؛

عکس بدون شرح

اسپری برای مخفی کردن پلاک ماشین!

 

اکونیوز:به تازگی در برخی سایت‌های اینترنتی نوعی اسپری تبلیغ می‌شود که با آن می‌توان پلاک خودرو را از دید دوربین‌های سرعت‌گیر و پلیس مخفی کرد.

به گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران(econews.ir)،این اسپری که فوتو بلاکر (Photo Blocker) نام دارد، در برخی سایت‌های اینترنتی نیز به فروش می‌رسد و فروشندگان این اسپری ادعاهای جالبی درباره آن دارند.
درباره این محصول این‌گونه تبلیغ می‌شود که با استفاده از آن می‌توان پلاک خود را از دید دوربین‌های سرعت‌گیر و پلیس مخفی کرد. همچین ادعا می‌شود «دوام و ماندگاری این اسپری روی پلاک خودرو 1 سال است.»
فروشنده ادعا می‌کند: این اسپری منعکس کننده عکس فلاش رادار است، این کالا با گارانتی کارکرد به شما تحویل داده می‌شود. تعداد دفعاتی که میتوانید از این اسپری استفاده کنید حداقل 50 بار است.
با توجه به گسترش دوربین‌های کنترل ترافیک و سرعت در جاده‌ها و خیابان‌ها سودجویان از این شرایط استفاده کرده و اقدام به فروش چنین محصولاتی می‌کنند، هوشیاری پلیس و دیگر دستگاه‌های در این زمینه ضروری به نظر می‌رسد.
انتهای پیام//

شارژ ایرانسل انتقال

ترفند ارسال شارژ از گوشی به گوشی در ایرانسل + روش جدید و با رمز

دوستان عزیز مشکل انتقال شارژ ایرانسل به ایرانسل داشتن و اونم این بود که ایرانسل برای انتقال شارژ از اونها رمز میخواد که اونها اطلاعی از رمز خودشون ندارن یا بعضی اوقات هم ایرانسل رمز رو به صورت یک اس ام اس به شما اطلاع داده ولی نحوه ی نوشتن اس ام اس انتقال و جای شناسه ی رمز رونمی دونن ! خب بهتره بعد از اینهمه تعریف بریم سراغ آموزشی که میخواییم بدیم.در این پست میخواییم به شما آموزش بدیم چطور رمز خودتون رو از ایرانسل دریافت کنید و بعد از دریافت رمز چطور انتقال وجه از سیمکارتی به سیمکارت دیگه رو انجام بدید.بهتره دیگه بهیشتر توضیح ندم.برین توی ادامه ی همین مطلب و آموزش کامل رو بخونید.این آموزش ضروری برای کاربران ایرانسل در سایت تک تو نت.کام منتشر و ارایه گشته است.

راستش تا اونجایی که من تجربه کردم و در جریان هستم گویا ایرانسل بعد از چند مدتی که انتقال شارژی انجام نمیگیره یا انتقال شارژ ها زیاد و مکرر باشه پسورد را غیر فعال میکنه و شما برای انتقال شارژ باید در این سیستم دوباره ثبت نام کنید ( البته ثبت نام فقط برای انتقال شارژ ).

برای اینکه در سیستم ثبت نام کنید و رمز جدید برای انتقال شارژ دریافت کنید فقط و فقط کافیست یک پیامک ( اس ام اس ) با متن ۱۲ به شماره ۱۱۱۲ ارسال کنید , بعد از مدتی رمز انتقال شارژ برای شما ارسال میشه و از نو میتونید بین سیم کارت های ایرانسل شارژ منتقل کنید , و همچنین برای تغییر رمز نیز باید دستور عمل زیر را دنبال کنید :

Pin:aaaaa:bbbbb:bbbbb

که در اینجا باید متن بالا را به شماره ۱۱۱۲ ارسال کنید , توجه : به جای aaaaa باید رمز قدیم را وارد کرده و به جای bbbbb باید رمز جدیدی که میخواهید را وارد و کل متن را به شماره مورد نظر ارسال کنید تا رمز شما تغییر کند.

جهت یاد آوری برای انتقال شارژ بین سیم کارت های ایرانسل مطابق زیر عمل میکنید :

Shomareh:Mablagh:Ramz
به عنوان مثال
۰۹۳xxxxxxxxx:aaaaa:bbbbb

که در مثال بالا برای خطی که میخواهید شارژ انتقال دهید ابتدا شماره سپس مبلغ به ریال و در آخر رمز را نوشته و کل متن را به شماره ۱۱۱۲ ارسال میکنید , ایرانسل بابت این امکان ۵۰ تومان کارمزد دریافت میکنید !

شرف الشمس2

سلام  همین آیه الکرسی نقش شرف شمس است
نقش شرف شمس بینهایت است
و تمام شدنی نیست
نقش شرف شمس همان اسم اعظم است و اسم اعظم
حالتی درونی است که انسان با انسان دیگر برای صدا زدن نام خداوند
متفاوت است.

ممکن است فردی با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم به قدرت اسم اعظم دست پیدا کند و یا فردی با گفتن

لا اله الا الله و یا فردی فقط با صلوات به اسم اعظم خداوند برسد
اسم اعظم ما هستیم که خلیفه الهی بر روی زمین هستیم ولی چون خوابیم
یک مرده متحرکیم وقتی اعمالی را انجام دادیم بیدار شده و اسم اعظم میشویم.

و اما در مورد زمان آن
در اصل ما در طول سال در طول سال قمری یک شبی داریم به نام شب قدر

در تقویم و سال شمسی هم روزی داریم به نام شرف شمس

این هر دو مشابه هستند و موقعیت ستارگان در این ساعتها در شرایطی قرار میگیرند که
طبق مقاله ای که در زمینه ایام الله و ساعات سعد و نحس تقدیم کردم

و خداوند به موقعیت ستارگان قسم خورده و فرموده که بالاترین قسمها در قران قسم خوردن به موقعیت ستارگان است

در این ساعات چه شب قدر و یا چه شرف شمس ما میتوانیم بهترین ارتباط را با خدا برقرار نمائیم

در این ساعات اگر خدا را به اسماء اش قسم دهیم حد اکثر تاثیر را داشته است و خداوند در قران میفرماید که
در روزهای خاصی خدا را ذکر گوئید

و ما هم در شرف شمس خدا را  ذکر میگوئیم

و اما ذکر که باید بگوئیم خداوند در قران بهترین ذکر ها را خود فرموده که قران بالاترین ذکر ها است

و از بین ذکرهای قران که خداوند فرموده بالاتر از آیه الکرسی هیچ چیزی در احادیث وارد نشده است.

پس در روزی که معادل شب قدر است ما در مقابل خداوند اسم اعظم که از میان ذکرها انتخاب میکنیم قران است و چکیده قران
آیه الکرسی است که آن را میخوانیم و مینویسیم


اگر کتابهای طلسمات و جفر و غیره را مطالعه کرده باشید و در زمینه خطوط پیامبران مختلف از قوم بنی اسرائیل و غیره
اطلاعات داشته باشید متوجه خواهید شد که نوشته های عجیب غریب نقش شرف شمس همان اسماء الهی است
ولی به زبان و خط  بشری چند هزار سال پیش تا بیشتر در نظر مردم مرموز جلوه کند.
این نقوش را اگر بخواهید تفسیر کنید یک سیدی به نام سید سعید که اهل سنندج هست و از شاگردان سید پیر 120 ساله اهل سنندج
به نام طلسم میرداماد منتشر میکند که در یکی از کتابهایش خط های انواع پیامبران را آورده است
از خط حضرت آدم تا خط شعیب پیامبر و غیره ... که همگی مشابه همان نقوش شرف شمس هستند.

اگر هم فلسفه نوشتن چه ایه الکرسی و چه نقشهای شرف شمس را بخواهید به صورت ساده چنین میتوانیم بیان نمایم که

وقتی نوشته ای حال چه نقش عجیب و غریب شرف شمس و چه آیه الکرسی و غیره را مینویسیم

در دنیای فیزیکی ما یک نوشته معمولی است
اما بنا به فرموده قران که خداوند میفرماید اصل هر چیزی در نزد ما است
اصل و معنی آن نوشته را ما در جهانهای بالاتر هفت گانه خلق میکنیم
این خلق کردن که توط ما که خلیفه الهی هستیم انجام میشود مورد توجه موکلین علیا یا سفلی و انبیاء و اولیاء و حتی اهل بیت قرار میگیرد
و به قول معروف انرژی خاصی تولید میکند
این انرژی بنا به فرموده قران هوشمند است
یعنی ما در اصل یک فرشته ای خلق نموده ایم که به جریان در آمده و خواسته های ما را بصورت فرشته یا وسیله ارتباط با موکلین
انجام داده و ارتباط برقرار میکند.

مکانیزم این عمل را شرف شمس یا طلسم و یا دعا و یا جادوگری و یا هر چیزی که نامش را بخوانیم نامگذاری میکنند
در اصل سرچشمه همه این اعمال یکی است.

امید وارم توانسته باشم به طور صحیح توضیح بدهم.

شرف الشمس

شاید عده ای بپرسند که چرا شب قدر را نمیتوان فهمید کی است ولی شرف شمس را میتوان زمانش را مشخص کرد
این بر میگردد به خلقت ماه و خورشید

بر طبق تقویم قمری هر ماه قمری ممکن است چند ساعت تا یک روز پس و پیش باشد
و این اختلاف در طول سال ممکن است دوازده ماه با هم جمع شده و زمان اختلاف زیادی به دست بیاید
لذا در طول سال قمری پیش بینی نمودن شبی که موقعیت زمین در بین صورتهای فلکی به نقطه خاصی میرسد
تقریبا و یا تحقیقا و با تقریب 99.99 درصد فقط در  محدوده علم خداوند است آن یک ذره تقریب هم به دلیل این است که بنده شناخت کافی از خلقت ندارم

ولی در تقویم و تاریخ شمسی حرکت خورشید بسیار دقیق تر از ماه است و دورانهای آن قابل محاسبه و پیش بینی هستند
و لذا هر سال روز خاصی که خورشید به نقطه خاصی در آسمان میرسد حالتی معادل شب قدر ایجاد میکند.
که در قران خداوند دستور داده که آن را جدی بگیرند و خدا را بسیار یاد کنند تا مسیر زندگیشان تغییر کند

شاید سوال شود که چرا اهل بیت و امامان این همه سفارش به شب قدر نموده اند به شرف شمس سفارش ننموده اند

یکی از جوابها ممکن است این باشد که در زمان زندگی اهل بیت تمدن عرب
تاریخ شمسی را استفاده نمیکرد و اگر در این باره گفته میشد عرب بیسواد
تقویم شمسی را با قمری قاطی میکرد. و همچنین محاسبه شرف شمس و موقعیت آن در آن موقع برای عرب جاهل
قابل درک نبوده است
ولی بعدها دانشمندان مسلمان ایرانی مانند ابو علی سینا ، ابو ریحان و غیره ...
محاسبه کرده و از تاریخها و تقویمهای باستانی ایران و غیره مانند بابلیان و آشوریان و غیره
مسائل مختلفی را استخراج و استفاده کردند

اگر یک ذره خدا را بهتر بشناسیم و به عظمت و مهربانی اش فکر کنیم میفهمیم که
خداوند نه بخیل است و نه خسیس
نعوذ بالله که بخواهد شب قدر را مخفی کند
خداوند همان طور که در ادعیه آمده است باسط الیدین بالعطیه است
دستهایش برای اهداء و عطایا باز است و شب قدر را برای ما خلق کرده اما
خاصیت و ذات شب قدر به نوعی است که قابل تشخیص نیست
اما در مقابل شرف شمس را برای شناخت زمان دقیق خلق کرده تا ما برای تقرب به محضرش استفاده کنیم.

در روایات آمده که اگر کسی شب قدر را درک نکرد باید روز عرفه در صحرای عرفه حاضر شود
ولی چون در آن زمان شرف شمس در بین عرب و تاریخ شمسی مطرح نبود لذا اشاره به شرف شمس نشده
اما یکی دیگر از مواقع بخشیده شدن گناهان شرف شمس است

در ضمن فقط هم اینها نیستند بلکه به غیر از روز عرفه و شب قدر و شرف شمس  روزهای دیگری هم هستند
بعنوان مثال در طول سال دوازده بار شرف قمر داریم که در هر ماه اتفاق می افتد و زمان دقیق آن در تقویم آمده است
همچنین مناسبتهای خاصی مانند بعثت حضرت رسول روز غدیر روز تولد امام علی و تولد امامان و چهارده معصوم و غیره
یا روزی که حضرت نوح بر کشتی نشست یا روزی که حضرت سلیمان پیامبر شد که در همان شرف شمس بوده است و غیره همگی
ایام الله بوده ولی ضعیف و قوی دارند. اما این ضعیف و قوی بودن آنها بسته به انسان تغییر میکند
ممکن است انسانی مومن و با خدا در ضعیف ترین روزهای خدا حتی در یک روز نحس حاجتش بر آورده شود
در حالی که یک انسانی با ایمان و عمل ضعیف در شب قدر هم حاجتش بر آورده نشود.

و اما در بین روزهای هفته  روز یک شنبه و معادل آن یعنی شب جمعه نیز معادل شرف شمس هستند ولی با حالت ضعیف تر

اگر بخواهیم طبقه بندی کنیم بدین صورت خواهد بود :


1- شرف شمس در طول سال یک روز است و تاثیر مثبت آن زیاد است
2- شرف قمر در طول سال در هر ماه یک بار است و تاثیر مثبت آن متوسط است
3- شرف هفتگی در روز یک شنبه و شب جمعه که تاثیر مثبت آن کم است ولی همین تاثیر کم بسیاری از بزرگان را به اوج مقامات معنوی رسانیده است


بعنوان تجربه یکی از مهمترین اموری که در زندگی ام باعث شد لطف خداوند را با تمام وجود حس کنم مداومت بر دعای کمیل در شب جمعه بوده است
و تاثیر آن را دیده ام و به تمامی عزیزان نیز توصیه میکنم هدیه امام علی و دعای خضر را در شب جمعه فراموش نکنند.


در نهایت باید عرض کنم که بنده بر روی هیچ یک از حرفهایم تعصب ندارم و دانش بسیار ناچیزی است که
خداوند با وسیله های مختلف به بنده یاد داده و اگر ایرادی از سوی بنده است منت دار خواهم بود فردی به بنده گوشزد و یاد آوری
و تعلیم دهد تا بهتر بتوانم خدای خود را بشناسم

آسيب شناسي رفتار سازماني

 


 
آسيب شناسي رفتار سازماني
آسيب شناسي (Patholiogy) مطالعه مباني كاركردهاي نابسامان است. بيشتر مردم بر اين عقيده اند كه پديده هايي چون جنايت، تخلف، الكليسم، اعتياد به موادمخدر، فقر و حاشيه نشيني و سوءسكونت هاي حاد و جنبه هاي آسيب شناختي در زندگي امروزي هستند. در چارچوب نظريه تضاد، بروز پديده هاي تعارض آميز و تضادهاي دروني جامعه كه پايه اصلي آنها تعارض هاي طبقاتي است موجب نابساماني هاي رفتاري مي شوند. تمركز سرمايه و قدرت در دست گروه هايي كه علايق و منافع مشترك اقتصادي و سياسي دارند - و با يكديگر نيز در ستيزند - موجب گرايش دادن معيارها به سمت استفاده خودي و ايجاد محروميت توده ها مي شود. محروميت ها، واكنش هاي پرخاشگرانه، غيرعادي، نابهنجار و بزهكارانه را موجب مي شوند و به هر حال گروه هاي آسيب ديده اجتماعي را پديد مي آورند. در اين مقاله عوامل مختلف در ايجاد كاركردهاي نابسامان در رفتار سازماني آسيب شناسي مي شود.
1- مقدمه
امروزه نمى توان بدون توجه به ميزان بهره ورى در توليد اجتماعى و بدون آگاهى از ساز و كارها و عوامل مؤثر بر افزايش آن، به سوى توسعه پايدار گام برداشت. زيرا هر قدر در جامعه صرف توليد اجتماعى شود، بايد بازده معقولى داشته باشد تا جامعه بتواند به حيات خود ادامه دهد. درواقع، جامعه اى كه داده هاى آن بيش تر از ستاده ها باشد، جامعه اى مبرا بوده و در بحران هاى اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سياسى جهان امروز توان پايدارى و همگامى با توسعه پايدار و انسانى را نداشته و موفق به گذر از اين بحران ها نمى شود.

2- ادبيات تحقيق
چرا انسان در سازمان كار مى كند؟ چرا برخى افراد بسيار فعال و برخى كم كارند؟ علت علاقه به شغل و بى علاقگى به كار چيست؟ چه عواملى در تقويت روحيه و ايجادعلاقه به كار و انگيختن حس وظيفه شناسى كارمندان مؤثر است؟ آيا پاداش مادى در افزايش كارآيى كارمندان مؤثر است و آيا اهميت آن از پاداش هاى غيرمادى بيشتر است؟ و آيا سطح كارآيى كاركنان را چگونه مى توان افزايش داد؟

اگرموردى از انجام نشدن كار به طور مؤثر وجود داشته باشد، سئوال اينجاست كه آيا اين مشكل از جانب شخص شاغل است يا متوجه ساختار شغل است و يا در مطابقت نداشتن هردوى آنها؟ حسب اين كه دلايل ضعف در انجام كار چه باشد بايد توجه خود را به مشحصات فرد انتخاب شده براى شغل يا ساختار شغل و يا هردوى آنها معطوف كرد.

اين كه چه عواملى در تقويت روحيه و ايجادعلاقه به كار و انگيختن حس وظيفه شناسى افراد مؤثر بوده سات، ساليان دراز مورد بحث كارشناسان و دانش پژوهان قرار گرفته است. آنچه انسان را براى برآورد تمايلاتش تحريك مى كند تا فعالانه به خدمت بپردازد، انگيزه نام دارد. به عبارت ديگر انگيزه، عامل تحريك انسان براى كار بيشتر است. در يك طبقه بندى كلى انگيزه ها را در ۳ گروه قرار مى دهند:

انگيزه هاى فيزيكى
انگيزه هاى اجتماعى
انگيزه هاى روانى
به بخشى از نيازهاى انسان در محيط كار مانند تسهيلات رفاهى محيط كار ( محل مناسب كار ، هوا، نور و ...) انگيزه هاى فيزيكى اطلاق مى شود. به دسته اى از نيازهاى افراد كه به رفتار ديگران و بويژه به رفتار مديريت سازمان ارتباط پيدا مى كند و بيشتر نيازهاى اجتماعى انسان را برطرف مى سازد، انگيزه هاى اجتماعى مى گويند. مانند پذيرش فرد به عنوان يك عضو مفيد در سازمان كه داراى احترام و شأن و منزلت اجتماعى است و آن گروه از نيازهايى كه رضايت روحى فرد را در پى دارد، جزو انگيزه هاى روانى محسوب مى شود. مانند برقرارى روابط عاطفى درمحيط كار با همكاران و مديريت.

از آنجا كه انگيزش افراد متفاوت است و عوامل مختلف از راه هاى گوناگون، بر افراد اثر متفاوت مى گذارند، بنابراين در بررسى براى سازگارى افراد با مشاغل، لازم است كه انگيزش فرد نيز مورد بررسى قرار گيرد.

به نظر علماى علوم اجتماعى، فرهنگ و معتقدات افراد عامل مؤثرى در طرز سلوك و رفتار ادارى آنان به شمار مى رود. برخى از عوامل فرهنگى مانند عادات و سنن، عقايد مربوط به حرفه و شغل ، روش هاى توليد و ... در طرز سلوك و رفتار ادارى افراد مؤثر است. افراد شاغل در سازمان از آنجا كه عضو جامعه بزرگ ترى هستند، در تأثير فرهنگ و معتقدات مخصوص آن جامعه قرار مى گيرند. بنابراين چگونه فرهنگ و معتقدات اجتماعى جامعه بدون شك تأثير قابل توجهى در طرز سلوك و رفتار افراد در سازمان هاى ادارى دارد. بدين رو بررسى تأثير عوامل فرهنگى در رفتار ادارى افراد، اهميت روزافزونى در سازمان و مديريت مؤسسات امروزى به دست آورده است و براى اين منظور بايد ريشه هاى فرهنگ جامعه به خوبى شناخته شده و در صورت لزوم تغيير يابند.

از آنجا كه نقش فرهنگ در توسعه نقش كليدى است و انسان در توسعه نقش مهمى داردو تحقق توسعه به دست انسان صورت مى پذيرد، برطرف كردن نيازهاى روحى و روانى افراد از اهميت ويژه اى برخوردار است زيرا كه بدون توجه به آنها توسعه ميسر نيست. بنابراين يكى از وظايف مهم مدير، انگيزش افراد است، انسان هايى با نيازهاى متعدد براى نيل به هدف هاى سازمانى.

در الگوى سلسله مراتب نيازهاى آبراهام مزلو (مازلو)، وى معتقد است كه در سطح سوم نيازها با عنوان نيازهاى اجتماعى (Social Needs)، انسان نيازمند است كه از طرف ديگران موردقبول واقع شود و در سطح چهارم كه نيازهاى حرمت (Esteem Needs) نام گرفته است، انسان مى خواهد كه موردتوجه و احترام ديگران قرار گيرد و از موقعيت اجتماعى مناسبى برخوردار بوده و اطرافيان قدر و منزلت براى وى قائل شده و او را با ارزش بشمارند.

بالاترين سطح سلسله مراتب مزلو را نيازهاى خودشكوفايى (Self- actualization Needs) تشكيل مى دهد. به اين مفهوم كه فرد نيازمند پيشرفت در تحقق هدف هاى زندگى خود و نيز درك قابليت هاى شخصيت خويش است. به عبارت ديگر نياز براى شكوفا ساختن قابليت هايى است كه فرد دارد.

به اعتقاد مزلو هر كوششى كه موجب وقفه و يا مانع سير طبيعى تكامل رشد روانى به ترتيب فوق شود، زيان آور است . به نظر او در سازمان هاى امروزى به نيازهاى خود شكوفايى كاركنان كمتر توجه مى شود و همين امر مانع رشد شخصيت و خويشتن شناسى و احساس تعهد خدمت مى گردد و در نتيجه تعارض و ناسازگارى بين نياز روانى فرد به خود شكوفايى از يك سو و نياز سازمان به ازدياد كارايى از سوى ديگر ظاهر مى شود. به عبارت ديگر به اعتقاد مزلو آنچه سازمان از فرد مى خواهد اين است كه همه قت و تلاش خود را صرف افزايش توليد و بالاكردن بهره ورى كند كه در اين صورت كاركنان سازمان ها وقت و فرصت كافى براى ارضاى نيازهاى خودشكوفايى كه لازمه رشد شخصيت است، پيدا نمى كنند.

به اعتقاد برخى از انديشمندان، در حال حاضر توجه مديران بيشتر معطوف به تأمين نيازهاى نخستين (فيزيولوژيكى و ايمنى ) كاركنان است اما چون نيازهاى اجتماعى و روانى و بويژه نيازهاى خودشكوفايى آنان ارضا نمى شود، در نتيجه احساس محروميت بروز كرده كه منتهى به تعارض و ناسازگارى بين كاركنان و سازمان مى شود كه در نهايت منجر به نارضايتى از كار مى شود.

به اعتقاد هرزبرگ در بيشتر سازمانها به عوامل انگيزشى چندان توجهى نمى شود و سعى مديران بر برآورده كردن نيازهاى سطح پايين كاركنان متمركز مى شود كه ارضاى بيشتر آنها، عملكرد مثبت فرد را به دنبال ندارد. شايد به اين دليل كه پرداختن به عوامل بهداشتى ملموس تر است، درحالى كه سازمان بايد براى تداوم پيشرفت خود سطح نياز كاركنان را بشناسد و متناسب با آن براى ارضاى نيازها اقدام كند به اين ترتيب كه مديران بايد در برآورده ساختن نيازهاى انگيزشى كاركنان از طريق احاله شغل هاى مسئولانه به كاركنان كوشا باشند. به نظر هرزبرگ، افزودن به ميزان آزادى عمل، تنوع مهارتى و اهميت شغلى ، عملكرد كاركنان را بالا برده و بر رضايت آنان مى افزايد. هرزبرگ براين باور است كه رضايت شغلى در عملكرد سازمانى تأثير مثبت دارد.
پژوهش هاى به عمل آمده در باره تئورى برابرى نشان مى دهد هنگامى كه افراد احساس كنند كه دريافتى منصفانه اى عايدشان نشده از ميزان كوشش خود كم مى كنند. بنابراين لازم است كه سازمانها حقوق و مزاياى منصفانه اى به كاركنان خود بپردازند، زيرا وقتى كاركنان احساس كنند كه با آنهاعادلانه رفتار نمى شود، به طور حتم از خشنودى شان كاسته شده و كوشش لازم را به عمل نمى آورند و يا ازكار كناره گيرى مى كنند. البته تنهابعد مادى و مالى نيست كه احساس نابرابرى در كاركنان به وجود مى آورد، بلكه مقايسه اجتماعى هم موجبات نارضايتى را فراهم مى كند.

3- چارچوب نظرى
آسيب شناسى (Patholiogy) مطالعه مبانى كاركردهاى نابسامان است. بيشتر مردم بر اين عقيده اند كه پديده هايى چون جنايت، تخلف، الكليسم، اعتياد به موادمخدر، فقر و حاشيه نشينى و سوءسكونت هاى حاد و جنبه هاى آسيب شناختى در زندگى امروزى هستند.

در چارچوب نظريه تضاد، بروز پديده هاى تعارض آميز و تضادهاى درونى جامعه كه پايه اصلى آنها تعارض هاى طبقاتى است موجب نابسامانى هاى رفتارى مى شوند. تمركز سرمايه و قدرت در دست گروه هايى كه علايق و منافع مشترك اقتصادى و سياسى دارند - و با يكديگر نيز در ستيزند - موجب گرايش دادن معيارها به سمت استفاده خودى و ايجاد محروميت توده ها مى شود. محروميت ها، واكنش هاى پرخاشگرانه، غيرعادى، نابهنجار و بزهكارانه را موجب مى شوند و به هر حال گروه هاى آسيب ديده اجتماعى را پديد مى آورند.

4- نابرابرى هاى اجتماعى
تحقيقات نشان مى دهد كه ماهيت و كيفيت نظام اجتماعى در روابط اجتماعى جامعه تبلور مى يابد.
هر فردى در جامعه داراى نقش هاى فراوانى است. نقش اساسى افراد احراز شغلى است كه به وسيله آن كسب درآمد كنند. از آنجا كه جامعه شهرى و صنعتى داراى تقسيم كار اجتماعى پيچيده اى است و جنبه تخصصى و اكتسابى دارد، به طور معمول مشاغل بالاى جامعه با توجه به ملاك تخصص كسب مى شوند. علاوه بر آن، در نظام هاى سياسى تعهد ملاكى مهمتر از تخصص در احراز نقش هاست.

بيشتر مشاغل سطوح بالا احتياج به تحصيلات و تخصص دارند كه رسيدن به اين مدارج به وضع خوب مالى بستگى دارد. كسانى كه در جامعه داراى تحصيلات نيستند، بيشتر كار يدى مى كنند و مزدبگير هستند كه ميزان حقوق كارگران و مزدبگيران با توجه به نرخ تورم پائين است و اين خود به نابرابرى هاى اجتماعى مى افزايد. علاوه بر اين مشاغل مختلف از نظر منزلت اجتماعى و ميزان قدرت متفاوت هستند كه اين خود نشانه اى از نابرابرى هاى اجتماعى است.

5- نتايج نابرابرى هاى اجتماعى
نابرابرى هاى اجتماعى سبب گسترش فقر مى شود و در مقابل ارزش ثروت و ماديات بيشتر مى شود. نمايش ثروت و نيازآفرينى كاذب، زمينه ارزشى شدن ثروت و تغيير نظام ارزشى را به دنبال خواهد داشت. به نمايش گذاردن ثروت مادى و زندگى لوكس، الگوهاى رفتارى و ارزشى طبقات پائين را نيز تغيير مى دهد و طبقات پائين به تلاش براى كسب اين نوع «ارزش هاى» زندگى مى پردازند كه در عمل وسايل مشروع دسترسى به اين تمكن و ثروت را به دست نمى آورند و در نتيجه انحرافات و فساد به خاطر دسترسى به اين «ارزش ها» (كسب ثروت، به شكل اعمال مجرمانه مانند خريد و فروش موادمخدر، كلاهبردارى، سرقت، ارتشا، اختلاس، تقلب، آدم ربايى) مشاهده مى شود كه در حال افزايش نيز هست و از همه مهمتر در زمانى كه راه هاى مشروع براى رسيدن به اهداف «ارزشى» مانند ثروت بسته شود، در عمل كنترل هاى درونى و همچنين كنترل هاى بيرونى (ضابطان قانون كه نيروى انتظامى و قوه قضائيه هستند)، تضعيف مى شوند و كارهاى خلاف و نامشروع چندان زياد مى شود كه تبديل به هنجار مى شود و ديگر انحراف به شمار نمى آيد. در اين اوضاع، اعمال خلاف و انحراف ها در سطح جامعه گسترش مى يابد و ريشه هاى نظام اجتماعى را از بن مى كند.

6- عوامل بيرونى جرم و انحراف
نهادهاى اجتماعى عامل اساسى بروز مسأله اجتماعى هستند، نهاد بر اثر نياز به وجود مى آيد و موقعى كه نياز افراد جامعه به وسيله نهادها برآورده نشود، مسأله اجتماعى بروز مى كند و در اينجا لازم است ساختار اجتماعى آسيب شناسى شود. اين همان حالت مرضى است كه دوركيم نابهنجار تعريف كرده كه براى صحت آن، لازم است ساختار جامعه دگرگون شود. به طور معمول مسائل اجتماعى را به شرايط خانوادگى و شرايط اجتماعى اقتصادى تقسيم مى كنند.

محيط خانوادگى: خانواده از نهادهايى است كه در اجتماعى شدن فرد مؤثر است و در صورت اختلال در كاركرد آن، نتايجى منفى به بار خواهد آمد. خانواده هاى از هم گسيخته، عامل و منشأ انحراف و خلاف كارى هستند. اختلال در كاركردهاى خانواده را مى توان به صورت اجتماعى نشدن صحيح، فقدان محبت، كنترل شديد و بيش از حد نام برد.
شرايط اقتصادى و اجتماعى: اين نظريه همان تضاد است كه علت جرايم را در روابط توليدى مى داند و معتقد است كه جايگاه فرد و روند توليد، پايگاه طبقاتى او را تشكيل مى دهد و همچنين آن را در بروز جرم ها مؤثر مى داند.
نابرابرى طبقاتى، تبعيض، محل زندگى و نوع مسكن كه بستگى به وضع طبقاتى فرد دارد، در بروز جرم نقش عمده اى دارد. همچنين به هنگام بحران هاى اقتصادى، وقوع جرايم بيشتر مى شود. به اين ترتيب گاه فقر مادى كه در نتيجه اوضاع بد اقتصادى ونبود كاركرد ساختار اقتصادى صحيح به وجود مى آيد، منجر به جرايم خاص مى شود.

در جامعه اى كه پول شخصيت و منزلت اجتماعى را تعيين مى كند و بسيارى از سازمان ها «حجم پول» را ملاك تشخص و سرشناسى مى دانند و براى آن تبليغ مى كنند، مردمانى كه در جست وجوى منزلت اجتماعى هستند، براى به دست آوردن آن از هر عمل مقبول و نامقبولى روى گردان نمى شوند. بنابراين در شرايط كنونى ريشه بسيارى از انحرافات را بايد در سلسله مراتب اجتماعى (Social Hierachy) و چگونگى منزلت اجتماعى (Social Status) افراد جست وجو كرد.

بسيارى از محققان و اقتصاددانان پذيرفته اند كه عوامل اقتصادى در جامعه امروز اثر غيرقابل انكارى دارد و همچنين بسيارى از جوامع بر محور اقتصادى استوار است. اين انديشمندان معتقدند كه نابسامانى كار سيستم هاى اقتصادى و فنى در ناتوانى كنترل توليد و چگونگى توزيع آن در جامعه، موجب پديدار شدن برخى از كجروى هاى اجتماعى مى شود.

7- وجدان كارى و انضباط اجتماعى
وجدان كارى پديده اى روانى - اجتماعى است كه در وجود انسان شكل مى گيرد و انسان به آن اعتقاد پيدا مى كند و در محيط كار و در زندگى اجتماعى آن را به كار مى بندد. شرايط اجتماعى، نوعى و ماهيت روابط و مناسبات اجتماعى، احساس خودى در محيط كار و ميزان احساس از خودبيگانگى در زندگى و محيط كار در ميزان و سطح وجدان كارى در فرد، موجب افزايش كارايى و افزايش بهره ورى مى شود. افزايش بهره ورى نيز به طور مستقيم و غيرمستقيم بر وجدان كارى تأثير مى گذارد.

انضباط اجتماعى يك هنجار اجتماعى است كه براى تداوم زندگى اجتماعى و ايجاد نظم اجتماعى در جامعه پديد مى آيد. وجود انضباط اجتماعى موجب آرامش جامعه و محيط كار و در نتيجه موجب افزايش بهره ورى مى گرد. انضباط اجتماعى زمانى در جامعه به بهترين اندازه مى رسد كه افراد جامعه احساس اجحاف نكنند و يا از مديريت سياسى جامعه فاصله نگيرند.

در واقع، انضباط اجتماعى برخاسته از باورها و ارزش هاى اجتماعى هرجامعه و هر فرد است. باورها و ارزش هاى اجتماعى، از روابط و مناسبات اجتماعى نشأت مى گيرد. هر قدر روابط و مناسبات اجتماعى بر اصول انسانى و عدالت استوارتر باشد، انضباط اجتماعى در جامعه از سطح بالاترى برخوردار مى شود.

وجدان كارى و انضباط اجتماعى از عوامل مهم روانى، ارزشى و هنجارى مؤثر بر بهره ورى در توليد اجتماعى است. هر قدر وجدان كارى در انسان و جامعه در سطح بالايى قرارگيرد و نيز هر قدر انضباط اجتماعى در جامعه حاكم بوده و مردم به آن باور داشته و آن را بپذيرند و به آن عمل كنند، زمينه براى افزايش و ارتقاى بهره ورى فراهم مى شود.

جامعه درحال توسعه ما، سطح بسيار پائين بهره ورى را به عنوان يكى از معضلات بحران زدايى توسعه اقتصادى - اجتماعى و فرهنگى - سياسى خود، تجربه مى كند.

يكى از هدف ها و نيازهاى انسان و جامعه، دستيابى به توليد اجتماعى بهينه است. با چنين هدف و نيازى است كه انسان به طور هوشمندانه تلاش مى كند كه راهكارهاى ارتقا و افزايش توليد اجتماعى را دريابد و آن را به منصه ظهور برساند.

جامعه با سرمايه گذارى هاى نيروى انسانى و اعمال مديريت هوشمند و به كارگيرى ديگر عوامل توليد تلاش مى كند كه با افزايش بهره ورى نسبت به رفع نيازهاى زيستى، روانى و اجتماعى افراد و گروه ها اقدام كرده و سطح زندگى فردى و اجتماعى آنها را ارتقا دهد.

8- رابطه بهره ورى با وجدان كارى و انضباط اجتماعى
از عوامل تأثيرگذار بر ميزان و سطح بهره ورى ۲ پديده فرهنگى و اجتماعى است كه مى توان آنها را به صورت جداگانه و يا در ارتباط با بهره ورى موردبررسى قرارداد. اين ۲ پديده عبارت از وجدان كارى و انضباط اجتماعى است.

وجدان كارى، كه ارتباط نزديك و مستقيم با روابط و مناسبات توليد اجتماعى دارد، بيش تر يك پديده روانى - اجتماعى است كه در محيط كار و در رابطه با كار و توليد است. در صورتى كه انضباط اجتماعى پديده هنجارى است كه بيش تر مربوط به باورها و ارزش هاى اجتماعى است كه بر روابط و مناسبات توليد اجتماعى تأثيرگذاشته و از روابط و مناسبات اجتماعى در جامعه نشأت مى گيرد.

9- نظم و نظارت اجتماعى
روابط انسان ها در جامعه بر نظم و قواعد خاصى استوار است. مردم جامعه ايفاگر نقش هايى هستند كه جامعه از آنها انتظار دارد. از اين طريق نظم اجتماعى حفظ مى شود و جامعه تداوم مى يابد. اساس نظم اجتماعى در اين است كه مردم بدانند ديگران از آنها چه انتظارى دارند و بتوانند رفتار ديگران را در بيش تر موارد پيش بينى كنند. نظم اجتماعى در هر جامعه بر شبكه وسيعى از نقش ها استوار است. نقش هاى اجتماعى هم وظايف افراد را برابر يكديگر تعيين مى كند و هم حقوق آنها را براى واداشتن افراد به ايفاى وظايف خود. نظم جامعه بر انجام وظايف براساس نقش ها استوار است. بى نظمى و نابهنجارى در جامعه زمانى پديد مى آيد كه افراد به وظايف خود عمل نكنند و يا نسبت به وظايف خود آگاه نباشند.

كارايى افراد در جامعه زمانى بيش تر مى شود كه آنها موافق نقش هايى كه برعهده دارند، رفتار كنند و گرايش مردم به عادات و آرزوهايشان همان چيزى باشد كه جامعه مطلوب تلقى مى كند. چنان چه مردم طبق انتظار جامعه رفتار كنند، نظارت اجتماعى برقرارمى شود.

اگر كسانى در اجراى نقش هاى اجتماعى با مشكل مواجه مى شوند، به اين دليل نيست كه وظايف مربوط به آن را ياد نگرفته اند، علت آن است كه نقشى را برعهده گرفته اند كه موردعلاقه آنها نيست و از آن احساس رضايت نمى كنند. رفتار فرد در موقعيت خاص، نشان دهنده نيازها، فشارها و وسوسه هايى است كه از موقعيت حاكم بر رفتار فرد نشأت مى گيرد. ميزان كار و توليد تنها به فرد بستگى ندارد بلكه به شبكه روابط اجتماعى كه فرد در آن كار مى كند وابسته است. به عبارت ديگر روابط اجتماعى تأثير عميقى روى انگيزش به كار و ميزان توليد دارد و اگر چنان چه مانع و خللى در شبكه روابط اجتماعى ايجاد شود، آثارى منفى به بار خواهدآمد كه جبران آن بسيار مشكل است.

10- وجود تبعيض
يكى از مشكل هاى اساسى سازمان هاى بروكراتيك در كشورهاى درحال توسعه وجود تبعيض است. تبعيض را مى توان يكى از نتايج نامطلوب تمركز قدرت در سازمان ها دانست. تبعيض يكى از مشكلات عصر دانش است. با گسترش دانش، جامعه منطق جديدى به خود مى گيرد كه اين منطق، عدالت اجتماعى را به مفهوم واقعى كلمه طلب مى كند. منطق امروز نه تنها مى خواهد كه همه افراد در سازمان ها بلكه افراد جامعه از اصل حقوق مساوى براى كار مساوى بهره مند شوند.

وقتى كاركنان سازمان احساس كنند كه نسبت به آنها تبعيض مى شود دچار ستيزه جويى مى شوند كه در اين صورت استعدادها به هرز رفته، توانايى ها ضعيف شده و درنهايت اجراى برنامه هاى سازمان با وقفه روبه رو شده و يا شكست مى خورد. به عبارت ديگر وقتى اساس نظام حقوق مساوى در برابر كار مساوى و رعايت اصل شايستگى به هم ريخته شود و زمينه مناسب براى چاپلوسى و تملق و گردن نهادن به نظريات غلط مقامهاى مافوق ايجاد شود.

11- مشاركت و تصميم گيرى
بسيارى از مشكلات ادارى، ناشى از تمركز قدرت در قسمت بالاى سلسله مراتب است. در سازمان هاى متمركز بروكراتيك، قدرت تصميم گيرى در قسمت بالاى هرم قرار دارد و از بالا به پائين اعمال مى گردد. اين امر خود به تنهايى موجب ايجاد بى تفاوتى در سازمان مى شود.

بنابراين به منظور جلوگيرى از ايجاد بى تفاوتى چاره اى جز تقسيم قدرت تصميم گيرى ميان همه طبقات سازمان براساس وظايف و مسئوليت هايى كه برعهده دارند نيست. در چنين صورتى كه اساس كار، مشاركت و همكارى در سازمان است، هر فرد خود به كنترل خود مى پردازد و تلفيقى بين هدف هاى فردى و سازمانى به وجود مى آيد كه آنها را با يكديگر هماهنگ مى سازد.

12- حقوق و مزايا
از ميان راه هايى كه فرد را به انجام كار بهتر و بيش تر تشويق مى كند به طور معمول آن سيستمى موردتوجه مؤسسات قرار مى گيرد كه از آن با نام «پول به عنوان يك عامل انگيزشى» ياد مى كنند. پول موردتوجه همه افراد است، زيرا وسيله ارضاى هرنوع نيازى در جامعه امروزى است. پول عاملى است كه به وسيله آن شخص نيازهاى متنوع خود را در خارج از محيط كار ارضا مى كند. پول براى بيش تر انسان ها عامل بسيارمهمى است. حتى اگر به طور مستقيم هم موجب ارضاى برخى از نيازها نشود.

بى توجهى به مسائل رفاهى و مالى كاركنان تبعات ديگرى نيز دارد. از آن جمله مى توان به ترك شغل از طرف كارمند اشاره كرد زيرا چنان چه در سازمان ديگرى به آنان حقوق و دستمزد بيش ترى پيشنهاد شود چه بسا آنان شغل قبلى خود را ترك كنند و به اين ترتيب موجبات تقليل نيروى انسانى سازمان را فراهم سازند.
بنابراين با توجه به رعايت مسائلى كه عنوان شد مى توان سطح رضايت شغلى كارمندان را تا حدى بالا برد. رعايت مسائلى از قبيل ۱)گسترش درك و آگاهى سرپرست در زمينه مسائل و مشكلات كارمند، ۲) كوشش سرپرست براى كمك به كارمند از طريق فراهم ساختن امكانات مالى و آموزشى، ۳) بهبود بخشيدن به مناسبات و ارتباطات ميان كارمندان از يك سو و كارمندان و مديران از سوى ديگر.

13- جمع بندى
پيدايش و توسعه اقتصادى ـ اجتماعى سرمايه دارى در ايران، بدون زمينه سازى هاى ساختارى مطلوب و بدون تغيير و تحول در ساختار و بنيان روابط اجتماعى صورت گرفته است. بنابراين، توسعه اقتصادى ـ اجتماعى اين چنينى، نه تنها نتوانسته است نظام اجتماعى را كه ماهيتى ناموزون و نامطلوب دارد، براى توسعه موزون و مطلوب قرار دهد و نيازها و خواست هاى گروه هاى اجتماعى ـ اقتصادى ايران را برآورده سازد بلكه ساختارهاى اجتماعى و در نهايت نظام اجتماعى را ناموزون تر و وابسته تر به اقتصاد جهانى كرده است.

در واقع، فرآيند توليد و بهره يابى از امكانات اجتماعى از يك سو و نحوه رفع نيازهاى زيستى، روانى و اجتماعى جمعيت انسانى از سوى ديگر، موجب كنش و واكنش هاى گوناگون و متضاد اجتماعى ـ اقتصادى و در نهايت موجب حركت هاى اجتماعى گوناگون و متضاد در جوامع انسانى مى شود. به هر اندازه جامعه از روابط اجتماعى مطلوب تر، انسانى تر و عادلانه تر برخوردار باشد، نحوه مديريت جامعه مطلوب تر و مشاركت مردمى در امور فعاليت هاى اجتماعى و همبستگى، وفاق، همكارى و هميارى هاى بهينه اجتماعى صورت مى گيرد.
برعكس، هر اندازه روابط اجتماعى بر بنيان زور، سلطه گرى، حيله و تزوير شكل گرفته و تداوم يابد، امور و فعاليت هاى اجتماعى در جامعه با مسائل، مشكلات، تنگناها و بحران هايى از قبيل مديريت و مشاركت هاى مردمى مواجه مى شود. زيرا حاكميت قانون و ضوابط درجامعه و احترام به حقوق فردى و اجتماعى افراد، زمينه ساز همنوايى و وفاق اجتماعى و در نهايت موجب مشاركت اجتماعى و مدنى در جامعه مى شود.

در جهان امروز، سطح پائين بهره ورى نه تنها جامعه را از حركت سالم فرهنگى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى بازمى دارد بلكه شرايط نامطلوب و نامتعادلى را در شبكه اقتصاد منطقه اى و جهانى رودرروى مديريت جامعه قرار مى دهد نتيجه چنين وضعى از يك سو، تسليم و شكست در مواجهه با اقتصاد جهانى و از سوى ديگر، تنش زدايى و نارسايى فرهنگى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى داخلى است. بنابراين شناخت آسيب هاى اجتماعى بدون شناخت ساختارها و كاركردهاى پديده هاى اجتماعى و بى توجه به جنبه هاى اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى جامعه هيچ گونه نتيجه اى ندارد. اصلاحات سياسى و اقتصادى هر ۲ بايد براى اجراى راهبرد توسعه اقتصادى و اجتماعى عادلانه با جهت گيرى تأمين عدالت اجتماعى شكل بگيرد.

در شرايط كنونى همه چيز قابل خريد و فروش است و از موقعيت ها و منصب هاى دولتى مى توان مانند منابع ديگر براى كسب منافع شخصى استفاده كرد. شيوع فساد از موانع اصلى رشد و توسعه اقتصادى است. فساد به طرق گوناگون بر رشد اقتصادى تأثير مى گذارد. ساختار نظام هاى ادارى نشان مى دهد كه سازمان هاى دولتى با وجود بزرگ و حجيم شدن و صرف هزينه زياد كارآيى دارد. در واقع نظام هاى ادارى بيمار است. شكى نيست كه سستى و بيمارى سازمان ادارى ناشى از وجود يك نوع ناراحتى و ناسازگارى در افراد آن سازمان هاست.

بررسى تئورى بى تفاوتى، عكس العمل بى تفاوتى از سوى افراد يك جامعه يا سازمان را ناشى از وجود تبعيض و اعمال قدرت در سازمان ها مى داند. در واقع، حالت بى تفاوتى در افراد يك جامعه يا سازمان مبين نوعى عكس العمل است كه با اعمال قدرت اين حالت تقويت مى شود. با توجه به اين كه سازمان هاى متمركز بروكراتيك متكى بر اعمال قدرت شديد از بالا به پائين است، ملاحظه مى شود كه چه خطرى موجوديت اين سازمان ها را تهديد مى كند. بنابراين تشخيص و رفع نيازهاى افراد در سازمان مبناى تحرك و ايجاد محيط سالم در سازمان است.

14- پيشنهادات
فرآيند رشد و توسعه اقتصادى ـ اجتماعى جامعه ايران و مراحل آن (به عنوان يك كشور آسيايى) گرچه شباهت بسيارى به فرآيند و مراحل رشد و توسعه اقتصادى ـ اجتماعى جوامع آسيايى دارد، اما با ويژگى هاى خاصى همراه است. در واقع، مى توان گفت كه بدون توجه به اين ويژگى ها، تبيين واقع بينانه از روند و فرآيند توسعه اقتصادى ـ اجتماعى كنونى ايران امكان پذير نيست، پس براى دستيابى به توسعه اى پايدار در جامعه:

بايد به تقويت نيروى انسانى ماهر و متخصص داخلى پرداخت و با تقويت همبستگى فرهنگى و ملى به كاهش بى عدالتى هاى اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى اقدام كرد.
بايد به ساماندهى و سازماندهى نيروى انسانى و توانمندى هاى جامعه، ساختار ادارى، آموزشى، فرهنگى و توليدى جامعه پرداخت.
برنامه ريزى براى كاهش بى عدالتى هاى فرهنگى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى از طريق تعديل روابط اجتماعى ناعادلانه و يك سويه، توزيع امكانات و مسئوليت ها بر پايه شاخص هاى شناخته شده اجتماعى و مديريتى از اهميت زيادى برخوردار است.
از طريق برنامه ريزى هاى مديريتى در تصميم گيرى ها، برنامه ريزى ها و امور اجرايى همه گروه هاى اجتماعى علاقه مند به كار و خدمت را به طور هوشمندانه مشاركت داد و همچنين مسئوليت هاى اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و سياسى را بر پايه تخصص، كاردانى، تجربه و بالاخره بر پايه شايستگى و تعهد به افراد واگذار نمود.
بر پايه سياست ها و برنامه ريزى هاى فرهنگى و علمى، بايد قانون مدارى و احترام به قانون را، در راستاى شكل دهى جامعه مدنى، نهادينه كرد.
به نظر مى رسد كه براى ساماندهى و سازماندهى كار و توليد، روابط و مناسبات اجتماعى و شكل دهى و هدايت باورها، ارزش ها و هنجارهاى اجتماعى براى توسعه پايدار، ضرورت دارد كه روى عوامل و بنيان هاى توسعه و اركان اصلى جامعه از نظر شناخت، مطالعه و تحقيق سرمايه گذارى جدى شود تا با آگاهى از كم و كيف واقعيت ها بتوان به تدوين برنامه هاى واقع بينانه براى افزايش بهره ورى در توليد اجتماعى، ارتقاى وجدان كارى در افراد و گروه هاى اجتماعى و نظام مند كردن انضباط اجتماعى اقدام كرده و آنها را به مرحله اجرا درآورد.

بازی مغز

 

- در صورتیکه حرکت نقطه متحرک را تعقیب کنید تنها یک رنگ را می بینید:صورتی!!!

2- حالا لحظاتی به علامت + که در وسط دایره قرار دارد خیره شوید.نقطه متحرک را پس از لحظاتی به رنگ سبز خواهید دید.

3- حالا زمان بیشتری را بر روی علامت + تمرکز کنید پس از لحظاتی نقاط صورتی آهسته آهسته ناپدید خواهد شد.

نتیجه:

عجیب اینجاست که هیچ نقطه سبزی در این عکس در کار نیست ودر واقع نقاط صورتی نیز ناپدید نمی شوند.

این دلیل محکمی است که بدانیم ما همیشه دنیای خارج را

آنگونه که هست نمی بینیم...

شهادت آب

-:- شهادت آب -:-

به نام خدایی که در همین نزدیکی هاست

سلام

آیا تاکنون با خود اندیشیده اید که چه هستید و برای چه آفریده شده اید و چگونه آفریده شده اید اگر در اعضای بدن خود بنگرید به قدرت پروردگار عالم پی می‌برید و عظمت خدا رامی‌بینید و کوچک و ناچیز بودن خود رامی‌بینیم حال می‌خواهیم قدری از خدای خویش راببینیم پرفسور ایموتو یک محقق است که در باره خواص آب تحقیق کرد و به نتایج جالبی دست یافت ونتیجه ی آن این بودکه اب و تمام موجودات چه زنده و چه غیر زنده دارای شئور و فهم است وبه هرکلمه یا نوشته به هر زبانی واکنش نشان میدهد این واکنش در تغییر در رفتار و شکل ملکولهای آب بوده است که به کلمات خوب وزیبا واکنش زیبا و شکلهای زیبا میگرفت و هم اینطور بر عکس.

در اینجا در مورد این موضوع میخواستم بپردازم، شاید برای بعضی از دوستان تکراری باشه و برای بعضی از دوستان جدید و حالب، اینم بخضی از قدرت عظمت خدا هست که با دیدنش به قدرت بی منتهای خدا بیشتر از پیش پی خواهیم برد.

به جهان خرم ازان که جهان خرم ازاوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

و همانا در قرآن کریم داریم

و یسبح للالله ما فی السموات و ما فی الارض

هر آنچه در آسمان و زمین است ذکر خدا را می‌گوید

فایل پاور پوینت که به صورت اسلاید عکس هست میزارم، چند روز بعد توضیحات کاملش رو براتون مینویسم.

دانلود فایل پاورپوینت شهادت آب با حجم 934 کیلوبایت

بدين وسيله من رسما" از بزرگسالی استعفا ميدهم و مسووليت های يك كودك هشت ساله را قبول ميكنم.
می خواهم به يك ساندويچ فروشی بروم و فكر كنم كه آنجا يك هتل ۵ ستاره است.
می خواهم فكر كنم كه شكلات از پول بهتر است،چون ميتوانم آن را بخورم.
می خواهم زيبر يك درخت بلوط بزرگ بنشينم و با دوستانم بستنی بخورم.
می خواهم درون يك چاله آب بازی كنم و بادبادك خود را در هوا پرواز دهم.
می خواهم به گذشته برگردم،وقتی همه چيز ساده بود،وقتی داشتم رنگ ها را،جدول ضرب را و شعر های كودكانه را ياد می گرفتم،وقتی نمی دانستم كه چه چيز هايی نميدانم و هيچ اهميتی هم نمی دادم.
می خواهم فكر كنم كه دنيا چقدر زيباست و همه راستگو و خوب و هستند.
می خواهم ايمان داشته باشم كه هرچيزی ممكن است و ميخواهم كه از پيچيدگی های دنيا بی خبر باشم .
می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم،نميخواهم زندگی من پر شود از كوهی از مدارك اداری،خبر های ناراحت كننده،صورت حساب ، جريمه و...
می خواهم به نيروی لبخند ايمان داشته باشم،به يك كلمه محبت آميز،به عدالت،به صلح،به فرشتگان،به باران،به...
اين دست چك من،كليد ماشين،كارت اعتباری و بقيه مدارك،مال شما.
من رسما از بزرگسالي استعفا ميدهم

چشم انداز 120 ساله....


یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهی گیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود.

از ماهی گیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟

ماهی گیر: مدت خیلی کم.

تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟

ماهی گیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است.

تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار می کنی؟

ماهی گیر: تا دیر وقت می خوابم. یه کم ماهی گیری میکنم. با بچه ها بازی میکنم بعد میرم
توی دهکده و با دوستان شروع می کنیم به گیتار زدن. خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.

تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می تونم کمکت کنم. تو باید بیشتر ماهی گیری کنی.
اون وقت می تونی با پولش قایق بزرگتری بخری و با در آمد اون چند تا قایق دیگر هم بعدا اضافه می کنی. اون وقت یک عالمه قایق برای ماهی گیری داری.

ماهی گیر: خوب بعدش چی؟

تاجر: به جای اینکه ماهی ها رو به واسطه بفروشی اونا رو مستقیما به مشتری ها میدی و برای خودت کار و بار درست می کنی ، بعدش کارخونه راه می اندازی و به تولیداتش نظارت میکنی... این دهکده کوچک رو هم ترک می کنی و می روی مکزیکو سیتی
بعد از اون هم لوس آنجلس و از اونجا هم نیویورک... اونجاست که دست به کارهای مهم تری می زنی...

ماهی گیر: این کار چقدر طول می کشه؟

تاجر: پانزده تا بیست سال

ماهی گیر: اما بعدش چی آقا؟

تاجر: بهترین قسمت همینه، در یک موقعیت مناسب که گیر اومد میری و سهام شرکت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی، این کار میلیون ها دلار برای عایدی داره.

ماهی گیر: میلیون ها دلار، خوب بعدش چی؟

تاجر: اون وقت باز نشسته می شی، می ری یه دهکده ساحلی کوچیک، جایی که می تونی تا دیر وقت بخوابی، یه کم ماهی گیری کنی، با بچه هات بازی کنی، بری دهکده و تا دیر وقت با دوستات گیتار بزنی و خوش بگذرونی.

اگه ميخواي هيچ وقت و هيچ جا کم نياري بيا اينا رو بخون

 

شايد باورتان نشود ولي شما مي توانيد از جراحت خود نيز براي کلاس گذاشتن استفاده کنيد فقط کافيست جواب هاي زير را با اندکي قيافه موجّه بيان کنيد

اگر شصت پاي شما زير اجاق گاز گير کرده و شما ان را باند پيچي کرده ايد هر گاه علت آن را از شما جويا شدند بايد جواب دهيد : "موقع تکان دادن پيانوي بابام پام مونده زيرش

اگر صورت شما بر اثر جوشکاري زير آفتاب سوخته بايد بگوييد : از اسکي آخر هفته نمي تونم بگذرم

اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوي مدرسه دخترانه به زمين خورده ايد در جواب بايد بگوييد : با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کرديم

اگر انگشت دست شما به ماهيتابه پياز داغ چسبيده علت آن را چنين بيان کنيد : ديشب با قهوه جوش اينجوري شد

اگر بر اثر ضربه ي چکش ناخن شما شکسته بايد بگوييد : "به سيم گيتارم گير کرده

اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپني زير چشم شما کبود شده جوابتان اين باشد : "چند روز پيش توپ تنيس به صورتم خورد

اگر صورت شما بر اثر خوردن خرماي خيرات و چاي و شيريني مملو از جوش شده علتش را چنين وانمود کنيد: "که خواهرتان از هلند شکلات زيادي اورده است

اگر ميني بوس شما در جاده خاکي چپ کرد و حسابي مجروح شديد بسيار عصباني بگوييد : "الکي مي گن زانتيا ايربگ داره

اگر کف دست شما به قوري سماور چسبيد بگوييد:"حواسم نبود ميله ي شومينه زيادي داغ شد

اگر موها و ابروهاي شما در چهار شنبه سوري سوخت جواب دهيد:"بچه همسايه را از ميان شعله هاي آتش بيرون کشيدم

آیا میدانید؟

do-you-know.jpg


پیشنهاد می کنم مطلب زیر را بخوانید تا متوجه بشوید که خیلی چیز ها نمی دونید !!

آیا می دانید که ؟
- تنها غذایی که فاسد نمی شود عسل است.
- کروکدیل نمی تواند زبانش را به بیرون دراز کند.
- حلزون می تواند ۳ سال بخوابد.
- پروانه ها با پاهایشان می چشند.
- جلیقه ضد گلوله و ضد آتش و برف پاک کن شیشه جلو و چاپگر لیزری اختراع زنان است.
- کشور مکزیک هر سال ۲۵/۵ سانتی متر نشست می کند.

آیا می دانید که ؟
- فیل تنها جانوری است که قادر به پریدن نیست.
- در ۴۰۰۰ سال قبل هیچ حیوانی اهلی نبود.
- مورچه همیشه بر روی سمت راست بدن خود سقوط می کند.
- اکثر افراد در کمتر از ۷ دقیقه خوابشان می برد.
- یک سوسک می تواند ۱۰ روز بدون سرش زندگی کند.
- ” Dreamt ” تنها کلمه ای است که در زبان انگلیسی با mt ختم می شود.

آیا می دانید که ؟
- یکی از شگفتی های ریاضی این است که اگر عدد ۱۱۱۱۱۱۱۱۱ را در خودش ضرب کنید عدد ۱۲۳۴۵۶۷۸۹۸۷۶۵۴۳۲۱ حاصل می شود.

آیا می دانید که ؟
- غیر ممکن است بتوانید با چشمان باز عطسه کنید.
- مغز در هنگام خواب فعال تر از زمانی است که تلویزیون می بینید.
- ناخن انگشت وسط زود تر از ناخن انگشت شصت رشد می کند.
- در واشنگتن بیشتر از مردمانش تلفن وجود دارد.

نرم افزار SmartCom GPS به همراه کاملترین نقشه های ایران و آموزش کالیبره کردن



برای استفاده از این برنامه شما باید نقشه شهر خودتون رو اول کالیبره بکنید که خروجی فایل با پسوند map خواهد بود.بعد هم نقشه اصلی رو با یه برنامه مخصوص به نام OGF2 converter به فرمت OGF2 تبدیل کنید.بعد این دو تا فایل با پسوند map و Ogf2 میریزید تو گوشی خودتون در یکی مسیر های زیر :

C:\data\smartgpscon\maps
E:\data\smartgpscon\maps

در سایت سازنده برنامه پیشنهاد شده که برنامه SmartCom GPS رو برای کارایی بهتر در حافظه داخلی گوشی نصب کنید.

میان بر های برنامه:
1= مشخصات و تنضیمات waypoint می دin.
2= نقشه هایی که دورن پوشه مپ کپی کردید می تونید با این دکمه تعویض کنید.
3= تغییر حالت از حالت نقشه به نویگیت و حالت تکس مود که اطلاعاتی از قیبل سرعت و ارتفاع مختصات و میزان پیمایش و ... رو نوشون میده. و حالت ماهواره ها.
4= از دستان کسی اطلاعاتی داره ممنون می شم بگم.
5= تغییر نقشه ها از حالت مپ مود.
6= نمایش و عدم نمایش قطب نما رو در گوشه نقشه
7= در حالت نقشه ( مپ ) اطلاعات سرعت و ارتفاع . و ... رو نشوم می ده.
8= حالت فول اسکرین و عدم فول اسکرین
9= تعویض حالت نمایش کلی و به حالت زوم نقشه.
* = کوچک نمایی روی نقشه
# = زوم یا بزرگ نمایی رو نقشه
0 = نمایش حالت دیتابیس و انتخاب آن

برای استفاده از نقشه باید اونها رو کالیبره کنید .

این هم آموزش کالیبره کردن نقشه !

----------------------------------------


برنامه های مورد نیاز برای استفاده از این آموزش:
Google Earth (از این به بعد فقط گوگل خواهم گفت) و SmartCom OGF2 converter و برنامه بی نظیر OziExplorer

دانلود برنامه های بالا به ترتیب:

Google Earth

SmartCom OGF2 converter

OziExplorer


لازم به ذکر هست فایل سوم بعد از دانلود هنگام نصب به شما میگوید که کدام نوع از برنامه را میخواهید نصب شود که Shareware رو انتخاب میکنید.بعد از اتمام نصب فایل اجرایی با نام OziExplorer را اجرا کرده و رمز زیر را برای رجیستر کردن برنامه بدهید
User: Staffan Lِvgren
Key: $6AA0B707


خوب تا اینجای کار ابزار مورد نیاز را آماده کردیم.حالا به یه نقشه نیاز داریم که اونو به عهده خودتون قرار میدم.من خودم بعد از چندین روز گشتن دنبال نقشه رفتم 2000 تومان دادم و یه نقشه خریدم و بعد هم 5000 تومان دادم و اونو اسکن کردند.مهمترین موضوع در نقشه اینه که اندازه اون بزرگ باشه تا کیفیت کار بالا بره .حتما توجه کنید که نقشه مورد استفاده در این برنامه ها حتما باید طول و عرض یکسان داشته باشن تا دقت کار بیشتر بشه.من خودم چند روز علاف شدم تا به این نتیجه رسیدم.
اولین کار برنامه کالیبره کردن نقشه اینه که موقعیت جغرافیایی چند نقطه از شهر خودتون رو بدونید که 2 تا راه داره 1.برید تو شهر و جاهای مهم شهرتون برید و برنامه GPS خودتون رو مثل SmartComGPS اجرا کنید تا موقعیت فعلی شما رو بده و اونو یادداشت کنید و همینطور ادامه بدید تا بعدا از این اعداد و ارقام بدست اومده استفاده کنیم.برای گرفتن نتیجه بهتر و دقیقتر در کالیبره کردن میتونید تا 9 نقطه مهم رو به برنامه بدید.پس تا 9 نقطه میتونید موقعیت جغرافیایی بدست بیارید
روش دوم: راحت ترین روش استفاده از برنامه Google Earth است.فقط کافیه اینترنت با سرعت خوب داشته باشید.برنامه رو اجرا کنید.بعد ایران رو پیدا کنید و زوم کنید بعد شهر خودتون رو پیدا کنید و زوم کنید.البته در هر مرحله برای لود نقشه یکم طول خواهد کشید که بستگی مستقیم به سرعت اینترنت شما داره.پس اگه سرعت خوبی ندارید برید تو یه کافی نت یا جای پرسرعت.شما باید تا جایی زوم کنید که نقشه شهر خودتون رو خیلی خوب و واضح ببینید.یعنی کوچه ها و خیابان های شهر رو راحت ببینید.حالا با استفاده از نقشه لود شده روی هر جایی که ماوس رو ببرید میتونید موقعیت جعرافیایی اونو ببینید.

[IMG]file:///C:/DOCUME%7E1/own/LOCALS%7E1/Temp/moz-screenshot-3.jpg[/IMG]

این تصویر تغییر اندازه داده شده است. بر روی این قسمت کلیک کنید تا تصویر را در سایز اصلی ببینید. سایز اصلی تصویر : 793x588.


توجه داشته باشید که در پایین عکس و در اعداد مشخص شده دو رقم اولی از چپ درجه و دو رقم بعدی دقیقه و چهار رقم بعدی هم ثانیه رو نشون میده که نیازی به اون نیست.
یه پیشنهاد تجربی : سعی کنید از گوشه شهر شروع کنید و به صورت مورب به گوشه بعدی برید.مثلا از گوشه سمت چپ و بالا شروع کنید و به گوشه راست و پایین برید. نکته مهم برای دقیق شدن کالیبره اینه که موقعیت های جغرافیایی را از شهرتون انتخاب و یادداشت کنید که ثانیه اون یعنی 4 رقم سمت راست اون نزدیک به صفر باشه(یعنی یه جایی با موقعیت جغرافیایی رند) که در عکس بالا میبینید که برای عرض جغرافیایی (یعنی N ) نوشته 38 درجه و 07 دقیقه و 00.98 ثانیه که تقریبا نزدیک به صفر هست.خوب حالا اون گوشه شهر بگردید و یه جایی که چنین حالتی داره رو پیدا کنید (اعداد یه جور دیگه خواهند بود) و این موقعیت شماره 1 شماست.حالا یه درجه برید راست و یه درجه پایین.که مثلا اینطوری میشه . عرض: 37 درجه و 6 دقیقه و طول 46 درجه و 15 دقیقه.خوب از اینجا به بعد به عهده شما و نبوغ شماست که اون 9 نقطه رو به بهترین وجه ممکن بچینید. فرض کنید یه جدول ضرب 10 در 10 دارید و دارید روی نقاط تقاطع اونو به صورت مورب و از بالا به پایین حرکت میکنید.نقاط شما هم باید اینطوری باشه.
حالا که نقاط رو دارید برنامه OziExplorer رو اجرا کنید و از منو فایل گزینه Load and calibrate map image رو انتخاب کرده و بعد نقشه خودتون رو از تو هارد پیدا کرده و انتخاب کنید.چون اکثرا نقشه ها بزرگ هستند یکم طول میکشه تا لود بشه.بعد از لود شدن کامل نقشه سمت راست برنامه یه پنل هست که چند تا تب داره که تب اولش Setup هست.تمام گزینه ها رو بزارید همونطوری باشه و برید تب دوم یعنی point 1 .حالا اگه ماوس رو روی نقشه بیارید یه علامت دیده میشه که باید روی نقطه اول کلیک کنید.حتما و حتما توجه کنید که نقطه اول تو برنامه گوگل هر جایی بود باید تو این نقشه هم دقیقه همونجا رو انتخاب کنید.این نکته خیلی مهمه.حالا که روی نقطه اول کلیک کردید تو پنل سمت راست باید موقعیت جغرافیایی اونو بدید به برنامه. اگه تو برنامه گوگل روی نقطه اول برید پایین صفحه مشخصات اون نقطه رو مینویسه که آخر هر عدد مینویسه E یا N و یا W و یا S که شما هم باید تو پنل برنامه تو قسمت Degree and min (تو همون قسمت point 1 ) حروف مورد نظر رو انتخاب و اعداد مربوط به اون رو وارد کنید.مثلا در قسمت درجه بزنید 46 و در قسمت دقیقه 32.
[IMG]file:///C:/DOCUME%7E1/own/LOCALS%7E1/Temp/moz-screenshot.jpg[/IMG]
[IMG]file:///C:/DOCUME%7E1/own/LOCALS%7E1/Temp/moz-screenshot-1.jpg[/IMG]


بعد از وارد کردن مشخصات نقطه 1 باید برید تب بعدی یعنی point 2 و مشخصات اونو هم به همین ترتیب بدید.بعد از اتمام نقاط مورد نظر (من بیشتر از 7 نقطه برای خودم انتخاب نکردم) گزینه Save رو تو همون پنل سمت راست بزنید.فایل مورد نظر با پسوند map ذخیره خواهد شد.
در اخر کار باید نقشه یه چیزی شبیه این باشه.به چیدمان نقاط انتخاب شده دقت کنید(این عکس مال قبل از Save هست)
[IMG]file:///C:/DOCUME%7E1/own/LOCALS%7E1/Temp/moz-screenshot-2.jpg[/IMG]




خوب تا اینجا نقشه رو کالیبره کردید و حالا میرسیم به تبدیل نقشه به فرمتی که برنامه SmartComGPS برای لود نقشه به اون نیاز داره.برنامه SmartCom OGF2 converter رو نصب و اجرا کنید و فایل تصویری نقشه رو توش لود کنید.توجه کنید که فایل با پسوند map رو نمیگم بلکه اون فایلی که اسکن کردید رو میگم.بعد دکمه Create Ogf2 File رو بزنید.در کنار فایل اسکن شده یه فایل دیگه با پسوند Ogf2 خواهید داشت.حالا فایل های با پسوند Ogf2 و Map رو بریزید تو گوشی در مسیر E:\data\smartgpscon\maps
و برنامه رو اجرا کنید و حالشو ببرید

gps

سیستم GPS چگونه کارمی کند؟

ماهواره های GPS هر روز دو بار در یک مدار دقیق، دور زمین می گردند و سیگنال های حاوی اطلاعات را به زمین می فرستند. گیرنده GPS براساس مقایسه زمان ارسال و دریافت سیگنال توسط یک ماهواره، کار می کند. اختلاف زمان مشخص می کند که گیرنده GPS چقدر از ماهواره فاصله دارد. حال با انداره گیری مسافت از چند ماهواره، گیرنده GPS می تواند موقعیت خود را مشخص نموده حتی روی نقشه الکترونیکی نمایش دهد.(GPS Receiver)

یک گیرنده GPS بایستی حداقل سیگنالهای 3 ماهواره را برای تعیین دقیق طول و عرض جغرافیایی یک شیء دریافت نماید و با سیگنالهای 4 ماهواره یا بیشتر می تواند علاوه بر طول و عرض جغرافیایی، ارتفاع را هم نشان دهد. هم چنین از GPS می توان برای اندازه گیری سرعت حرکت، جهت حرکت، جستجوی محل مورد نظر و غیره استفاده کرد.


کنترل زمینی GPS

این بخش شامل ایستگاه های کنترل زمینی است که دارای مختصات معلوم هستند و موقعیت آنها از طریق روشهای کلاسیک تعیین موقعیت، نظیر روش VLBI (تعیین فواصل بلند توسط کوازارها)و روش SLR (فاصله سنجی ماهواره ای با امواج لیزر) بدست آمده است. این ایستگاه ها وظیفه تعقیب و مشاهده شبانه روزی ماهواره های GPS را بر عهده دارند.

تعداد این ایستگاه های زمینی 5 ایستگاه است که ایستگاه اصلی با نام کلرادو اسپرینگ در آمریکا قرار دارد و 4 ایستگاه فرعی دیگر در نقاط دیگر کره زمین مستقر هستند. آخرین بخش از سیستم GPS ، قسمت USER یا کاربران سیستم می باشد که خود شامل دو بخش است:

الف) آنتن دریافت کننده اطلاعات ارسالی از ماهواره ها

ب) گیرنده (پردازش کننده اطلاعات دریافتی و تعیین کننده موقعیت محل آنتن)
گیرنده خود یک سیستم کامپیوتری است. نرم افزار و ریزپردازنده داخل گیرنده، فاصله بین آنتن زمینی تا ماهواره های مرتبط با گیرنده را تعیین می کند. سپس با استفاده از حداقل 4 ماهواره موقعیت X وY و ارتفاع محل استقرار آنتن (یا همان گیرنده) تعیین می شود.

نکته مهمی که می بایست مورد توجه قرار گیرد اینست که ارتفاعی که GPS به ما می دهد با ارتفاع موجود در نقشه ها و اطلس ها فرق می کند. ارتفاع GPS نسبت به سطح مبنایی بنام سطح بیضوی بیان می شود، در حالی که ارتفاع موجود در نقشه ها، ارتفاع اورتومتریک می باشد که از سطح دریاهای آزاد محاسبه می شود.البته مقدار این اختلاف حداکثر حدود 100 متر است.


نمونه ای از کاربردهای سیستم GPS

از لحاظ کلی، هر کسی بخواهد بداند کجاست و به کجا می رود؟! به این سیستم نیازمند است. این وسیله در عرض چند ثانیه می تواند سه ماهواره را بیابد. گفتیم که هر ماهواره به طور پیوسته یک سیگنال مکان یابی را به زمین می فرستند. گیرنده GPS این سیگنال ها را می گیرد و از داده های آن برای محاسبه مکان خود بهره می گیرد.

سپس مکان به دست آمده را بر روی یک نقشة الکترونیکی نمایش می دهد. وقتی گیرنده GPS را روشن کنید، سیگنال های ماهواره ها را می گیرد و موقعیت شما را روی نقشه نشان می دهد. نشانی مقصد خود را تایپ کنید، کامپیوتر GPS یک مسیر را برای شما محاسبه خواهد کرد.

همه وسایل GPS یک نوع سیگنال ماهواره ای را دریافت می کنند و محاسبات یکسانی را برای مشخص کردن موقعیت شما انجام می دهند. آنها را می توانید به کامپیوتر دفترچه ای یا PDA خود وصل کنید و در سفرها از مزایای آن بهره بجویید.

نرم افزار نقشه، به مقدار بسیار زیادی فضا نیاز دارد. به ویژه اگر بخواهد جاده ها را نمایش دهد. اگر از یک کامپیوتر GPS دفترچه ای (GPS Notebook) استفاده کنید که فضای کافی داشته باشد (از چند صد مگابایت تا چندین گیگا بایت)، می توانید کل نقشه کشور مورد نظر را در دیسک سخت (Hard) خود کپی کرده و از آن استفاده کنید. (در این مورد مقالاتی درتالار گفتگوی سایت میکرو رایانه  وجود دارد) بعضی از نرم افزارها، امکان ارتباط با شرکت سازنده را از طریق اینترنت  هم دارند. می توانید از نقشه های به هنگام شده آنها نیز استفاده کنید. هر چه نقشه های منطقه ای که در حافظه گیرنده بارگذاری می شود دقیق تر باشد، سرویس هایی که از GPS می توان دریافت داشت نیز ارتقا می یابد. برای مثال، می توان نزدیکنرین پمپ بنزین، تعمیرگاه و یا ایستگاه قطار را پیدا کرد و مسیر پیشنهادی را دنبال نمود. دقت مکان یابی این سیستم در حد چند متر می باشد، که بسته به کیفیت گیرنده تغییر می کند.

با توجه به کاهش روز افزون قیمت، روز به روز کاربرد آن عام تر و فراگیر می شود. امروزه نصب آن در تلفن های همراه و اتومبیل ها به امری عادی تبدیل شده است. از سیستم موقعیت یابی جهانی می توان در کارهایی نظیر نقشه برداری و مساحی، پروژه های عمرانی، کوهنوردی، سفر در مناطق ناشناخته، کشتی رانی و قایقرانی، عملیات نجات هنگام وقوع سیل و زمین لرزه و هر فعالیت دیگر که نیازمند محل یابی باشد، بهره برد.

تلفن همراه با سیستم موقعیت یاب جغرافیایی

 

کاربردهای خاص: پیش بینی زلزله، نقشه برداری، کنترل امور مربوط به حمل و نقل و ترافیک، کنترل حرکات لایه های زمین، کنترل جابجایی (تغییر مکان) سدها و برج های بزرگ و بلند، پیش بینی وضع هوا، ناوبری (زمینی، هوایی، دریایی)، هیدروگرافی (آب نگاری)، تعیین موقعیت سکوهای دریایی نفتی، تعیین موقعیت جزیره های مرجانی، مین یابی، SCAN کردن دریا، به روز رسانی سیستم های تعیین موقعیت اینرشیال، استفاده جهت کنترل ماهواره های سنجش از دور (Remote Sensing) و ...

gps

GPSیک سیستم موقعیت یاب جهانی است که با ماهواره های مخصوص موجود در مدار زمین عمل می کند و هر لحظه با دریافت سیگنال از چند ماهواره، موقعیت طول و عرض جغرافیائی و ارتفاع آن نقطه را محاسبه می کند. GPS یک سیستم مستقل از موبایل است و هیچ ارتباطی با شبکه تلفن همراه ندارد . همانطور که امروزه گوشی های موبایل مجهز به تجهیزات اضافه ای مانند دوربین عکاسی شده اند ، GPS نیز بر روی معدودی از گوشی های موبایل گذاشته شده است . ضمناً باید دانست که یک دستگاه گیرنده GPS معمولی، فقط گیرنده است و فرستنده نیست برای فعال شدن ان هم فقط کافی است که با ماهواره موجود در مدار زمین اتصال برقرار کند
در رابطه با Gps و A-Gps وقتی شما GPS را روشن می كنید، دستگاه GPS Receiver به یكسری اطلاعات نیاز دارد كه دریافت آنها از ماهواره كمی زمان بر می باشد. مدت زمانی كه طول می كشد تا این اطلاعات را دریافت كند، از 30 ثانیه تا چند دقیقه است. این زمان به موقعیت شما بستگی دارد و اینكه چقدر مانع بین شما و ماهواره وجود دارد. مثلاً در زمین‌های باز مثل كویر این زمان كمتر از زمانی است كه شما در شهر هستید.
اما وقتی از AGPS استفاده می‌كنید، اگر آنتن‌های BTS مجهز به GPS Receiver باشند یا اینكه یك ایستگاه نزدیك به آنتن، مجهز به GPS Receiver باشد، دیگر لازم نیست شما مستقیم این اطلاعات را از ماهواره دریافت كنید. با این كار شما این اطلاعات را می توانید از آنتن BTS دریافت كنید.

تغذيه

بر اساس تحقیقات سی ساله ای که روی ورزشکاران انجام شده ، ثابت شده است که رژیم غذایی دقیق و متناسب با نوع ورزش ، در موفقیت های ورزشی اثر فوق العاده ای دارد . برای علاقمندان به آگاهی در این زمینه ، از جمله مربیان ،‌ مراقبان و ورزشکاران ، نکات کاربردی در مورد تغذیه ورزشکاران در چهار بخش زیر ارائه می شود :

بخش ۱ - عوامل مؤثر بر عملکرد کار عضلانی 

عوامل متعددی بر عملکرد کار عضلانی اثر می گذارد ، مهمترین این عوامل به شرح زیر است :

۱- دریافت ناکافی انرژی

برای ورزشکارانی که باید با وزن مشخصی رقابت کنند ، در صورت نیاز به تغییرات وزنی ، این اقدام باید چندین روز قبل از شروع مسابقات انجام شود . کاهش وزن در روزهای قبل از مسابقه ، اثرات سوء فوق العاده شدیدی روی توان عضلانی ورزشکار دارد . دریافت ناکافی انرژی برای مدت کوتاه ( ۱ تا ۱۵  روز ) اگر در روزهای قبل از شروع مسابقه نباشد ، بر سطح توانایی اثر سوء ندارد ، اما در دراز مدت ،‌ موجب کاهش توانایی بدن می شود .

۲- کیفیت رژیم غذایی

هر چه رژیم غذایی از نظر کیفیت متعادل تر باشد ،‌ بازده کار عضلانی رضایت بخش تر می شود .

۳- افراط در تغذیه

افراط و زیاده روی در تغذیه به مدت متوسط یا طولانی ، حتی اگر میزان تمرینات بدنی ثابت باشد ، موجب افزایش وزن می شود و بر توانایی بدن اثر سوء دارد .

۴- تعداد وعده های غذایی

تعداد زیاد وعده های غذایی ( ۴ تا ۵ بار در روز ) موجب افزایش بازده نسبت به ۲ بار غذاخوردن در روز می شود . این تعداد وعده های غذا از خستگی ناشی از کار سنگین پس از غذاخوردن و کاهش قند خون ثانویه که ناشی از خوردن غذاهای زیاد در یک وعده است ، جلوگیری می کند .

۵- تعادل کمی بین وعده های غذا و مزایای ترکیب صبحانه

صبحانه باید یک چهارم از تمام نیازهای مواد مغذی روزانه را تأمین کند و شیر و لبنیات و یا تخم مرغ داشته باشد .

۶ - مصرف دخانیات

مصرف دخانیات برای ورزشکاران ممنوع است ، زیرا :

موجب تخریب ویتامین ث می شود و در نتیجه خستگی زودرس عضلانی پدید می آید .

موجب کاهش قند خون می شود و در نتیجه فعالیت عضلانی مختل می شود .

موجب اختلال در رسیدن اکسیژن به بدن و اختلال در اعمال قلبی - عروقی می شود .

۷- نقش الکل

الکل نه برای کارکرد فعالیت عضلانی مناسب است و نه برای مبارزه با سرما . مصرف الکل حالتی شبیه « ضربه شلاق » را دارد که در لحظات پس از مصرف با مرحله خستگی شدید و کاهش بازده کار عضلانی همراه است . بنابراین ، مصرف مشروبات الکلی برای ورزشکاران مجاز نیست .

۸ - نوشابه های محرک

مصرف قهوه ، چای و مخلوط آن بر تجزیه چربی ها که برای بالا بردن عملکرد عضلانی لازم است ، اثر غیرقابل انکاری دارد ، اما مصرف مقادیر زیاد آن ها موجب تحریک پذیری ، عصبانیت و ادرار بی موقع می شود ، بنابراین ، بهتر است قبل از مسابقات مصرف نشود .

 

بخش ۲ : رژیم غذایی در دوره تمرینات و آماده سازی بدن

با آن که تغذیه در دوره تمرینات و آماده سازی بدن نقش مهمی دارد ، اما نباید فراموش کرد که تمرینات بدنی عمومی و اختصاصی باید حداقل تحلیل سلولی را به همراه داشته باشد تا عملکرد بهتر شود و بهترین وضعیت ممکن را برای آماده سازی و بدنسازی ایجاد کند . بنابراین ، باید توجه داشته باشیم که برای داشتن قدرت بدنی مناسب ، رژیم غذایی به تنهایی کافی نیست و همراه با رژیم غذایی متعادل ، تمرینات بدنی نیز لازم است .

اگر رژیم غذایی در تمرینات با رژیم غذایی معمولی فرد متفاوت باشد ، نباید رژیم غذایی را بدون مرحله انتقال و یکدفعه تغییر دهیم . تطابق با رژیم غذایی جدید که با افزایش کار عضلانی ورزشکار متناسب است ، باید خیلی تدریجی انجام شود غذای مصرفی ورزشکاران در دوران تمرینات بیشتر از دوران استراحت است .

کاهش وزن روزهای اولیه پس از شروع تمرینات گذراست و خیلی زود تعادل وزنی برقرار می شود و بدن با شرایط جدید کاری عادت می کند .

با دریافت رژیم غذایی متعادل باید مقدار کافی آب بنوشید تا روزانه ۵/۱  لیتر ادرار تولید شود . رژیم غذایی ورزشکار بهتر است به چهار وعده تقسیم شود و مقدار غذا در وعده چهارم کم باشد .

  • صبحانه

صبحانه باید یک چهارم کل نیازهای ورزشکار را تأمین کند . اگر شیر همراه با قهوه میل شود ، هضم کازئین شیر مشکل می شود . بنابراین توصیه می شود که شیر با قهوه مصرف نشود .

ترکیب صبحانه برای ورزشکاران در دوره تمرینات به شرح زیر ارائه می شود . ضمناً مقادیر ارائه شده ، حداکثر مواد غذایی برای یک ورزشکار است . بنابراین هر فرد به تناسب فعالیت خود با حفظ تعادل بین مواد غذایی می تواند از مواد غذایی ارائه شده استفاده کند :

  • نان ، کره یا مارگارین با مربا یا عسل . ( آنان را نباید به صورت تلیت مصرف کرد ؛ زیرا بدون جویدن فرو برده می شود و با آنزیمهای بزاق مخلوط نمی شود . )

  • یک کاسه غلات ( ترجیحاً غلات جوانه زده مخلوط در شیر . )

  • یک نوع میوه خام

  • یک تکه گوشت بدون چربی یا یک تخم مرغ ( در صورتی که از مقدار گوشت دو وعده دیگر کم کنید ، تا مقدار گوشت مصرف معادل مصرف دو وعده شود . )

 

  • ناهار 

ترکیب ناهار به شرح زیر پیشنهاد می شود :

  • گوشت به صورت کباب شده ، فرپخت ، بخارپز و یا آب پز بدون سس چرب ، یا ماهی ( توصیه می شود حداقل هفته ای دو بار ماهی مصرف شود ) و یا دو وعده تخم مرغ

  • یک نوع سبزی پخته یا سیب زمینی ، ماکارونی یا برنج با کره .

  • ۳۰  گرم پنیر یا یک کاسه ماست با یک برش نان .

  • یک میوه خام یا اگر غذا را با سالاد شروع می کنید ،‌ یک دسر سبک که با شیر تهیه شده باشد .

 

  • شام

شام باید شامل مواد زیر باشد :

  • یک نوع سوپ یا سبزی های مختلف یا سالاد متنوع

  • گوشت یا ماهی یا مرغ و یا تخم مرغ

  • یک غذا با غلات ( نان یا برنج یا ماکارونی و سیب زمینی ) به همراه مقداری کره .

  • سی گرم پنیر یا یک کاسه ماست به همراه یک تکه نان .

  • یک میوه خام یا کمپوت یا یک شیرینی تازه بدون خامه

 

  • عصرانه

باید ساده و سبک باشد و در حدود ساعت ۱۷ مصرف شود . می تواند شامل مواد زیر باشد :

لبنیات ، بیسکویت یا کلوچه ، آب میوه یا یک عدد میوه .

در بعضی از حالات می توان یک ناشتایی در ساعت ۱۰ صبح ( ناشتایی ، غذای مختصری است که در هنگام استراحت ۱۰ الی ۱۵ دقیقه ای مصرف می شود ) .

 

* یادآوری چند نکته بهداشتی در امر تغذیه

به آرامی غذا بخورید کاملاً‌ غذا را بجوید تا به خوبی با بزاق آغشته و هضم آن آسان شود .

غذا را باید با توجه به جوانب روانی - تغذیه ای و مطابق با ذائقه فردی تهیه کنید ، به نحوی که اشتها آور باشد .

میوه یا سبزی مصرفی بهتر است از یک نوع باشد . به همین ترتیب نباید یک شیرینی یا یک مخلوط از غلات را بعد از سیب زمینی یا ماکارونی یا برنج مصرف کرد .

اگر در یک وعده غذایی ، گوشت ، ماهی و تخم مرغ و یا انواع سبزی ها با هم وجود دارند ، باید مخلوطی که به مصرف می رسد ،‌از مقدار کل گوشت یا سبزی در نظر گرفته شده بیشتر نباشد ( مثلاً اگر توصیه شده است که ۹۰ گرم گوشت مصرف شود می توان به جای آن ۳۰ گرم گوشت به اضافه ۳۰ گرم ماهی و یک عدد تخم مرغ استفاده کرد ) .

نوشیدن مایعات همراه با غذا ، موجب رقیق شدن شیره معده می شود و در نتیجه هضم غذا طولانی میشود . بنابراین همراه با غذا نباید بیش از یک تا دو لیوان مایعات نوشید . اما در فاصله دو غذا باید حتماً مایعات نوشید تا نیاز بدن به آب تأمین شود . در طول روز باید حدود ۵/۱  لیتر نوشیدنی مصرف شود ( یک آشامیدنی در محل تمرین همراه خود داشته باشید ) .

غذا باید در یک ساعت مشخص و ثابت و در محیطی آرام صرف شود تا هضم آن راحت تر انجام گیرد . مقدار مصرف رژیم غذایی ورزشکار برحسب نیاز کمی و کیفی فرد تنظیم می شود . با توجه به اهمیت تعادل وزن می توان این مطلب را توجیه کرد . میانگین نیاز روزانه یک ورزشکار بین ۳ هزار تا ۳ هزار و ۵۰۰ کیلوکالری انرژی است . اما باید بدانیم که نیاز افراد بر حسب وضع جسمانی متغیر است و بعضی از افراد برای این که به حال تعادل درآیند ، باید تا ۵ هزار کیلوکالری بیشتر انرژی دریافت کنند ، در صورتی که عده ای دیگر با ۲ هزار و ۵۰۰ کیلوکالری یا کمتر بحال تعادل می رسند . ورزشکاران باید به متخصص تغذیه خود کمک کنند تا او بتواند نیاز کلی آن ها را برآورد کند .

* غذا خوردن در خارج از منزل

اگر به اجبار در خارج از منزل غذا می خورید به موارد زیر توجه کنید :

برای ورزشکاران ساندویچ توصیه نمی شود ؛ زیرا مقدار انرژی آن کافی نیست و از نظر مواد مغذی نیز نامتعادل است .

در مصرف غذاهای رستورانی ، از خوردن غذاهای خیلی چرب و با هضم مشکل ( سرخ شده ، دارای سس و ... ) خودداری کنید .

  • سبزی ها آب پز باشد .

  • پنیر کاملا عمل آوری شده باشد .

  • میوه ها به صورت تازه و خام یا کمپوت باشد .

  • سبزی های خشک مصرف شود .

  • گوشت کباب شده یا فرپخت یا بخارپز بدون سس مصرف شود .

  • ماهی کباب شده یا فرپخت ، بخارپز یا آب پز بدون سس مصرف شود . در صورت نبودن رستوران در محل کار ، غذا را از منزل با خود ببرید . برای بردن غذا می توانید از ظروف ایزومتریک که از سرد شدن غذا جلوگیری می کنند ، استفاده کنید .

غذای آماده را با خود ببرید و در محل کار گرم کنید .

مواد غذایی آماده را سرد مصرف کنید . کباب ، تخم مرغ آب پز ، سبزی های سبز یا سیب زمینی با سرکه را سرد مصرف کنید .

بخش ۳ : رژیم مسابقات

الف : آخرین غذای قبل از مسابقه

این غذا باید زیاد ،‌اما زود هضم باشد . غذای قبل از مسابقه باید سه تا چهار ساعت قبل از شروع مسابقه خورده شود . این غذا باید شامل موارد زیر باشد .

  • یک کاسه از غلات مخلوط با شیرشیرین شده یا برنج یا ماکارونی یا سیب زمینی آب پز.

  • یک یا دوعدد کلوچه یا نان و عسل یا مربا .

  • یک یا دوعد کلوچه یا نان با کره و مارگارین .

  • ۳۰  گرم گوشت گاو که قبل از پختن چرخ شده به صورت استیک درآمده و پرنمک و همراه با یک زرده تخم مرغ باشد ، این گوشت باید در ماهی تابه با حداقل چربی سرخ شود .

  • ۳۰  گرم ماهی

  • سالاد با آبلیمو و روغن

  • یک یا دو میوه تازه و خیلی نرم

اگر فرد عادت دارد ، نوشیدن یک فنجان چای یا قهوه یا دم کرده گیاهی مانعی ندارد ( نکته دیگر این که ، رژیم غذایی وعده قبل از شروع مسابقه باید حاوی آب و قند میوه ها یا عسل یا شکر باشد ) .

در فاصله بین آخرین غذای قبل از مسابقه و زمان شروع مسابقه توصیه می شود که هر نیم ساعت یک لیوان مخلوط مساوی آب میوه تازه و آب که به آن ۱۰ تا ۲۰ گرم فروکتوز یا ۲۰ تا ۳۰ گرم   عسل اضافه شده باشد ، با درجه حرارت معمولی مصرف شود ؛ به نحوی که حدود سه لیوان از این شربت قبل از شروع مسابقه مصرف شده باشد ( در هر حال ، مصرف مایعات باید حداقل نیم ساعت قبل از شروع مسابقه متوقف شود ) مقدار این شربت بر حسب میزان درجه حرارت محیط تنظیم می شود .

مسابقات بر حسب نوع ورزش در ساعات مختلفی از روز شروع می شود .

ب : مهم ترین زمان های انجام مسابقات به شرح زیر است :

۱- مسابقه صبح ( حدود ساعت ۱۱ ) شروع می شود :

در این صورت صبحانه با غذای زیر جایگزین می شود ، زمان صرف صبحانه ۷ و ۳۰ دقیقه یعنی سه تا چهار ساعت قبل از شروع مسابقه است .

  • یک کاسه غلات همراه با شیر شیرین شده ؛

  • نان یا یک یا دو کلوچه با عسل یا مربا ؛

  • نان یا یک یا دو کلوچه با کره به اضافه مارگارین ؛

  • ۳۰  گرم گوشت گاو که پیش از پختن چرخ شده و به آن نمک زیاد و یک زرده تخم مرغ با ۳۰ گرم ماهی اضافه شده باشد ؛

  • سالاد با آبلیمو و روغن ؛

  • یک یا دو میوه تازه و خیلی نرم

  • یک فنجان چای یا قهوه یا دم کرده گیاهی . در صورت داشتن عادت ، سپس « رژیم انتظار » ( مایعات ) مصرف کنید .

 

۲. مسابقات بعداز ظهر ( حدود ساعت ۱۵ ) انجام می شود :

الف : همان صبحانه معمولی را که در دوران تمرینات معصرف می شد ،‌ حدود ساعت هفت تا هشت میل کنید .

ب : ناهار باید قبل از وقت و حدود ۱۱ صرف شود ، به نحوی که با شروع مسابقات سه تا چهار ساعت فاصله داشته باشد ،‌ مواد غذایی همان موادی باشند که در بالا به آن ها اشاره شد .

 

۳. مسابقه صبح و بعدازظهر انجام می شود : 

  • اگر مسابقه قبل از ساعت ۱۱ شروع شود ، غذای قبل از مسابقه ساعت ۷ و ۳۰ دقیقه یا زودتر صرف می شود و سپس رژیم غذایی انتظار تا قبل از شروع مسابقه ادامه می یابد . بعد از مسابقه صبح ، فوراً مقدار زیادی ( یک چهارم تا نیم لیتر ) آب گازدار یا معدنی با درجه حرارت معمولی آشامیده می شود . در فاصله بین دو مسابقه در نیمه روز ، یک غذای انرژی زا در نظر گرفته شود که می تواند از موارد زیر باشد :

  • غذایی باشد که در منزل خورده می شود .

  • غذایی باشد که از منزل با خود برده و در ظرف ایزومتریک یا قابل گرم کردن ، نگهداری و یا سرد مصرف شود .

  • غذای بسته بندی شده و متعادلی باشد که در بازار وجود دارد . صرف غذا در رستوران به شرط آن که از تهیه غذا طبق توصیه های متخصص تغذیه یا مربی و یا مسئولان آگاه اطمینان حاصل شده باشد .

 

۴. مسابقه شب ( حدود ساعت ۲۱ ) انجام می شود . 

صبحانه و ناهار مطابق برنامه غذایی دوران تمرینات است و فقط شام را تغییر می دهند . شام حدود ساعت ۱۷ تا ۱۸ خورده می شود . نوع غذا ، رژیم غذایی قبل از مسابقه است که به دنبال آن ، رژیم غذایی « انتظار » در نظر گرفته می شود .

 

۵. مسابقه چندین روز به طور مرتب انجام می شود :

هر روز مسابقه ، باید مانند تنها یک مسابقه در نظر گرفته شود . شام بین دو مسابقه باید غذایی باشد که قادر به دفع مواد سمی که موجب خستگی می شود باشد و توان از دست رفته در مسابقه را جبران کند .

الف : فوراً بعد از مسابقه ، آب قلیایی شیرین شده بنوشید و در صورت امکان به آن پتاسیم و نمک اضافه کنید ( به ۳۰۰ گرم آب ، ۳۰ گرم عسل و ۵/۰  گرم گلوکونات پتاسیم اضافه شود ) .

ب : بعد از دوش گرفتن و ماساژ یک چهارم لیتر شیر کامل ( بدون چربی ؛ در صورتی که شیر خوب و به طور کامل تحمل نمی شود )‌ میل شود .

ج : شام کامل به شرح زیر میل شود :

  • سوپ سبزی ها با رشته ؛

  • یک تکه گوشت ۱۵۰ تا ۲۰۰ گرم ( هر سه روز یک بار با یک تکه جگر جایگزین شود ) در مورد خانم ها هر دو روز یک بار جگر جایگزین گوشت شود ؛

  • برنج یا ماکارونی به اضافه کره تازه ؛

  • سالاد با روغن و لیمو همراه با یک تخم مرغ آب پز و کاملاً‌ سفت شده ؛

  • یک تکه پنیر ( ۳۰ گرم ) با بافت فشرده ؛

  • ۱۰۰ تا ۱۵۰ گرم نان ؛‌

  • یک شیرینی ( تهیه شده با میوه ) ؛

  • دو عدد میوه تازه و چند عدد میوه خشک ( برگه زردآلو ، خرما ،‌آلو و انجیر ) ؛

  • یک چهارم لیتر ماء الشعیر؛

  • هنگام خواب ، ۱۵۰ گرم آب میوه شیرین شده با ۲۰ گرم فروکتوز میل شود .

 

۶. مشکل مسافرت

به طور کلی ، وقتی هر تیم ورزشی به هنگام مسافرت وارد هتل می شود ، غذای خود را در یک رستوران و در مدت طولانی تری نسبت به قبل مصرف می کند . بنابراین ، برای رستوران نباید مشکل عمده ای در تهیه رژیم غذایی مناسب برای ورزشکاران وجود داشته باشد . کافی است متخصص تغذیه تیم یا مربی آگاه ، با مشخص کردن انواع غذاهایی که برای ورزشکاران توصیه شده است ، قبلاً‌ دستور لازم را بدهند .

پ : توصیه های کلی برای تمام ورزش ها

۱. گرما : در گرما باید مقدار مصرف مایعات ، نمک طعام و گلوکلونات پتاسیم را در وعده غذای قبل از مسابقه زیاد کرد .

۲ . تشنگی : در صورت احساس تشنگی در حین مسابقه باید با مقدار کم آب آن را برطرف کرد . البته وقتی تعریق زیاد باشد ، به آب ، نمک هم باید اضافه شود .

۳. سرما : برای مقابله با سرما ، مقدار چربی رژیم غذایی در وعده صبحانه با مصرف کره یا مارگارین اضافه می شود .

۴. ورزش های طولانی مدت : مانند پرواز با کایت یا قایق بادی ، باید موقتاً فرد را به یبوست مبتلا کرد ( ۳) تا ۴ روز قبل از مسابقه ، مواد غذایی ملین مانند شیر و شیرینی حذف می شود ) .

۵. مواد غذایی رایج بین ورزشکاران در روز مسابقه : مانند میوه های خشک ، مربای میوه ها ، گز ، نوقا ، معجون بادام ، معجون میوه ها ، بیسکویت ها و قرص های گلوکز هضم را آسان می کنند و مفیدند .

 

* آشامیدنی های مناسب در نیمه وقت مسابقه

الف : ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلی لیتر   ، آب ۲۰ گرم گلوکز یا دکستروز ، مقداری نمک که میان سه انگشت قرار می گیرد ، ۱ گرم فسفات تری کلسیک ، یک قاشق سوپ خوری گلوکانات پتاسیم .

ب : ۴۰۰ میلی  لیتر آب ،  ۲۰۰ میلی لیتر آب مرکبات ، ۲۰۰ میلی لیتر آب میوه های دیگر ( سیب و گلابی و هلو ) ، ۱۵۰ گرم گلوکز ۲ فسفات تری کلسیک ، دو قاشق سوپ خوری گلوکونات پتاسیم که با هم مخلوط می شوند .

 

ت : ویژگی های تغذیه ای برای بعضی از ورزش ها

۱. ورزش تیمی :

 توصیه های نیمه وقت مسابقه : به محض این که بدن احساس خستگی کرد ، باید از وقت مرده به منظورهای زیر استفاده کرد :

  • نوشیدن مایعات : مایعات را نباید به مقدار زیاد و سرد نوشید . تنها نوشیدنی هایی که درجه حرارت محیط را دارند ، سریع جذب می شوند . حتی در گرمای زیاد ، نوشیدن مایعات سرد جایز نیست . نوشیدن مایعات سرد موجب اختلال در عمل جذب می شود و بدن تعادل خود را از دست می دهد .

  • مصرف شکر : به منظور بالا بردن قند خون که در بعضی از ورزشکاران به طور طبیعی پایین می آید .

  • مصرف نمک : برای جبران از دست رفتن نمک از طریق عرق در هوای گرم و مرطوب .

  • مصرف مواد قلیایی : برای مبارزه علیه بعضی از پدیده های اسیدوز

داور : یک داور ممکن است ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر را به سرعت بدود . بنابراین او نیز مانند ورزشکاران باید رژیم غذایی و توصیه های ارائه شده برای ورزشکاران را رعایت کند .

 

۲. ورزش دوچرخه سواری :

توصیه های ضروری :

  • ساعت شش صبح یک لیوان آب میوه تازه با عسل مصرف شود .

  • بین صبحانه و ناهار یک لیوان شیر بدون چربی با ۲۵٪  گرم گلوگانات پتاسیم نوشیده شود .

  • بین ناهار و شام ، یک لیوان چای یا قهوه شیرین نوشیده شود .

  • بین شام و غذای قبل ازخواب یک کاسه سوپ سبزی با نمک و فسفات میل شود .

  • غذای قبل ازخواب ، شربت کمپوت و آب میوه تازه باشد .

 

* اشتها و اضطراب روز مسابقه

گاهی ورزشکاران یک روز قبل از مسابقه چیزی نمی خورند . به این بهانه که مواد غذایی خورده شده خطر اختلال گوارشی به همراه دارد و اغلب قبل از مسابقه ناشتا فعالیت را شروع می کنند . این ، یک خطای بزرگ و زیان آور است . در این موارد بهترین کار این است که ورزشکار مضطرب را به جیره غذایی نیمه وقت عادت دهیم . برای این کار باید مرحله به مرحله و با آب شروع کرد ( آشامیدنی ها معمولاً بهتر از مواد غذایی تحمل می شوند . سپس شربت و بعد از آن آب غنی شده با آب میوه مصرف می شود . به این ترتیب ، کم کم یک رژیم غذایی مایع استفاده می شود و به تدریج رژیم غذایی معمولی داده می شود )

 

بخش ۴ : رژیم غذایی بازسازی

بلافاصله بعد از مسابقات ۳۰۰ گرم آب گازدار بنوشید که به آن ۱ گرم نمک طعام و ۵/۰  گرم گلوکونات پتاسیم یا بیکربتات سدیم اضافه شده باشد . بعد از استحمام یا دوش گرفتن ، ماساژ و احتمالاً‌اکسیژن درمانی انجام می شود . مصرف یک لیوان شیر کم چربی در این زمان مناسب است.

نیم ساعت قبل از شام ، یک تا دو لیوان ( بر حسب تشنگی ) آبی بنوشید که مقدار کمی املاح داشته باشد .

شام ( وقتی که مسابقات کاملاً پایان یافته است )

  • آش سبزی ها با نمک

  • یک غذای داری برنج یا ماکارونی و یا سیب زمینی آب پز با نمک با یک قطعه کره تازه و پنیر رنده شده .

  • سالاد به روغن و لیمو با یک عدد تخم مرغ آب پز کاملاً سفت شده .

  • یک یا دو برش نان .

  • یک یا دو میوه خام و چند میوه خشک ( ۳ تا ۴ عدد آلود ، خرما و یا انجیر )

  • در پایان غذا ،‌ یک لیوان ماء الشعیر .

  • هنگام خواب یک لیوان شیر بدون سرشیر یا شیر کامل ، البته اگر معده تحمل آن را داشته باشد .

 

* روز بعد از مسابقه

صبحانه

  • یک فنجان چای یا قهوه با شیرینی کم ؛

  • دو عدد کلوچه یا نان با مربا ؛

  • ساعت ۱۰ صبح : یک لیوان آب میوه .

ناهار

  • یک سبزی خام با نمک ،‌ روغن و لیمو ؛

  • یک نوع غذا مرکب از برنج یا ماکارونی ، همراه با نمک و کره تازه یا پنیر رنده شده ؛

  • یک سالاد با روغن و لیمو

  • یک یا دو میوه خام و چند میوه خشک

  • یک لیوان ماء الشعیر

عصرانه ( ساعت ۱۶ )

  • یک فنجان چای بزرگ چای شیرین با یک لیوان آب یا املاح .

شام

  • آش با سبزی ها یا آش رشته ؛

  • ۱۰   گرم گوشت سفید ( مرغ ) یا دو عدد تخم مرغ آب پز کاملاً سفت یا ۹۰ گرم ماهی ؛

  • یک نوع غذا از سبزی ها همراه با کره ؛

  • ۳۰ گرم پنیر با نان

  • یک میوه خام یا کمپوت با یک شیرینی تازه ( بدون خامه )‌ و چند میوه خشک ؛

  • یک لیوان ماء الشعیر

 

* دو روز بعد از مسابقه

چهار وعده غذای مغذی باید مصرف کرد .

صبحانه

  • یک کاسه غلات با شیر شیرین شده ؛

  • یک عدد تخم مرغ آب پز کاملاً سفت ؛

  • یک برش گوشت ( ۳۰ گرم )‌

  • سه عدد بیسکویت یا نان

  • کره ، عسل و مربا ؛

  • یک فنجان چای یا قهوه با شکر .

ناهار

  • یک سبزی خام با روغن لیمو ( کاهو ، هویج و گوجه فرنگی ) یا سبزی پخته ؛

  • گوشت قرمز کباب شده ؛

  • یک غذا با سیب زمینی یا برنج با کره تازه ؛

  • ۳۰ گرم پنیر ؛

  • دو عدد میوه ؛

  • یک لیوان ماء‌الشعیر

 

عصرانه

  • یک لیوان شیر

  • دو عدد کلوچه یا نان

  • یک عدد میوه

 

شام

  • آش با انواع سبزی ها

  • گوشت سفید ؛

  • یک غذا با برنج یا سیب زمینی ؛

  • ۳۰ گرم پنیر با نان

  • کمپوت میوه تازه

  • دو عدد میوه خام

  • یک لیوان ماء الشعیر

 

قبل از خواب

  • یک لیوان آب معدنی

 

از روز سوم به بعد و روزهای بعد ، از رژیم غذایی رایج در تمرینات استفاده شود . وقتی مسابقات در چند روز متوالی ادامه دارد ،‌ برای بازسازی بدن بعد از هر مسابقه باید شام زیر میل شود ؛

  • آش سبزی یا رشته

  • یک سالاد با روغن ، آبلیمو و تخم مرغ آب پز کاملاً‌سفت شده ؛

روش محاسبه ميزان کالری مورد نياز بدن


BMR
راه های متفاوتی برای تشخیص میزان کالری مورد نیاز روزانه بدن وجود دارد که ما در این قسمت یکی از آنها را به نان فرمول "هریس بندیک" را برای شما انتخاب کرده ایم. این فرمول یکی از آسانترین راه های محاسبه فرایند بنیادین متابولیک است (
BMR ). عوامل مهم در این فرمول عبارتند از: جنسیت، وزن بدن (به کیلو )، قد (به سانتی متر)، و سن. فرمول مذکور به این شکل است.

                                                      (سن × 8.6) – ( قد × 5 ) + ( وزن × 13.7 ) + 66 = MRM 

به عنوان مثال:

1- مرد: 66

2- وزن 75 کیلو : 1027.5 = (75 × 13.7)

3- قد 175 سانتی متر : 875 = (175 × 5 )

4- سن 28 سال : 190.4 = (28 × 6.8 )

مرحله 1 تا 3 و بعد هم مرحله 4 را از مجموع کم کنید که رویهم می شود 1778.1

مضرب فعالیت

بالاخره هر چه میزان فعالیت فرد بیشتر باشد بدن او کالری بیشتری طلب می کند.

افراد بدون فعالیت=  (میزان کم یا هیچ گونه فعالیت)1.2 × BMR

افراد کم فعالیت = (کمی نرمش در حدود 1 تا 3 روز در طول هفته)1.375 × BMR

افراد با فعالیت متوسط = (نرمش متعادل در حدود 3 تا 5 بار در طول هفته) 1.55 × BMR

افراد فعال = (ورزش روزانه) 1.725 × BMR

افراد بیش فعال = ( ورزش های سنگین روزانه ) 1.9 × BMR

در این حالت اگر فردی که در مثال بالا میزان کالری مصرفی روزانه او محاسبه شد، دادرای فعالیت فیزیکی متوسطی هم باشد می بایست عدد بدست آمده (1778.1) را در 1.55 ضرب کند تا کالری نهایی مورد نیاز بدن خود را بدست آورد که این مقدار برابر است با 2756 در هر روز.

شخصیتهای دنیا چکاره بودند؟

آدولف هيتلر........................ديكتاتور آلمان.................................نقا� � پوستر

آلبرت انيشتن.......................فيزيكدا� �........................................منشي اداره ثبت

الويس پريسلي.....................خواننده... ......................................راننده كاميون

اميركبير............................صدر اعظم ناصرالدين شاه..................آشپز

او هنري............................نويسنده ........................................گاوچر ان

جرالدفورد .........................رئيس جمهور آمريكا........................مانكن لباس مردانه

جوزپه گاريبالدي..................انقلابي ايتاليايي..............................م لوان

جيمي كارتر.......................رئيس جمهور آمريكا.........................بادام كار

رونالد ريگان.....................رئيس جمهور آمريكا........................هنرپيشه سينما

شون كانري...................... هنرپيشه سينما................................بنا و راننده كاميون

كلارك گيبل.......................هنرپيشه سينما...............................چوب بر

ويليام فالكنر........................نويسنده .......................................نقاش ساختمان

گاندي...............................رهبر فقيد هند................................وكيل دادگستري

جرج واشنگتن....................اولين رئيس جمهور آمريكا..................كشاورز

نادرشاه افشار.....................موسس سلسله افشاريه......................پوستين دوز

يعقوب ليث.........................سرسلسله صفاريان..........................رويگر

امير اسماعيل ساماني............سرسلسله امراي ساماني....................ساربان

آلپتكين..............................سرس لسله غزنويان...........................غلام زر خريد

فرخي سيستاني...................شاعر مشهور ايران.........................كارگر كشاورز

حضرت محمد(ص).............پيامبر بزرگ اسلام..........................شباني/ تجارت

حضرت عيسي (ع).............پيامبر بزرگ مسيحيت......................نجار

حضرت موسي (ع).............پيامبر بزرگوار يهود........................چوپان

پانديت نهرو......................نخست وزير هند..............................وكيل دادگستري

موسوليني.........................ديكت� �تور ايتاليا................................رو زنامه نويس

ساموئل مورس...................مخترع آمريكايي.............................نق� �ش

جك لندن...........................نويسنده آمريكايي............................كار گر كشتي


آلبر كامو..........................نويسنده فرانسوي............................معلم

ريچارد نيكسون.................رئيس جمهور آمريكا.........................وكيل دادگستري

آبراهام لينكلن....................رئيس جمهور آمريكا.........................هيزم شكن

گي دو موپاسان..................نويسنده آلماني................................كار مند دريا داري

چارلز ديكنز.....................نويسنده انگليسي..............................منش ي

آناتول فرانس....................نويسنده فرانسوي............................كتاب فروش

مولير..............................نويسن ده بزرگ فرانسوي..................هنرپيشه

هربرت جرج ولز ..............نويسنده بزرگ انگليسي....................شاگرد بزاز

ارنست همينگوي...............نويسنده بزرگ آمريكايي...................خبرنگار

ويليام شكسپير...................نويسنده بزرگ انگليسي...................هنرپيشه سيار

فيدل كاسترو.....................رئيس جمهور كوبا..........................دانشجوي حقوق

كاردينال ريشيلو................صدر اعظم معروف فرانسه.............. كشيش

ناپلئون بناپارت.................امپراطور فرانسه............................افسر توپخانه

كريم خان زند....................موسس سلسله زنديه........................تير انداز سپاه نادر شاه

ميرزا تقي خان امير كبير.....صدر اعظم ناصرالدين شاه................منشي

ژاندارك..........................شخصيت نيمه مذهبي و قهرمان فرانسوي.................چوپان

هانري فورد.....................كارخانه دار آمريكايي......................ساعت ساز

توماس اديسون..................مخترع بزرگ آمريكايي....................تلگرافچ ي

آلفرد نوبل....................... بنيانگذار جايزه نوبل...................... كارگر كارخانه

والت ديزني......................مخترع سينماي انيمشن.....................پادوي مغازه

پیام های مشاوره ای:

 

آموخته ام که:

*لبخند ارزان ترین راهی است که می توان با آن نگاه را وسعت داد.

*زندگی دشوار است اما من از او سخت تر هستم.

*وقتی با کسی روبرو می شویم انتظارلبخندی از سوی ما دارد.

*هرگزنباید به هدیه ای از طرف کودک نه گفت.

*همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک وی نیستیم حداقل دعا کنیم.

*مهربان بودن بسیار مهمتر ازدرست بودن است.

*گاهی تمام چیز هایی که یک شخص می خواهد فقط دستی است برای گرفتن دست او و قلبی برای فهمیدن او.

*پول می تواند شخصیت بخرد.

*تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشائی می کند.

*خدا وند همه چیز را در یک روز نیافرید پس چه چیز باعث می شود که من به این بیندیشم که میتوانم همه چیز را در یک روز به دست آورم؟

*چشم پوشی از حقایق آنها را تغییر نمی دهد.

*آسان ترین راه برای رشد این است که خود را به وسیله ی انسان های با هوش تر از خود احاطه کنیم.

*فرصت ها هیچ گاه از بین نمی روند بلکه شخص دیگری فرصت های از دست داده ی ما را تصاحب خواهد کرد.

*بهترین کلاس دنیا کلاسی است که زیر پای پیرترین فرد دنیا است.

*امید نصف خوشبختی است.

*باید هر شب داده های اعمال ما را با رایانه ی وجودمان پردازش کنیم

30 مطلب جالب,خواندنی,واقعی!

1- داوينچي همزمان با يك دست مي نوشت و با يك دست نقاشي مي كرد !
2- هيتلر از مكان هاي بسته وحشت داشت !
3- مار مي تواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند !
4- هر انسان تا 8 دقيقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است !
5- اغلب مارها 6 رديف دندان دارند !
6- وقتي به خورشيد نگاه مي كنيد 8 دقيقه قبل از آن را مشاهده مي كنيد !
7- قلب ميگو در سر آن واقع است !
8- ظروف پلاستيكي تقريبا 50 هزار سال در برابر تجزيه مقاومند !
9- حدود 250 نفر از محققان ناسا ايراني هستند و رئيس كامپيوتر ناسا يك ايراني است !
10- دانشمندان دريافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خميازه مي كشند !
11- حس بويايي مورچه با سگ برابري مي كند !
12- آيا مي دانستيد تصميم بر اين بود كه كوكا كولا به عنوان دارو استفاده شود !
13- با 30 گرم طلا مي توان نخي به طول 81 كيلومتر درست كرد !
14- فنلاند از 170 هزار و 585 جزيره تشكيل شده است !
15- زمين در آغاز پيدايش 2000 بار بزرگتر از حجم كنوني اش بود !
16- در زبان عربي براي كلمه شمشير 850 واژه مختلف وجود دارد !
17- گرانترين كفش دنيا 1 ميليارد و 700 ميليون تومان است !
18-براي تخمين زدن حشره هاي روي زمين كافيست به ازاي هر انسان 200 ميليون حشره ريز و درشت در نظر بگيريم !
19- كوسه با شنيدن ضربان قلب طعمه خود آن را پيدا مي كند !
20- فيل تنها حيواني است كه نمي تواند بپرد !
21- قلب وال در هر دقيقه فقط 9 بار مي زند !
22-بعضی ايرانيان در انگليس ثروتمندترين قشر هستند حتي ثروتمندتر از ملكه اليزابت !
23- در سال 1380 تعداد گوسفندان زلاندنو 44 ميليون راس اعلام شد در حالي كه جمعيت اين كشور 4 ميليون نفر بود !
24- قوه چشايي پروانه در پاهاي آن تعبيه شده است !
25- جوانان هندي شادترين و ژاپني ها افسرده ترين هاي جهان هستند !
26- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتي است كه تلويزيون مي بينيد !
27- 90% سم مار از پروتئين تشكيل شده است !
28- چشم انسان معادل يك دوربين 135 مگا پيكسل عمل مي كند !
29- آب دريا بهترين ماسك صورت است !
30- سرعت عطسه يك انسان برابر است با 160 كيلومتر در ساعت !

این تست فقط ۳ پرسش دارد

این تست فقط ۳ پرسش دارد و جواب ها شما را شگفت زده خواهند کرد.
جواب ها را نخوانید زیرا مغز مانند چتر نجات عمل میکند، وقتی که باز است بهتر کار میکند.
اگر به جواب ها نگاه کنید نتیجه درستی نخواهید گرفت.
یک قلم و کاغذ بردارید و به سوالها پاسخ دهيد.
این یک تست صادقانه است که اطلاعات زیادی از خودتان به شما می دهد.
حالا شروع کنید.....!!!

۱- نام های این حیوانات را به ترتیب علاقه خود قراردهید:
گاو
ببر
گوسفند
اسب
خوک

۲- یک کلمه برای توصیف اسامی زیر بنویسید:
سگ
گربه
موش صحرایی
قهوه
دریا

۳- به کسانی فکر کنید (کسانی که شما را بشناسند و برای شما مهم باشند) و آن ها را به رنگ های زیر ربط دهید ( افراد تکراری نباشند. برای هر رنگ، نام یک فرد).
زرد
نارنجی
قرمز
سفید
سبز

توجه: جواب های شما باید دقیقاً همانی باشند که مطلوب شماست.                                              حالا تعابیر و تفاسیر جواب هایتان را بخوانید.

۱-
گاو یعنی "کار."
ببر یعنی "غرور و فخر."
گوسفند یعنی "عشق."
اسب یعنی "خانواده."
خوک یعنی "پول."

۲-
توصیف شما از سگ، "شخصیت شماست."
توصیف شما از گربه، "شخصیت شریک زندگی تان است."
توصیف شما از موش صحرایی، "شخصیت دشمن شماست."
توصیف شما از قهوه، "تعبیر شما از رابطه زناشویی است."
توصیف شما از دریا، "زندگی خود شماست."

۳-
زرد : "کسی که هیچ وقت فراموشش نخواهید کرد."
نارنجی : "کسی که به نظر شما دوست واقعیتان است."
قرمز : "کسی که شما به او عشق می ورزید."
سفید : "جفت روح شما."
سبز : "کسی که تا آخر عمرتان او را به خاطر خواهید داشت."

برگرفته از سایت یوسف زهرا

چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟

 


چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟
( اسپنسر جانسون)

روزگاری, در زمان های بسیار قدیم, در سرزمینی بسیار دور, چهار موجود کوچک زندگی می کردند که در جستجوی پنیر به درون هزارتوی پر پیچ و خمی راه یافتند تا غذا جستجو کنند و بخورند و شاد شوند.

دوتا ار آن ها, به نام های اسنیف(Sniff) و اسکوری (Scurry) , موش بودند , دوتای دیگر, آدم کوچولوهایی بودند به نام هِم(Hem) و هاو (Haw) که از نظر ظاهر مانند موش ها کوچک بوند ولی روش و رفتار آن ها مثل آدم های امروزی بود.

به خاطر جثه کوچک شان, مشاهده ی کارهایی که انجام می دادند کار ساده ای نبود اما اگر به اندازه ی کافی از نزدیک به آن ها نگاه می کردید می توانستید چیزهای بسیار شگفت انگیزی را در رفتار آن ها ببینید.

موش ها و آدم کوچولوها هر روز اوقات خود را در هزارتوی مارپیچ, در جستجوی پنیر مخصوص خود میگذراندند.

موش ها, اسینف و اسکوری, که هم چون دیگر جونده ها, دارای مغزی ساده, ولی شم و غریزه قوی بودند, مانند اغلب موش ها در جستجوی پنیر سفتی بودند که آن را ذره ذره گاز بزنند و بخورند و لذت ببرند.

آدم کوچولوها, یعنی هِم و هاو, از مغز خود که انباشته از عقاید و باورهای بسیار بود برای جستجوی نوعی پنیر متفاوت که معتقد بودند باعث شادی و موفقیت بیشتر آن ها می شود استفاده می کردند.

موش ها و آدم کوچولو ها به همان اندازه که با هم متفاوت بودند, خصوصیات مشترکی نیز داشتند: هر روز صبح هر کدام از آن ها گرمکن و کفش ورزشی خود را می پوشید و خانه کوچک خود را ترک می کرد و به سرعت در جستجوی پنیر به داخل هزارتوی مارپیچ می رفت.

این هزارتو, کلاف سردرگمی از دالان ها و اتاق ها بود که بعضی از آن ها مملو از پنیر خوشمزه بود. اما زوایای تاریک و راهروهای بن بستی هم در آن جا وجود داشت که بعضی از آن ها انتهایی نداشت و هر کسی ممکن بود در آن جا گم شود.

به هر حال, برای آن هایی که راه خود را پیدا می کردند, هزارتوی مارپیچ اسراری هم داشت که به آنها اجازه ی لذت بردن از یک زندگی بهتر را می داد. موش ها, اسنیف و اسکوری, از روش ساده اما ناکار آمد آزمون و خطا برای پیدا کردن پنیر استفاده می کردند. یعنی ابتدا یک راهرو را جستجو می کردند و اگر خالی بود به راهروهای بعدی می رفتند.

اسنیف با استفاده از دماغ بزرگ خود رد پنیرها را بو می کشید و اسکوری مستقیم به دنبال آن به طرف جلو میدوید. همان طور که انتظار می رفت آن ها معمولاً راه خود را گم می کردند, جهت را اشتباه می رفتند و اغلب به دیوار می خوردند.

اما دوتا آدم کوچولو, هِم و هاو, از روش متفاوتی استفاده می کردند که بر قدرت تفکر آن ها و استفاده از تجربیات گذشته متکی بود. اگر چه , بعضی از اوقات, آنها هم بر اثر عقاید و احساسات شان سر در گم می شدند.

درنهایت, هر کس به طریقی آن چه را که در جستجویش بود پیدا می کرد. هر کدام از آن ها همان نوع پنیری را که دوست داشت در انتهای یکی از راهروها, در ایستگاه پنیر C , پیدا می کرد.

از آن روز به بعد, هر روز صبح, موش ها و آدم کوچولوها لباس گرمکن پوشیده و عازم ایستگاه پنیر C می شدند. طولی نکشید که هر یک از آن ها کار ثابت و مشخص روزانه خود را یافتند.

اسنیف و اسکوری هر روز صبح زود از خواب بیدار می شدند و به داخل هزارتوی مارپیچ می دویدند و همواره همان مسیر همیشگی را دنبال می کردند.

موش ها وقتی به مقصد می رسیدند کفش های ورزشی خود را در آورده آن ها را به هم گره می زدند و دور گردن خودشان آویزان می کردند.

با انجام این کار هر وقت کفش های خود را لازم داشتند به راحتی می توانستند آن ها را پیدا کنند. سپس از پنیر خوردن لذت می بردند.

در اوایل, هِم و هاو, نیز هر روز صبح به طرف ایستگاه پنیر می دویدند تا از خرده پنیرهای خوشمزه ای که در انتظار آن ها بود لذت ببرند. اما بعد از مدتی, آدم کوچولوها راه و روش متفاوتی را در پیش گرفتندو

هِم و هاو, هر روز صبح کمی دیرتر از خواب بیدار می شدند, کمی آهسته تر لباس می پوشیدند و سلانه سلانه به طرف ایستگاه پنیر می رفتند زیرا به هر حال می دانستند که پنیر کجاست و چطور می توان به آن جا رسید.

آن ها اصلاً فکر نمی کردند که این پنیر از کجا می آید و چه کسی آن را در آن جا می گذارد. تصور آن ها فقط این بود که پنیر آن جا خواهد بود. هر روز صبح به محض این که هِم و هاو به ایتسگاه پنیر شماره C کی رسیدند احساس می کردند در خانه خود هستند؛ گرمکن های خود را آویزان می کردند و کفش هایشان را در می آوردند و دمپایی های راحتی خود را می پوشیدند. حالا که پنیر را پیدا کرده بودند بسیار آسوده خاطر بودند. هِم می گفت:« عالیه, در این جا پنیر کافی تا ابد برای ما وجود دارد». آدم کوچولو ها احساس شادی و کامیابی و امنیت می کردند.

طولی نکشید که هِم و هاو, پنیر موجود در ایستگاهC را متعلق به خود دانستند آن جا آن قدر پنیر بود که آن ها سرانجام خانه خود را عوض کردند و در نزدیکی انبار پنیر ساکن شدند و یک زندگی اجتماعی در اطراف آن ایستگاه برای خود درست کردند. هِم و هاو برای این که بیشتر احساس کنند که در خانه ی خودشان هستند . دیوارهای آن جا را با سخنانی درباره ی پنیر تزیین کردند و حتی تصاویری از پنیر در روی دیوارها کشیدند که لبخند به لب آن ها می نشاند. یکی از این دیوار نوشته ها چنین بود:

داشتن پنیر آدم را خوشحال می کند.

هِم و هاو گاه گاهی دوستان خود را به آن جا می آوردند تا پنیرهای روی هم انباشته شده در ایستگاه پنیر C را ببینند و با غرور به آن اشاره کرده و می گفتند: « چه پنیرهای خوشمزه ای , نه؟» و گاهی اوقات در خوردن پنیر با دوستانشان شریک می شدند و بعضی اوقات این کار را نمی کردند.

هِم گفت: « ما استحقاق داشتن این پنیر ها را داریم.» در حقیقت ما برای یافتن این پنیرها مدتی طولانی و با سختی بسیار کار کردیم» بعد تکه ای پنیر خوشمزه ی تازه جدا کرد و خورد.

هِم بعد از خوردن پنیر مانند اغلب اوقات خوابش برد.

هر شب آدم کوچولوها در حالی که تا خرخره پنیر خورده بودند؛ تلوتلو خوران به طرف خانه به راه می افتادند و هر روز صبح با اعتماد به نفس کامل برای خوردن پنیر بیشتر بر می گشتند.

آن ها این کار را مدت ها ادامه دادند.

بعد از مدتی اعتماد به نفس هِم و هاو تبدیل به غرور و تکبر شد. دیری نپایید که آن ها آن قدر راحت طلب شدند که حتی به آن چه که در اطرافشان می گذشت توجه نمی کردند. اما اسنیف و اسکوری در تمام این مدت به کار روزمره ی خود ادامه می دادند. آن ها هر روز صبح زود به آن جا می رسیدند و اطراف ایستگاه پنیر C را بو کشیده و جستجو می کردند و تند و سریع مانند فرفره می دویدند و آن جا را بازرسی می کردند تا ببینند آیا نسبت به روز پیش تغییری بوجود آمده است یا نه.

سپس می نشستند و ذره ذره شروع به خوردن پنیر می کردند. یک روز صبح که آن ها به ایستگاه پنیر C رسیدند, متوجه شدند که خالی است و از پنیر خبری نیست.

اسنیف و اسکوری تعجب نکردند. چون قبلاً متوجه شده بودند که موجودی پنیر هر روز کمتر از روز قبل می شود. آن ها برای این واقع ی اجتناب ناپذیر آمادگی داشتند و به حکم غریزه می دانستند چه کار باید بکنند.

به هم دیگر نگاه کردند و کفش های ورزشی خود را که به هم بسته و طبق معمول دور گردن خود آویزان کرده بودند برداشتند و آن ها را پوشیده و بندهایشان را بستند.

موش ها چیزی را بیش از حد تجزیه و تحلیل نمی کردند و مغز آن ها با عقاید و باورهای پیچیده انباشته نشده بود. برای موش ها مشکلی به وجود آمده بود و جواب آن برایشان ساده بود. وضعیت در ایستگاه پنیر C تغییر کرده بود بنابراین اسنیف و اسکوری تصمیم گرفتند که خودشان هم تغییر کنند.

بیرون از ایستگاه به داخل هزارتوی پیچ در پیچ نگاه کردند. سپس اسنیف پوزه خود را بلند کرده و بو کشید و با سر به اسکوری اشاره کرد. اسکوری شروع به دویدن به داخل هزارتو کرد و اسنیف تا جایی که می توانست با سرعت به دنبال او حرکت کرد. آن ها در بیرون از آن منطقه شروع به جستجوی پنیر جدید کردند.

بعد از مدتی, هِم و هاو نیز به ایستگاه پنیر C رسیدند. آن ها توجهی به تغییرات کوچکی که هر روز در اطراف آن ها اتفاق می افتاد نکرده بودند. بنابراین برای آن ها مسلم بود که پنیرشان سر جای خود قرار دارد. هِم و هاو برای آن چه در آن روز دیدند آمادگی نداشتند.

هِم نعره زد:«چی, هیچی پنیر این جا نیست؟» و به نعره زدن ادامه داد« پنیر نیست؟! پنیر نیست؟!» انگار که اگر بلند داد بزند, کسی پنیر ها را سرجایش بر می گرداند.

بعد با صدای بلند فریاد کشید:« چه کسی پنیر مرا برداشته است؟»

سرانجام در حالی که دستهای را روی گوش هایش گذاشته و صورتش سرخ شده بود؛ از بیخ گلو فریاد کشید:« این عادلانه نیست!»

هاو فقط با ناباوری سرش را تکان داد. او هم شکی نداشت که همیشه در ایستگاهC پنیر وجود دارد. مدتی مات و مبهوت در آن جا ایستاد. هاو نیز برای این واقعه آمادگی نداشت.

هِم با داد و بیداد چیزی می گفت. اما هاو نمی خواست هیچی بشنود. او نمی خواست با واقعه ای که روبرو شده بود کنار بیاید؛ بنابراین تنها کاری که کرد این بود که همه چیز را به هم ریخت.

رفتار آدم کوچولوها اصلاً جالب نبود و ثمری نیز نداشت, اما قابل درک بود.

پنیر پیدا کردن کار ساده ای نبود. در ثانی یافتن آن برای آدم کوچولوها معنای خیلی بیشتری از رفع نیاز روزمره داشت. یافتن پنیر برای آن ها به معنای روشی برای به دست آمدن چیزی بود که فکر می کردند برای شاد بودن به آن نیاز دارند. آن ها بر اساس میل و ذائقه خویش, دیدگاه های خاصی در مورد پنیر داشتند. برای بعضی ها, یافتن پنیر به معنای مادیات و برخورداری از مال و ثروت بود برای برخی دیگر لذت بردن از سلامتی کامل, یا برخورداری از نوعی احساس معنوی ناشی از رفاه و آسایش بود. برای هاو پنیر فقط به معنای امنیت و صاحب یک خانواده ی دوست داشتنی شدن و زندگی در کلبه ای گرم و نرم در چدارلین بود.

برای هِم, پنیر به معنی دست یابی به پنیری بزرگ و ریاست بر دیگران و صاحب خانه ای بزرگ بر فراز تپه کمبرت شدن بود.

از آن جا که پنیر برای دو آدم کوچولو مهم بود, مدت زیادی وقت گذاشتند تا در مورد این که چه کار باید بکنند تصمیم بگیرند. اما تنها کاری که انجام می دادند این بود که به اطراف ایستگاه C خالی از پنیر پرسه می زدند تا ببینند آیا واقعاً در آن جا پنیر وجود دارد یا نه.

در حالی که اسنیف و اسکوری به سرعت در حال تغییر بودند؛ هِم و هاو همان آدمهای قبلی باقی مانده بودند.

آن ها درباره ی این بی عدالتی یزرگ رجز خوانی می کردند وجار و جنجال به راه می انداختند. هاو به تدریج افسرده شد. اگر فردا هم آن جا پنیر نبود چه اتفاقی می افتاد؟ او آینده اش را بر مبنای این پنیر ها برنامه ریزی کرده بود.

آدم کوچولوها نمی توانستند این اتفاق را باور کنند. چه طور ممکن بود این اتفاق بیفتد؟ هیچ کس به آن ها هشدار نداده بود. این درست مبود. اوضاع آن طور که آن ها تصور می کردند پیش نرفته بود.

آن شب, هِم و هاو گرسنه و ناامید به خانه رفتند. اما هاو قبل از رفتن روی دیوار نوشت:

هر چه قدر پنیر برایت مهم باشد بیشتر میل داری آن را نگه داری

روز بعد هِم و هاو خانه ی خود را ترک کردند و دوباره به ایستگاه پنیرC برگشتند زیرا هنوز انتظار داشتند به نحموی پنیر خود را پیدا کنند.

اما وضعیت فرقی نکرده بود. پنیر ها آن جا نبود. آدم کوچولوها نمی دانستند چکار کنند. هِم و هاو, مات و مبهوت, مثل دوتا مجسمه آن جا ایستادند.

هاو چشم هایش را تا جایی که می توانست محکم به هم فشرد و دست هایش را روی گوش هایش گذاشت. او فقط می خواست به چیزی فکر نکند و چیزی نشنود. او حتی نمی خواست بپذیرد که پنیر او به تدریج کوچک تر شده است بلکه معتقد بود پنیرش به طور ناگهانی از آن جا برداشته شده است.

هِم بارها و بارها وضعیت را تجزیه و تحلیل کرد. سرانجام مغز پیچیده اش, همراه با نظام اعتقادی پر قدرتش, از درک این جریان عاجز شد. پرسید:«چرا آن ها این کار را با ما کردند؟ واقعاً این جا دارد چه اتفاقی می افتد؟»

سرانجام هاو چشمهایش را باز کرد و به اطراف خود نگاه کرد و گفت:« راستی اسنیف و اسکوری کجا هستند؟ فکر می کنی آن ها چیزی بدانند که ما نمی دانیم؟»

هِم با تمسخر گفت:«چه چیزی را می دانند؟»

هِم ادامه داد:« آن ها فقط موش های ساده ای هستند که در برابر آن چه که اتفاق می افتد واکنش نشان می دهند. ما آدم کوچولو هستیم. ما استثنایی هستیم. باید بتوانیم به این موضوع پی ببریم و علاوه بر آن, ما مستحق چیزهای بهتری هستیم این مسئله نباید برای ما اتفاق می افتاد, حالا که رخ داد, حداقل باید از آن نفعی ببریم»

هاو پرسید:« چرا باید نفع ببریم؟»

هِم گفت:« برای این که این حق ماست»

هاو پرسید:« چه چیزی حق ماست؟»

«ما حق داریم که پنیر خود را داشته باشیم»

هاو پرسید:«چرا؟»

هِم گفت:« زیرا ما این مشکل را به وجود نیاورده ایم. شخص دیگری این کار را انجام داده و ما باید از این کار به نفع خود استفاده کنیم»

هاو پیشنهاد کرد:« شاید ما باید از تجزیه و تحلیل بیش از حد شرایط دست برداریم و راه بیفتیم و مقداری پنیر جدید پیدا کنیم»

هِم شروع به اعتراض کرد« آه, نه, من نمی خواهم تا آخر خط بروم و بفهمم که این جا چه اتفاقی افتاده است»

در همان حالی که هِم و هاو هنوز در تلاش برای تصمیم گیری بودند, اسنیف و اسکوری به شیوه ی خود خوش می گذراندند. آن ها در جستجوی پنیر به هر ایستگاهی که می یافتند داخل می شدند و به همه, راهروها و گوشه و کنار پرت و دور افتاده ی هزارتوی مارپیچ سرکشی می کردند. آن ها به هیچ چیز غیر از یافتن پنیر تازه فکر نمی کردند. موش ها تا مدتی نتوانستند چیزی پیدا کنند. سرانجام به قسمتی از هزارتو رفتند که قبلاً هرگز به آن جا نرفته بودند, یعنی ایستگاه پنیرN .

اسنیف و اسکوری با خوشحالی فریاد زدند:«آن چه در جستجویش بودیم یافتیم, محموله ی بزرگی از پنیر تازه!»

آن ها به سختی توانستند آن چه را که می دیدند باور کنند. این بزرگ ترین محموله ی پنیری بود که موش ها تا کنون دیده بودند.

در این فاصله, هِم و هاو هنوز در ایستگاه پنیرC مشغول ارزیابی وضعیت خود بودند. آن ها اکنون از عواقب و اثرات بی پنیری رنج می بردند, نا امید و عصبانی بودند و هم دیگر را برای وضعیتی که در آن بودند, سرزنش می کردند.

هر از گاهی, هاو به یاد دوستانشان, اسنیف و اسکوری, می افتاد و از خود می پرسید آیا آن ها تا کنون پنیر پیدا کرده اند؟ او بر این باور بود که آنها احتمالاً باید شرایط سختی داشته باشند, زیرا پرسه زدن در گوشه و کنار هزارتوی مارپیچ معمولاً اطمینان بخش نبود. او هم چنین می دانست که این کار فقط تا مدتی می توانست ادامه یابد.

هاو گاهی اوقات, اسنیف و اسکوری را در حال پیدا کردن پنیر جدید و لذت بردن از آن در ذهن خود تصور می کرد. او می اندیشید که چه قدر خوب می شد اگر دوباره در مارپیچ هزارتو به جستجو مشغول می شد و پنیر تازه ای پیدا می کرد. او تقریباً می توانست مزه ی پنیر تازه را احساس کند.

هاو هر چه قدر بیشتر خود را در حال جستجوی پنیری تازه و لذت بردن از آن در ذهن خود مجسم می کرد, برای ترک ایستگاه پنیرC مصمم تر می شد. بلاخره ناگهان با تعجب فریاد کشید:« بیا برویم!»

هِم فوراً جواب داد: «نه من این جا را دوست دارم. این جا راحت است. من خوب می دانم. به علاوه بیرون از این جا خطرناک است.»

هاو اعتراض کرد:«این طور نیست, ما قبلاً به نقاط مختلفی از هزارتو سرک کشیده ایم و می توانیم دوباره این کار را بکنیم»

هِم گفت:«من برای این کار خیلی پیر شده امو می ترسم. دوست ندارم گم شوم و خودم را مضحکه این و آن کنم, تو دوست داری؟»

با این حرف, ترس از شکست دوباره به سراغ هاو برگشت. امید او به پیدا کردن پنیر جدید رنگ باخت.

بدین ترتیب, هر روز آدم کوچولوها همان کار قبلی خود را دنبال کردند. آن ها هر روز به ایستگاهC می رفتند و هیچ پنیری در آن جا پیدا نمی کردند و با نگرانی و ناامیدی به خانه بر می گشتند.

آن ها سعی در انکار آن چه که اتفاق افتاده بود داشتند. خوابیدن برایشان مشکل بود. توان و انرژی آن ها هر روز نسبت به روز قبل کمتر می شد و به همین دلیل زود رنج و بی حوصله شده بودند.

خانه های آن ها دیگر مکان های امن سابق بود, نبود. آدم کوچولوها شب ها کابوس عدم دستیابی به پنیر را می دیدند.

اما هِم و هاو هم چنان, هر روز صبح به ایستگاه پنیرC بر می گشتند و در انتظار بازگشت پنیر بودند.

هِم گفت: «می دانی اگر ما فقط کمی بیشتر تلاش کنیم متوجه می شویم که اوضاع واقاً زیاد تغییر نکرده است. پنیر احتمالاً همین نزدیکی هاست شاید آن ها فقط آن را پشت دیوار قایم کرده اند.»

روز بعد هِم و هاو با آلات و ابزار حفاری دیوار برگشتند. هِم اسکنه را نگه می داشت و هاو با چکش به آن ضربه می زد, تا سرانجام سوراخی روی دیوار ایستگاه C به وجود آوردند. آن ها به آن سوی دیوار پریدند ولی آن جا هم پنیری در کار نبود.

هِم و هاو نا امید شدند. اما ایمان داشتند که می توانند مشکل را حل کنند. بنابراین صبح ها زودتر کار خود را شروع کردند. مدت بیشتری آن جا ماندند و سخت تر کار کردند. اما بعد از مدتی تنها چیزی که داشتند یک سوراخ بزرگ روی دیوار بود.

هاو کم کم داشت تفاوت بین فعالیت و بهره وری را می فهمید.

هِم گفت:« شاید ما فقط باید این جا بنشینیم و ببینیم چه اتفاقی می افتد. دیر یا زود آن ها پنیر را بر می گردانند.»

هاو دلش می خواست این حرف را باور کند. بنابراین هر روز هردوی آن ها با هم دیگر برای استراحت به خانه می رفتند و با بی میلی به ایستگاهC بر می گشتند. اما پنیر هرگز به آن جا بازنگشت.

تا این موقع آدم کوچولوها از گرسنگی, نگرانی و اضطراب ضعیف شده بودند. هاو از انتظار کشیدن برای بهبودی شرایط خسته شده بود. او کم کم متوجه شد که هر چه بیشتر در این وضعیت بی پنیری باقی بمانند شرایط بدتر خواهد شد. هاو می دانست که دارند وقت خود را تلف می کنند.

سرانجام, شروع به خندیدن به خودش کرد: « ها,ها,ها, منو نگاه کن, من هر روز بارها و بارها یک کار را انجام می دهم و انتظار دارم اوضاع بهتر شود. واقعاً وضعیت مضحک و خنده داری است.»

هاو دوست نداشت دوباره به گوشه و کنار هزارتو سرک بکشد. چون می دانست گم می شود. و ضمناً نمی دانست کجا می توانند پنیر پیدا کنند. اما وقتی که دید ترس و نگرانی دارد چه بلایی سر آن ها می آورد مجبور شد به خود بخندد.

او از هِم پرسید:« گرمکن و کفش ورزشی های ما کجاست؟»

و شروع به جستجوی آن ها کرد. ولی خیلی طول کشید تا آن ها را پیدا کند زیرا زمان پیدا کردن پنیر در ایستگاهC آن ها را به گوشه ای رها کرده بود. چون فکر می کرد دیگر نیازی به آن ها ندارد.

هِم وقتی دوستش را در حال گرمکن پوشیدن دید گفت: « تو که واقعاً نمی خواهی دوباره وارد هزارتوی مارپیچ شوی؟ چرا با من در این جا منتظر نمیمانی تا پنیر را به ما برگردانند؟»

هاو گفت: « چون تو دیگر به آن پنیر دست نخواهی یافت. من هم دیگر نمی خواهم آن پنیر را ببینم. حالا دارم می فهمم که آن ها هیچ وقت آن پنیر قدیمی را بر نخواهند گرداند. آن پنیر مال دیروز بود. امروز وقت پیدا کردن پنیر تازه است.»

هِم شروع به اعتراض کرد:« اما اگر در خارج از این جا پنیر نبود چی؟ و یا اگر پنیر بود و تو نتوانستی آن را پیدا کنی چی؟»

هاو گفت:« نمی دانم» او بارها و بارها این سوال را از خود پرسیده بود و دوباره همان ترسی را که با پرسیدن این سوال احساس می کرد و باعث می شد در آن جا پای بند شود احساس کرد.

سپس شروع به تفکر درباره پیدا کردن پنیر تازه و همه ی چیزهای خوبی که همراه با آن می آمد کرد و جرات از دست رفته ی خود را به دست آورد.

هاو گفت:« گاهی اوقات اوضاع تغییر می کند. روزگار همیشه بر یک روال نخواهد بود. الان یکی از همان مواقع است. این قانون زندگی است! یعنی دائم تغییر می کند و بنابراین ما هم باید تغییر کنیم»

هاو نگاهی به دوست لاغر و نحیف خود انداخت و سعی کرد او را سر عقل بیاورد. اما ترس هِم تبدیل به عصبانیت شده بود و گوش به حرف کسی نمی داد.

هاو نمی خواست به دوست خود توهین کند اما مجبور بود به حماقت خودشان بخندد.

به محض آن که هاو برای بیرون رفتن آماده شد احساس شادابی و سرزندگی بیشتری کرد و دریافت سرانجام توانسته به خودش بخندد و تصمیم بگیرد راه بیفتد و تغییر کند.

او اعلام کرد:« الان وقت رفتن به داخل هزارتوی مارپیچ است.»

هِم نه خندید و نه به او جواب داد.

هاو تکه سنگ کوچک و ریزی برداشت و فکر مهمی را که به ذهنش خطور کرده بود برای هِم روی دیوار نوشت تا درباره ی آن فکر کند. و بر طبق عادت قبلی که داشت حتی تصویری از پنیر دور آن کشید. به امید آن که این عکس هم کمک کند تا لبخند بزند, حقیقت را دریابد و به دنبال پنیر جدید برود. اما هِم نمی توانست آن را ببیند.

نوشته ی او این بود:

اگر تغییر نکنی, نابود می شوی

سپس هاو سرش را از سوراخ دیوار بیرون برد و با اشتیاق تمام به آن طرف سوراخ, به داخل هزارتوی مارپیچ پرید. بعد درباره ی این که چه طور خود را در این ایستگاه بدون پنیر گیر انداخته بود فکر کرد.

او باور کرده بود که احتمالاً هیچ نوع پنیری در هزارتوی مارپیچ وجود ندارد و یا اگر هم هست احتمالاً او نمی تواند آن را پیدا کند. چنین باورهای ترسناکی او را از پای در آورده بود و نومید و مایوس کرده بود.

هاو لبخند زد. او می دانست که هِم در این فکر و خیال غوطه ور است که چه کسی پنیر او را برداشته است؟ اما هاو در این اندیشه سیر می کرد که « چرا من زودتر راه نیفتادم و همراه با پنیر جابجا نشدم؟»

هاو همان طور که به داخل هزارتوی مارپیچ پا می گذاشت به پشت سر خود نگاه کرد, به همان جایی که از آن جا آمده بود و زمانی احساس می کرد جای راحتی است. احساس کرد به طرف آن منطقه ی آشنا کشیده می شود؛ اگر چه مدت ها بود که دیگر پنیری در آن جا وجود نداشت.

هاو هر لحظه جلوتر می رفت بیشتر نگران و مضطرب می شد که آیا واقعاً می خواهد به داخل هزارتوی مارپیچ برود؟ چیزی روی دیوار روبروی خودش نوشت و مدتی به آن خیره شد:

اگر نمی ترسیدی چکار می کردی؟

هاو درباره ی این جمله فکر کرد.

او می دانست که گاهی اوقات کمی ترس بد نیست. هرگاه بترسید که اگر کاری انجام ندهید اوضاع بدتر می شود, آن گاه به سوی عمل کشیده می شوید. اما اگر بیش از حد دچار ترس و وحشت شوید آن گاه نمی توانید دست به هیچ کاری بزنید و این خوب نیست. هاو به سمت راست خود به قسمتی از هزا رتوی مارپیچ که هرگز به آن جا نرفته بود نگاه کرد و ترسید. سپس نفس عمیقی کشید و به آرامی به همان طرف, به سوی ناشناخته ها به راه افتاد.

هاو, در همان حال که به دنبال راه جدیدی می گشت کمی احساس نگرانیکرد که شاید بیش از حد در ایستگاه C منتظر مانده بوده است. مدت زیادی بود که پنیری نخورده بود و به همین دلیل ضعیف شده بود.

اقامت او در ایستگاه C بسیار طولانی و ورود او به داخل هزارتوی بیش از حد دردناک صورت گرفته بود. بنابراین تصمیم گرفت که اگر زمانی مجدداً شانس با او یار شد, خود را زودتر با تغییرات تطبیق دهد. این امر زندگی را ساده تر می کرد.

هاو سپس لبخند ضعیفی زد و اندیشید: « دیر اقدام کردن, بهتر از هرگز اقدام نکردن است»

هاو طی چند روز بعد, از این جا و آن جا کمی خرده پنیر پیدا کرد. اما آن قدر نبود که بتواند برای مدتی طولانی او را سیر کند. او امیدوار بود که به اندازه ی کافی پنیر پیدا کند تا مقداری از آن را برای هِم ببرد و او را تشویق به آمدن به داخل هزارتوی مارپیچ کند.

اما هاو هنوز اعتماد به نفس کافی نداشت. احساس می کرد که داخل هزارتو کمی گیج کننده است, به نظر می رسید که اوضاع از آخرین مرتبه ای که او در آن جا بود تغییر کرده است.

درست زمانی که فکر می کرد در حال پیشروی است؛ در راهروها گم می شد. به نظر می رسید که پیشروی او دو قدم به جلو و یک قدم به عقب است. این نوعی مبارزه بود, اما باید میپذیرفت که جستجوی پنیر در هزارتوی مارپیچ, آنقدرها هم که او از آن واهمه داشت بد نبود. همان طور که زمان می گذشت شروع به تردید کرد که آیا این انتظار که پنیر جدید پیدا کند, واقع بینانه است. او متحیر بود که آیا لقمه ای بزرگ تر از دهان خود برنداشته است. سپس وقتی فهمید که در آن لحظه پنیر برای جویدن ندارد خنده اش گرفت. او هروقت که احساس می کرد دارد روحیه اش را از دست می دهد, به خود نهیب می زد که کاری که در حال انجام دادن آن است, هر چند سخت و پر مشقت باشد, در واقع خیلی بهتر از ماندن در وضعیت بی پنیری است. او به جای این که منفعل و بیکار بنشیند به تدریج داشت کنترل امور را در دست می گرفت. سپس خود خاطر نشان کرد که اگر اسنیف و اسکوری توانسته اند تغییر کننند پس او هم می تواند.

بعد ها که هاو به گذشته نگاه کرد, متوجه شد که پنیر موجود در ایستگاه C آن طور که زمانی فکر می کرد , یک شبه ناپدید نشده است. در روزهای آخر مقدار پنیری که در ایستگاه بود هر روز کمتر شده و آن چه باقی مانده بود کهنه بود و مزه ی خوبی نداشت. حتی امکان کپک زدن پنیرها هم وجود داشت , اگر چه او اصلاً متوجه این موضوع نشده بود. به هر حال او پذیرفت که اگر می خواست احتمالاً می توانست آنچه را که در حال وقوع بود ببیند, اما او نخواسته بود.

هاو اکنون متوجه می شد که اگر او آن چه را که در تمام آن مدت در حال وقوع بود می دید و اگر احتمال تغییر اوضاع را می داد آنگاه ناپدید شدن پنیر باعث تعجب او نمی شد. شاید اسنیف و اسکوری همین کار را انجام داده بودند.

او ایستاد که کمی استراحت کند و روی دیوار هزارتوی مارپیچ نوشت:

هر چند وقت یک بار پنیر را بو کن تا اگر کهنه شد متوجه شوی.

مدتی بعد که به دلیل عدم وجود پنیر بسیار طولانی به نظر می رسید سرانجام هاو به یک ایستگاه بزرگ پنیر که نوید بخش به نظر می رسید برخورد کرد. اما وقتی وارد آن شد بسیار ناامید شد چون خالی بود.

هاو با خود گفت:« این احساس پوچی و ناامیدی بیش از حد برای من پیش آمده است» و احساس کرد دلش می خواهد دست از جستجو بردارد.

هاو داشت توان و نیروی خود را از دست می داد. او می دانست که گم شده است و می ترسید جان سالم به در نبرد. لحظه ای فکر کرد که تغییر جهت دهد و به ایستگاه پنیر C برگردد. حداقل اگر بر می گشت و هِم هنوز آن جا بود, دیگر تنها نبود. سپس این سوال را دوباره از خود پرسید: « اگر نمی ترسیدم چکار می کردم؟»

او بیشتر اوقات به جای این که چیزی را باور کند و بپذیرد, از آن می ترسید. البته مطمئن نبود که از چه چیزی می ترسد؛ اما حالا با ضعفی که داشت می دانست که فقط از تنهایی می ترسد. هاو متوجه نبود که این عقاید و باورهای ترسناک است که او را عقب می رانند.

هاو نمی دانست که آیا هِم از ایستگاهC حرکت کرده یا هنوز از زور ترس, قدرت حرکت ندارد. سپس زمانی را در هزارتوی مارپیچ به یاد اورد که بهترین احساس را داشت؛ و آن زمان وقتی بود که ساکن نبود و به جلو حرکت می کرد.

روی دیوار جمله ای نوشت, با وجود این که می دانست این نوشته بیشتر از آن که نوعی یادآوری برای خودش باشد, نشانه ای برای دوستش هِم است, به این امید که از ان پیروی کند:

حرکت در مسیر جدید, به تو کمک میکند تا بتوانی پنیر جدید پیدا کنی.

هاو به انتهای راهروی تاریک نگاه کرد و از ترس به خود لرزید. چه چیزی پیش روی او قرار داشت؟ آیا راهرو خالیست؟ آیا در آن جا خطر در کمین نشسته است؟ تمام چیزهای ترسناکی را که می توانست برای او اتفاق بیفتد در ذهن خود مجسم کرد. او داشت خودش را بیش از حد می ترساند.

بعد به خودش خندید. هاو میدانست که ترس او اوضاع را بدتر میکند. بنابراین کاری را انجام داد که اگر نمی ترسید انجام می داد. او در مسیر جدید به حرکت در آمد.

همین که شروع به دویدن به طرف انتهای راهروی تاریک کرد لبخند زد. او هنوز نمی دانست که در حال کشف چیزی است که روح او ذهن او را پرورش می دهد. او داشت به جلو می رفت و به آن چه در پیش روی داشت اطمینان داشت. اگر چه واقعاً نمی دانست چه چیزی در انتظارش است.

به تدریج و با کمال تعجب متوجه شد که احساس لذت میکند. هاو متحیر بود:« چرا این قدر احساس خوبی دارم؟ من نه پنیر دارم و نه می دانم به کجا دارم می روم؟»

طولی نکشید که فهمید چرا احساس خوبی دارد.

ایستاد و دوباره روی دیوار نوشت:

وقتی ترس را پشت سر می گذاری احساس آزادی می کنی

هاو متوجه شد که قبلاً اسیر ترس خود بود. حرکت در مسیر جدید او را آزاد کرده بود. حالا او نسیم سرد شادی بخشی را که در این قسمت از هزارتوی مارپیچ میوزید احساس می کرد. چند نفس عمیق کشید و احساس کرد که توان و نیروی تازه ای بدست آورده است.پشت سر گذاشتن ترس برای او, لذت بخش تر از آن چیزی بود که فکر می کرد. مدت ها بود که هاو چنین احساسی نداشت. او فراموش کرده بود که این احساس چقدر مفرح است.

هاو حتی برای بهتر کردن شرایط, شروع به کشیدن تصویری در ذهن خود کرد. او خود را با جزئیات کامل می دید که در میان انبوهی از پنیرهای مورد علاقه اش نشسته و مشغول خوردن است و از آنچه که می دید لذت میبرد. سپس در ذهن خود تصور کرد که چقدر از این پنیرهای خوشمزه لذت خواهد برد. هاو هر چه واضح تر تصویر پنیرهای تازه را می دید, آن ها واقعی تر به نظر می رسیدند و انگیزه تلاش برای پیدا کردن پنیر نازه در او قوی تر می شد. روی دیوار نوشت:

قبل از پیدا کردن پنیر تازه, خود را در حال لذت بردن از آن تجسم کن, این عمل تو را به طرف پنیر تازه راهنمایی می کند.

هاو از خود پرسید: چرا این کار را قبلاً نمی کردم؟

سپس با توان و سرعت بیشتر در میان هزارتوی مارپیچ شروع به دویدن کرد. طولی نکشید که یک ایستگاه پنیر را از دور دید وقتی که تکه های کوچک پنیر را در نزدیک درب ورودی آن مشاهده کرد هیجان زده شد. در آن جا انواع مختلف پنیرهای خوش رنگ و بویی که او قبلاً ندیده بود وجود داشت. هاو از آن ها چشید و متوجه شد که بسیار خوشمزه اند. او بیشتر پنیرهای تازه ای را که در دسترس اش بودند خورد و کمی هم در جیبش گذاشت تا بعداً بخورد, یا شاید کمی هم به هِم بدهد با خوردن پنیر کم کم قدرت و توان خود را بدست آورد.

بعد با هیجان زیاد وارد ایستگاه پنیر شد اما با تعجب و شگفتی متوجه شد که ایستگاه خالی است. کسی دیگر قبل از او آن جا بوده و فقط کمی خرده پنیر تازه در آن جا باقی گذاشته بود.

او متوجه شد که اگر زودتر به راه افتاده بود, به احتمال زیاد می توانست مقدار زیادی پنیر تازه در آن جا پیدا کند.

هاو تصمیم گرفت که به عقب برگردد و ببیند آیا هِم حاضر است او را همراهی کند یا نه.

همان طور که راه رفته را بر میگشت؛ ایستاد و روی دیوار نوشت:

هر چه سریعتر پنیر کهنه را رها کنی, زودتر به پنیر تازه می رسی

هاو, بعد از مدتی به ایستگاه پنیرC برگشت و هِم را پیدا کرد. کمی پنیر تازه به او تعارف کرد. اما هِم آن را نپذیرفت. هِم از دوستش تشکر کرد ولی گفت: « فکر نمی کنم پنیر تازه دوست داشته باشم. من به مزه ی آن عادت ندارم. من پنیر خودم را می خواهم و نمی خواهم تا وقتی که آن چه را که می خواهم به دست نیاورده ام هیچ تغییری بگنم.»

هاو فقط سرش را با ناامیدی تکان داد و با بی میلی برگشت و به راه خود ادامه داد. هاو در حالی که به طرف دورترین نقطه ی هزارتوی مارپیچ که قبلاً رفته بود بر می گشت, دلش برای دوستش سوخت. اما متوجه شد از آن چه را که داشت کشف می کرد رضایت دارد؛ حتی قبل از کشف آن چیزی که امیدوار بود انبار بزرگی از پنیر تازه باشد, می دانست حالا دیگر فقط یافتن پنیر تازه او را خوشحال نمی کند.

هاو خوشحال بود چون دیگر نمی ترسید. او حالا کاری را که داشت انجام میداد دوست داشت.

با آگاهی از این موضوع, هاو دیگر مانند زمانی که در ایستگاه بدون پنیر C زندگی می کرد احساس ضعف نمی کرد. فقط درک این مسئله که اجازه نداده بود ترس باعث توقف او شود و پی بردن به این امر که راه جدیدی انتخاب کرده, او را زنده نگه می داشت و به او نیرو می بخشید.

او حالا احساس می کرد که پیدا کردن آن چه که مورد نیاز او بود فقط احتیاج به زمان داشت. در حقیقت او احساس می کرد چیزی را که در جستجویش بود قبلاً پیدا کرده بود.

او لبخندی زد چون متوجه شد:

جستجو در هزارتوی پیچ در پیچ, از ماندن در یک وضعیت بدون پنیر ایمن تر است.

هاو همان طور که قبلاً هم متوجه شده بود, دریافت که آن چه از آن می ترسید هرگز به آن بدی که تصور می کرد نیست. ترسی را که شخص به ذهن خود راه می دهد از وضعیتی که واقعاً وجود دارد بدتر است.

او آن قدر از این فکر که ممکن است هرگز پنیر پیدا نکند وحشت کرده بود که حتی نخواسته بود شروع به جستجو برای یافتن آن کند. اما از زمان شروع سفرش, به اندازه ی کافی پنیر در راهروها یافته بود که بتواند به راه خود ادامه دهد. حالا او به پیش روی خود نگاه می کرد تا پنیر بیشتری پیدا کند. فقط به جلو نگاه کردن بسیار برایش هیجان انگیز بود. دیدگاه قدیمی او پر از ترس و نگرانی بود. در آن زمان دائم به نداشتن پنیر و یا کافی نبودن آن فکر می کرد. عادت کرده بود گه بیشتر درباره ی اشتباهات خود فکر کند, نه درباره ی آنچه که می توانست درست باشد. اما از زمانی که ایستگاه پنیر C را ترک کرده بود, نحوه ی تفکر او هم تغییر کرده بود.

او قبلاً معتقد بود که پنیر نباید هیچ وقت جابجا شود و تغییر و تحول درست نیست. اما حالا اعتقاد داشت تغییراتی که بطور مداوم اتفاق می افتند امری طبیعی هستند چه انتظار آن ها را داشته باشیم و چه نداشته باشیم. تغییر فقط زمانی می تواند تعجب برانگیز باشد که انتظار آن را نداشته و در جستجوی آن نباشیم. وقتی هاو متوجه شد که باورهایش را تغییر داده است, مکثی کرد و بر روی دیوار چنین نوشت:

افکار و عقاید کهنه, تو را به طرف پنیر جدید راهنمایی نمی کند.

هاو هنوز نتوانسته بود پنیر پیدا کند. اما در حین پرسه زدن در گوشه و کنار هزارتوی مارپیچ, به آنچه که تا کنون یاد گرفته بود می اندیشید. هاو اکنون درک می کرد که باورهای جدید او باعث برانگیختن رفتارهای جدید می شوند. روش و رفتار او با زمانی که هر روز به ایستگاه بدون پنیرC می رفت فرق کرده بود.

او می دانست که تغییر عقاید و باورها, باعث تغییر عمل کرد آدمی می شود.

شما میتوانید اعتقاد داشته باشید که تغییر برای شما زیان بخش خواهد بود. در برابر آن مقاومت کنید. و یا می توانید اعتقاد داشته باشید که یافتن پنیر جدید به شما کمک خواهد کرد که تغییر و تحول را بپذیرید.

همه چیز بستگی به این دارد که چه باوری را انتخاب کنید. هاو روی دیوار نوشت:

وقتی که ببینی می توانی پنیر جدید پیدا کنی و از آن لذت ببری, مسیر خود را تغییر می دهی.

هاو می دانست که اگر زودتر پذیرای تغییر می شد و ایستگاه پنیر C را ترک می کرد, حالا شرایط بهتری داشت, از نظر روحی و جسمی قوی تر بود و می توانست بهتر از عهده ی مبارزه برای پیدا کردن پنیر جدید بر آید. در حقیقت اگر به جای اتلاف وقت و انکار این که تغییر و جابجایی صورت گرفته, در انتظار تغییر و جابجایی بود؛ احتمالاً تا حالا پنیر خود را پیدا کرده بود.

او عزم خود را جزم کرد و تصمیم گرفت به پیشروی به داخل قسمت های جدید تر هزارتو ادامه دهد. از این جا و آن جا تکه های کوچک پنیر را پیدا می کرد و به تدریج داشت توان و اعتماد به نفس خود را دوباره به دست می آورد.

هاو در حالی که به گذشته و مکانی که از آن جا آمده بود می اندیشید, خوشحال بود که در مکانهای مختلف نکاتی را روی دیوار نوشته است. او بر این باور بود که این نوشته ها می تواند علائم راهنمایی باشد برای دوستش هِم, تا اگر خواست ایستگاه پنیر C را ترک کند آن ها را دنبال کند. فقط امیدوار بود که راه را درست آمده باشد. هاو این احتمال را می داد که هِم نوشته های روی دیوار را بخواند و راه را پیدا کند. آن چه را که مدتی فکرش را به خود مشغول کرده بود بر روی دیوار نوشت:

توجه زود هنگام به تغییرات کوچک به تو کمک می کند تا خود را با تغییرات بزرگتری که در راهند تطبیق دهی

اکنون دیگر, هاو گذشته را رها کرده بود و داشت خود را با آینده تطبیق می داد.

او با نیرو و سرعت بیشتری به جستجو در داخل هزارتوی مارپیچ پرداخت. سفرش یا حداقل این قسمت از سفرش بسیار سریع و با شادی به پایان رسید.

هاو پنیر جدید را در ایستگاه پنیر N پیدا کرد!

وقتی وارد ایستگاه پنیر N شد از دیدن چیزی که در آن جا بود ماتش برد. بزرگترین محموله ی پنیری که تا کنون دیده بود روی هم چیده شده بود. در آن جا آن قدر پنیر های جور واجور وجود داشت که هاو بعضی از آن ا را نمی شناخت.

سپس برای لحظه ای مات و مبهوت ماند؛ زیرا نمی دانست آن چه را که می بیند واقعی است یا فقط زاییده ی ذهن اوست؛ تا این که دوستان قدیمش اسنیف و اسکوری را دید.

اسنیف با تکان دادن سر به هاو خوش آمد گفت. اسکوری برایش دست تکان داد. اندام های کوچولو و چاق آن ها نشان دهنده ی این بود که آن ها از مدت ها پیش در آن جا بوده اند.

هاو به سرعت سلام کرد و بلافاصله از هر تکه پنیری که دوست داشت یک گاز زد. او گرمکن و کفش هایش را در آورد, آن ها را تمیز و مرتب تا کرد و برای اطمینان در نزدیکی خویش قرار داد شاید دوباره به آن ها نیاز پیدا می کرد. سپس به میان پنیرهای تازه پرید. وقتی که کاملاً سیر شد, تکه ای پنیر تازه برداشت و آن را به دهان خود انداخت و گفت: زنده باد تغییر!

هاو در حین لذت بردن از پنیر تازه, به چیزهایی که یاد گرفته بود اندیشید. او فهمید که در ایستگاه پنیرC به این توهم که پنیر کهنه ای که دیگر در آنجا نبود دوباره بر می گردد, دل خوش کرده بود و از تغییر کردن ترسیده بود. پس چه چیزی او را وادار به تغییر کرد؟ آیا ترس از مردن بر اثر گرسنگی باعث شد که تغییر کند؟ هاو با خود گفت:« خوب این موضوع تا اندازه ای کمک کرد.»

سپس خندید و متوجه شد که به محض این که توانسته بود به خودش و به کارهای اشتباه خود بخندد, شروع به تغییر کرده بود. هاو فهمید که سریع ترین راه برای تغییر, خندیدن به حماقت خود است. پس از آن می توان فوراً تغییر کرد.

هاو می دانست که از موش های رفیقش, اسنیف و اسکوری, درس مفیدی درباره ی تغییر یاد گرفته است. آن ها زندگی را ساده گرفته و اوضاع را بیش از حد تجزیه و تحلیل یا بیش از حد پیچیده نکرده بودند. وقتی که شرایط ایستگاه پنیرC تغییر کرد و پنیر در آن جا نبود آن ها هم تغییر کردند و با پنیر جابجا شدند. هاو همواره این مسئله را به خاطر خواهد داشت.

سپس هاو از مغز خارق العاده اش برای انجام آن چه که آدم کوچولوها بهتر از موش ها انجام می دهند استفاده کرد.

او به اشتباهات گذشته اش اندیشید و از آن ها برای برنامه ریزی آینده استفاده کرد. او می دانست که می توان سازگاری با تغییر گرفت. میتوان آگاهی بیشتری درباره ی نیاز به ساده انگاشتن اوضاع, انعطاف پذیر بودن و سریع تغییر کردن بدست آورد. لازم نیست که اوضاع و احوال را بیش از حد تجزیه و تحلیل کرد و یا ذهن خود را با باورهای ترسناک مغشوش کرد. می توان به تغییرات کوچک توجه کرد, تا برای تغییرات بزرگ اجتماعی آمادگی بهتر و بیشتر پیدا کرد.

هاو حالا می دانست که باید سریع تر خود را با اوضاع جدید سازگار کند. زیرا اگر به موقع نتوان خود را با شرایط جدید تطبیق داد ممکن است هرگز نتوان به این مهم دست یافت.

هاو باید می پذیرفت که بزرگترین مانع برای تغییر کردن, در خود شخص قرار دارد و هیچ وضعیتی تا زمانی که خودتان تغییر نکنید بهتر نخواهد شد.

شاید مهم ترین چیزی که هاو متوجه , این بود که همیشه پنیر تازه در جای دیگری وجود دارد. خواه آن را به موقع تشخیص بدهید, خواه نه. و زمانی که ترس را پشت سر گذاشته و از ماجراهای پیش روی خود لذت ببرید, پاداش شما یافتن پنیر تازه است. هاو می دانست کمی ترس لازم است, زیرا می تواند از فرد در برابر خطرات واقعی محافظت کند. اما هم چنین متوجه شد که بیشتر ترسهای او غیر منطقی بوده و مانع تغییر کردن او در زمان مورد نیاز شده است.

هاو در آن زمان ها دوست نداشت تغییر کند. اما حالا می دانست که تغییر به شکل یک موهبت در لباس مبدل ظاهر می شود تا راهنمای او در پیدا کردن پنیر بهتر باشد.

او حتی به هنگام تغییر, قسمت بهتری از وجود خودش را پیدا کرده بود.

هاو در حالی که به آنچه که آموخته بود می اندیشید به یاد دوستش هم افتاد. او نمی دانست که آیا هِم هیچ یک از نوشته هایی را که هاو روی دیوار ایستگاهC و در دیوارهای مختلف هزارتوی مارپیچ نوشته بود خوانده است یا نه؟

آیا هِم تا حالا تصمیم گرفته بود که از ایستگاه پنیرC بیرون آمده و تغییر کند؟ آیا دوباره وارد هزارتوی مارپیچ شده و آن چه را که می توانست زندگی او را بهتر کند کشف کرده بود؟

هاو به بازگشت دوباره به ایستگاهC و جستجوی هِم اندیشید. البته با این شرط که بتواند این فرض که می تواند راه بازگشت را پیدا کند. او با خود فکر کرد که اگر هِم را پیدا کرد, باید به او تفهیم کند که چگونه از گرفتاری بیرون بیاید. اما هاو متوجه شد که او قبلاً سعی کرده بود که دوستش را وادار به تغییر کند.

هِم خودش باید در فراسوی راحتی و آسایش خود و با پشت سر گذاشتن ترس هایش, راه خود را پیدا می کرد. هیچ کس دیگری نمی توانست این کار را برای او انجام دهد یا در مورد آن با او بحث کند. او مجبور بود به طریقی, به فواید تغییر دادن خود پی ببرد.

هاو می دانست که ردپایی برای هِم به جا گذاشته است و اگر هِم فقط نوشته های روی دیوارها را بخواند می تواند راهش را پیدا کند.

هاو خلاصه ای از آن چه را که یاد گرفته بود, روی بزرگ ترین دیوار ایستگاه پنیرN نوشت. او عکس تکه ای پنیر بزرگ را دور تمام آموخته های خود کشید و در حالی که به آنها نگاه می کرد لبخند می زد:

نوشته های روی دیوار:

تغییرات اتفاق می افتند و آن ها پنیر را جابجا می کنند.

در تغییر و تحول شرکت جویید. برای جابجا شدن پنیر آمادگی داشته باشید.

تغییرات را زیر نظر بگیرید. دائم پنیر را بو کنید تا متوجه شوید چه موقع کهنه می شود.

سریعاً خود را با تغییرات تطبیق دهید. هر چه سریعتر پنیر کهنه را رها کنید, زودتر می توانید از پنیر تازه لذت ببرید.

تغییر کنید. با پنیر حرکت کنید.

از تغییر اذت ببرید. ماجراجویی کنید و به سفر بروید.

از طعم پنیر تازه لذت ببرید.

برای تغییر سریع آماده باشید و دوباره از آن لذت ببرید. آن ها به برداشتن پنیر ادامه میدهند.

هاو متوجه شد که از زمان جدا شدنش از هِم در ایستگاه پنیر C تا کنون, مسافتی طولانی را طی کرده است. اما می دانست که اگر بیش از حد در رفاه و آسایش باشد, به راحتی ممکن است اشتباه گذشته را تکرار کند. او هر روز برای پی بردن به اوضاع و شرایط ایستگاه پنیرN آن را بازرسی می کرد. او می خواست برای اجتناب از غافلگیر شدن بر اثر وقوع تغییرات غیر قابل انتظار, هر کاری که می تواند انجام دهد.

هاو با وجود آن که هنوز مقدار زیادی پنیر داشت, اغلب اوقات به داخل هزارتوی مارپیچ می رفت تا نواحی جدید را پیدا کند و همیشه بتواند با آن چه که در اطرافش می گذرد در ارتباط باشد. او می دانست که آگاهی از واقعیاتی که پیش روی او بود, از کنج عزلت گریدن در یک منطقه راحت, ایمن تر است.

هاو سپس صدایی را در خارج هزارتوی مارپیچ شنید. با بلند تر شدن صدا, متوجه شد که کسی دارد به آن طرف می آید. آیا این صدا می تواند صدای پای هِم باشد؟ آیا او توانسته مشکلات خود را پشت سر بگذارد؟

هاو خدا را شکر کرد .همان کاری که قبلاً بارها انجام داده بود و امیدوار شد که شاید, دوستش سرانجام...

با پنیر حرکن کن و از آن لذت ببر!

تالار آموزش تعمیرات خودرو

تالار آموزش تعمیرات خودرو

کارآفرینی

آموزش جامع و عملی کشت قارچهای دکمه ای و صدفی

آدرس جایگاههای سوخت در سطح کشور--گاز

شهر / محور / استان نام جايگاه نشاني جايگاه تعداد ديسپنسر (پمپ)
آباده آباده انتهاي كمربندي چمران از سمت شيراز 4 
آبيك طالبي139 آبيك-جنب ميدان 7 تير 4 
آرادان آرادان كيلومتر 10 جاده گرمسار _ سمنان - ابتداي ورودي آرادان 4 
ابهر تاروردي زنجان-ابهر-خيابان انقلاب اسلامي- به سمت ميدان حر يا ورودي اتوبان 1 
اراك غريبي31 اراك-خيابان مشهد-تعاوني 31 1 
اراك باغ جنت انتهاي كمربندي غرب اراك- صالح آباد-جنب باغ جنت و خدمات موتوري شه 4
اراك تاكسيراني LPG جاده كمربندي غرب اراك - سه راه فرودگاه - تعاوني تاكسيراني اراك 4 
اراك پليس راه اراك ابتداي جاده اراك _ تهران- جنب پليس راه - ترمينال مسافربري اراك 4...

اراك شركت واحد اراك جاده كمربندي غرب - توقفگاه اتوبوسراني اراك 6 
اردبيل تعاوني 120 تعاوني 120 اردبيل 2 
اردبيل سبلان(پيله ورزاده) كيلومتر 5 اردبيل بطرف تبريز 1 
اردبيل شركتي خ امام اردبيل خيابان امام 1 
اردبيل قديمي اردبيل -ميدان مبارزان-نرسيده به سيلو 1 
اردستان اردستان جاده كمربندي شهر اردستان 4 
اردكان اردكان ابتداي ميدان ورودي شهر- جاده نائين به اردكان 4 
اروميه طاهر عزت خواه باستاني ورودي اروميه _ بعد از پليس راه قديمي _ بعد از فلكه ميثم _ مابين 4 
اروميه اروميه 1 اروميه - اول جاده سرو- نرسيده به اول جاده 32 متري باغ رضوان 4 
اروميه يوسفي جاده شهيد كلانتري- كيلومتر 1 1 
اروميه معصومي اروميه-جاده سلماس 1 
اروميه نجف زاده اروميه-باوارشيخ شلتوت 1 
اسفراين جايگاه1 اسفراين-بلوارآزادگان-جايگاه شركتي1 1 
اسكو چاپاري اسكو-خ امام خميني 1 
اسلام شهر اسلام شهر1 اسلامشهر - ميدان الغدير - نبش خيابان 16 متري - به طرف واوان 1 
اشنويه اشنويه اول جاده اروميه-بلوار 32 متري جديد الاحداث-جنب 16 متري خانه سازي 1 
اصفهان جام جم جاده نجف آباد-جايگاه جام جم 1 
اصفهان دانشمند اصفهان-خوراسگان-خيابان سلمان 2 
اصفهان فرزانگان اتوبان كاوه ، بلوار فرازانگان ، ترمينال شركت واحد 6 
اصفهان قلعه شور اتوبان كاوه ، بلوار فرازانگان ، ترمينال شركت واحد 6 
انديمشك شركتي انديمشك جاده تهران-انديمشك-جايگاه شماره1شركتي 1 
اهواز حاج كاظم سياحي اهواز-جاده گلستان-فرهنگ شهر 2 
اهواز قدس بلوار قدس- توقفگاه سازمان اتوبوسراني 6 
اهواز نفت جاده فرودگاه - روبروي مسجد فرودگاه جنب آزمايشگاه شركت نفت 8 
اهواز سپيدار بلوار سپيدار - جنب آتش نشاني- سازمان اتوبوسراني 8 
ايوانكي ايوانكي جاده ايوانكي _ گرمسار- بعداز ميدان ولي عصر - بعداز مسجد الزهرا ( 4 
بابل بابل بلوار امام رضا ، نبش خيابان اسلام 1 
باغ ملك مهرابي باغ ملك-خيابان آيت ا... خامنه اي-ميدان بسيج 1 
بافت بافت بلوار امام -جايگاه شركتي 1 
بانه پويا بانه-بلوارسقز-جايگاه پويا 1 
بجنورد ترمينال مسافربري خ شانزده متري ، ضلع جنوبي ترمينال مسافربري شهرداري 4 
بجنورد مجاهد جاده بجنورد به آشخانه-كيلومتر 2 جاده تهران 1 
بستان آباد بستان آباد جاده ترانزيت ، جنب پايانه مسافربري جديد 4 
بن بن بن - بلوار آزادگان 1 
بناب بناب بناب - ميدان شهدا - جنب آتش نشاني 4 
بندر انزلي راحتي جاده رشت-انزلي-كيلومتر5 1 
بندر انزلي غازيان غازيان ، فلكه گاز 4 
بندر تركمن يوسف حافظي بندر تركمن _ جاده گرگان ( خ شهيد بهشتي ) _ جنب اداره جهاد كشاورز 4 
بندر عباس بندرعباس1 بندر عباس- بلوار را ه آهن 4 
بندر ماهشهر پتروشيمي منطقه ويژه اقتصادي ماهشهر - مجتمع فرهنگي - خدماتي ريستال 4 
بوئين زهرا حسن پور(بوئين زهرا) كيلومتر1 جاده تهران-ميدان بويين زهرا 2 
بوكان بوكان اول جاده شاهين د‍ژ-جنب هلال احمر 1 
بيجار بيجار ورودي شهر بيجار، بلوار غدير 4 
پاكدشت پاكدشت بلوار ورودي پاكدشت - روبروي پمپ بنزين 4 
پيرانشهر پيرانشهر خيابان شهداي منگور-روبروي دبيرستان صدوقي 1 
تالش تالش خيابان 22 متري - جنب مسير كانال آبرو 4 
تالش بهزادي تالش-جاده آستارا 1 
تبريز بهران 4 تبريز-جاده سقز-نرسيده به ميدان كارگر 1 
تبريز محمدرضا مسعودي تبريز _ جاده آذرشهر _ بعد از سه راهي پلايشگاه _ روبروي فشارشكن _ 4 
تبريز شهرك فرشته شهرك فرشته ، جاده دانشگاه آزاد اسلامي 1 
تبريز 35 متري لاله اتوبان شهيد كسايي ، سي و پنج متري لاله،روبروي كوي لاله 1 
تبريز وادي رحمت اول اتوبان شهيد كسايي ( از طرف مراغه ) جنب پمپ آب وادي رحمت 1 
تبريز ميدان بزرگ آذزبايجان ميدان بزرگ آذربايجان ، جنب اتوبوسراني 9 
تبريز بولوار كارگر بلوار كارگر ، جاده سنتو ، جنب كارخانه هاي پيش ساخته آذربايجان 4 
تبريز ميدان تره بار(سبزه ميدان) خيابان دامپزشكي 4 
تبريز ترمينال مسافر بري (كسائي) بزرگراه شهيد كسائي ترمينال بزرگ تبريز (ترمينال مسافربري) 4 
تبريز سه راه فرودگاه سه راهي فرودگاه 4 
تبريز ولي امر ميدان فهميده، 500متر بطرف اتوبان پاسداران، دست راست 4 
تبريز توانير خيابان توانير ، جنب گلخانه 4 
تفت تفت تفت-كيلومتر25 شهريزد 1 
تفرش ميدانك (دانشور) كيلومتر 70 جاده قديم تفرش- دستجرد 1 
تهران افسريه (منطقه 3 شركت واحد) تهران - افسريه - منطقه 3 اتوبوسراني 1 
تهران تاكسيراني شهيد رجائي خ شهيد رجايي - تاكسيراني 1 
تهران تحقيقات موتور ايران خودرو كارخانه ايران خودرو 1 
تهران شماره16(رجائي) جايگاه شركتي شماره16-شهيد رجائي 1 
تهران ايرانپارس بزرگراه ايرانپارس - بعد از شاهين شمالي 4 
تهران ايران خودرو (تهران) جاده مخصوص - ايران خودرو 4 
تهران شهيد آويني شهرري- كمربندي 45 متري شهرري - بعداز باند بالگرد 4 
تهران زامياد جاده قديم كرج ، كارخانه زامياد 2 
تهران سايپا جاده قديم كرج ، كارخانه سايپا 4 
تهران كميلLPG شهر ري ، ميدان فرمانداري ، خيابان كميل جنوبي ، پمپ گاز كميل 1 
تهران كوهك آزاد راه تهران - كرج ، قبل از عوارضي ، خيابان كوهك به سمت شهرك ر 4 
تهران پارس خودرو كيلومتر 8 جاده مخصوص كرج - شركت پارس خودرو 2 
تهران ايران خودرو ديزل كارخانه ايران خودروديزل 4 
تهران شماره7(لشگر) چهارراه لشگر 1 
تهران شماره12(دماوند) دوراهي دماوند-گيلاوند 1 
تهران شماره10(خ قزوين) خ قزوين-امامزاده معصوم-دوراهي قبان 1 
تهران شماره29(ستارخان) جايگاه شركتي شماره 29-ستارخان 2 
تهران ابن بابويه شهرري - كمربندي 45 متري شهر ري - نرسيده به ابن بابويه - جنب كارخ 4 
تهران پارك پامچال بزرگراه آزادگان ( ضلع شمالي بزرگراه ) روبروي مهمانپذير توسكا- پا 4 
تهران اسبدواني بزرگراه اسبدواني- جنب درب ورودي پارك سرخ حصار 4 
تهران قلعه گيري روبروي شهرداري منطقه 20 5 
تهران والفجر بزرگراه رسالت- روبروي شهرك والفجر- جنب ناحيه 6 شهرداري 4 
تهران جنت آباد خيابان آيت ا... كاشاني - بعداز جنت آباد - توقفگاه منطقه 6 اتوبوس 6 
تهران فدائيان اسلام ميدان شوش ، خ فدائيان اسلام ، نرسيده به پل بعثت 4 
تهران هرندي ميدان شوش ، ميدان هرندي (دروازه غار) ، پشت ايستگاه اتوبوس 3 
تهران جاده ساوه(طالقاني) جاده ساوه - بعد از پاسگاه نعمت آباد- جنب كانال حيدري 2 
تهران متين بزرگراه آيت ا... سعيدي- ميدان زمزم - خيابان متين - جنب پارك مع 3 
تهران شوش ميدان شوش - خيابان ري - بوستان شوش 4 
تهران تختي LPG خيابان شوش ، چهار راه تختي 2 
تهران فدائيان اسلام LPG خ - فداييان اسلام 4 
تهران سلمان فارسي شهرري - ضلع جنوب شرقي ميدان سلمان فارسي 4 
تهران جاده مخصوص كيلومتر 9 جاده مخصوص كرج، كيلومتر 9 6 
تهران تقي آباد شهر ري ، سه راه تقي آباد ، ابتداي جاده تقي آباد - منطقه 7 شركت و 6 
تهران ياخچي آباد نازي آباد - منطقه 4 شركت واحد 4 
تهران بني هاشم خيابان بني هاشم - حد فاصل خيابان نسترن و خيابان قديري 8 
تهران بيهقي ميدان آرژانتين، ضلع جنوبي فروشگاه شهروند 2 
تهران شيرپاستوريزه بزرگراه فتح - ميدان شير پاستوريزه - توقفگاه منطقه 5 اتوبوسراني 4 
تهران سراج خيابان فرجام شرقي - خيابان سراج - نبش 30 متري دوم- جايگاه LPG سر 1 
تهران پاركينگ وزارت نفت اختصاصي - شركت نفت 1 
تهران ايران خودرو موبايل جاده قديم كرج ، كارخانه ايران خودرو 1 
تهران ابريشم تهران-خيابان فداييان اسلام -بلوار ابريشم 1 
تهران كيان تاير خيابان قزوين - بعد از دوراهي قپان - انبار سابق كيان تاير 4 
تهران پونك تهران-انتهاي بزرگراه همت روبروي سردار جنگل 1 
تهران چيتگر (دستواره) حاشيه شمالي آزادراه كرج - خيابان دستواره - قبل از پل مترو - محدو 4 
تهران مسعوديه انتهاي شهرك مسعوديه - نبش خيابان 30 4 
تهران بهمن ميدان بهمن - روبروي فرهنگسراي ورزش 2 
تهران شماره18(كميل) جايگاه شركتي شماره18-بين رودكي و سرسبيل 1 
تهران زيبادشت بالا انتهاي بلوار شهرزيبا ، دهكده المپيك ، شمال غربي شهرك چشمه 4 
تهران پارك توسكا بزرگراه آزادگان (ضلع جنوبي بزرگراه ) بعداز مهمانپذير توسكا- نرسي 2 
تهران الغدير بزرگراه آزادگان- به طرف يافت آباد- بلوار الغدير - پارك الغدير 4 
تهران غزال 9 خيابان دماوند ، بعد از پل شهيد بابائي - منطقه 9 شركت واحد 3 
تهران غزال10 جاده جاجرود - منطقه 10 شركت واحد 3 
تهران محلاتي بزرگراه شهيد محلاتي - نبش دهم فروردين 4 
تهران ابوذر بلوار ابوذر- نرسيده به تقاطع بزرگراه شهيد محلاتي 4 
تهران يافت آباد(معلم) ميدان معلم ، خيابان معلم ، جايگاه سابق LPG 3 
تويسركان المهدي تويسركان-بلوارشهيدعينعلي(جاده سركان)-ميدان قائم 1 
چابكسر چابكسر جاده رودسر - چابكسر، جنب خيابان 12 متري، جنب پمپ بنزين 4 
حبيب آباد نوربخش اصفهان جاده اصفهان-اردستان_حبيب آباد 1 
حميديه سعداوي حميديه- جاده اهواز به حميديه- كيلومتر 25 1 
خمين محسن رحيمي اول جاده خمين به اراك - 300 متر بعد از پمپ بنزين - جنب مرغداري 1 
خميني شهر خميني شهر(حيدري) مقابل دانشگاه صنعتي 1 
خميني شهر خميني شهر ميدان منظريه ، 45 متري باغبان ، 200 متر به طرف كانال ، جنب محل ب 4 
خوي جمشيد حق پناه خوي _ ميدان امام _ به طرف فيروزق -جنب دانشگاه علوم قرآني 4 
داراب داراب داراب-اول جاده بندر عباس-جنب ناحيه 1 
دامغان دامغان ميدان آزادگان - بلوار آزادگان- جنب ترمينال جديد دامغان 4 
درچه صمدي درچه اصفهان-درچه- خيابان نواب صفوي 1 
دزفول تعاوني71 دزفول -ميدان جمهوري -ابتداي جاده شمس آباد 1 
دزفول شماره 2 جاده شمس آباد دزفول -جاده شمس آباد-جايگاه شماره 2 1 
دزفول شماره 1 جاده شوشتر جاده شوشتر-جايگاه شماره 1 1 
دزفول دزفول اتوبان جاده شوشتر – جنب پمپ بنزين 4 
رستم آباد رستم آباد بلوار رستم آباد ، بطرف رشت ، سمت راست روبروي دبستان حجت 4 
رشت عاشوري رشت جاده رشت-انزلي-كيلومتر7 2 
رشت رشت(نخودچهر) رشت ، جاده فومن ، منطقه نخود چهر ، خيابان شهرك فرهنگيان 4 
رشت ميدان گيل ميدان گيل جنب ترمينال اتوبوسراني 4 
رفسنجان رفسنجان بلوار ورودي شهر بطرف يزد-جايگاه شركتي و ناحيه رفسنجان 1 
رفسنجان يوسف بقايي رفسنجان _ خ 17 شهريور _ بلوار مصلي 4 
رودسر مقصودي كيلومتر5 رودسر-كلاچاي 1 
زنجان داعي زنجان جاده قديم قزوين به تهران- 17 كيلومتري زنجان- نرسيده به پليس راه 1 
زنجان خيام خيابان 30 متري خيام ، پشت ساختمان مركزي ترمينال مسافربري 4 
زنجان موتوري شهرداري مسير زنجان تاكستان 4 
زنجان حسن معيني صائين قلعه-50 كيلومتري زنجان-بين زنجان 4 
زنجان توقفگاه اصلي اتوبوسراني كمربندي شمالي زنجان -خيابان 35 متري منشعب از بلوار 22 بهمن - 4 
زنجان پارك ارم كمربندي شمالي (22 بهمن) - نرسيده به ميدان شهداي جهاد ، ضلع شمالي 4 
زنجان سنگ فروشي قنبري ضلع جنوبي كمربندي شمالي (22 بهمن) ، روبروي زيباشهر ، جنب سنگ فرو 4 
ساري احمد نادري علمداردهي ساري _ بلوار كشاورز _ عبور تنكه لته _ جنب منبع سازمان آب ساري _ 4 
ساري دكتر شمس بلواركشاورز-جايگاه شمس 1 
ساوه جاده كمربندي2 كيلومتر 110جاده تهران-ساوه-جايگاه شركتي 2 1 
ساوه جاده كمربندي1 كيلومتر 110جاده تهران-ساوه-جايگاه شركتي 1 1 
سبزوار شماره1 سبزوار-جنب شركت پخش-مجاور انبار نفت سبزوار 1 
سبزوار طبس سبزوار2 بلوار توحيد شهر- جنب ساختمان جهاد كشاورزي- توقفگاه اتوبوسراني 9 
سبزوار كاشفي سبزوار1 تقاطع كمربندي جاده تهران _ سبزوار - انتهاي خيابان كاشفي جنوبي 6 
سراب سراب جنب ميدان ميوه و تره بار 4 
سروستان سروستان حيدري سروستان-خروجي شهر-جاده قاسم شهر 2 
سقز سقز خ 18 متري كمربندي بانه ،سنندج-جنب دبيرستان وحدت 4 
سلماس مرزبان سلماس -خ امام-جايگاه شماره 1 مرزبان 1 
سمنان پارك سوكان خروجي شهر به سمت دامغان- جنب پارك جنگلي سوكان 4 
سمنان ميدان جهاد ضلع جنوب غربي ميدان جهاد 4 
سنقر فريبرز فدائي كليا ئي _ جاده سنقر _ كرمانشاه _ بعد از ترمينال _ جنب فني و حرف 1 
سنندج شكرالله ناصري سنندج _ ابتداي جاده همدان _ نرسيده به پليس راه _ بعد ازپمپ بنزين 4 
شاهرود جاده بسطام شاهرود - بزرگراه امام خميني نرسيده به ميدان امام رضا 4 
شاهرود شهيد بهشتي شاهرود ابتداي شهرك شهيد بهشتي 4 
شاهين شهر شاهين شهر بلوار طالقاني ، نبش ورودي شهرك پرديس 4 
شهر كرد شهركرد شهركرد - توقفگاه اتوبوسراني شهركرد 4 
شهرضا شهرضا (كمربندي) جاده كمربندي اصفهان - شيراز-بعد از حوزه علميه-سمت چپ-بر اتوبان 6 
شهريار ميدان جهاد(شهريار) بلوار كارگر٬ميدان جهاد بلوار جهاد به سمت رباط كريم سمت راس 4 
شهريار كهنز ابتداي جاده كهنز ،بلوار رزمندگان، مقابل شباهنگ و دانشگاه پيام نو 4 
شهريار وحيديه(بابائي) شهريار-جاده رباط كريم-جايگاه وحيديه 1 
شيروان شيروان جاده بجنورد – شيروان – روبروي پليس راه – جنب جاده كارخانه قند شي 1 
شيراز والفجر (شيراز) ابتداي كمربندي جديد الحداث ، جنب اورژانس بهداري 6 
شيراز كمربندي 76 كمربندي 76 متري ، 300 متر بعد از اداره گاز ، جنب فروشندگان مصالح 4 
شيراز صدرا (شيراز) شهر جديد صدرا ، جنب آتش نشاني 4 
شيراز مسلم شيراز - بلوار رحمت - نبش خيابان مسلم 8 
شيراز مدرس بلوار مدرس ، جنب نيروگاه گازي 4 
شيراز اميركبير شيراز ابتداي جاده بوشهر - بلوار اميركبير 12 
صفا شهر صفاشهر ابتداي كمربندي جديد الحداث ، جنب اورژانس بهداري 4 
علويجه ابراهيمي علويجه-خ شهيد بهشتي-روبروي ورزشگاه 1 
فاروج فاروج فاروج-بلوار امام رضا-جنب كوچه شهيد تيموري-روبروي ثبت اسناد فاروج 1 
فرمهين فرمهين شهر فرمهين 1 
فريمان توكلي فريمان-داخل شهر فريمان-جايگاه501 1 
فسا ابراهيم پور ابتداي جاده فسا-داراب 2 
قزوين شهر صنعتي البرز قزوين-شهر صنعتي البرز-فلكه اول 1 
قزوين محمد قلي ها قزوين-جاده قزوين _رشت 1 
قزوين نگين(شيرمحمدي) كيلومتر19 جاده قديم قزوين-كرج 4 
قزوين ترمينال جنوب كمربندي جنوب ، روبروي امامزاده حسين ، ترمينال جنوب 4 
قزوين آب گرم قزوين ابتداي جاده همدان-ترمينال مي ني بوسراني آب گرم قزوين 4 
قزوين نواب نواب شمالي ، ضلع غربي غياث آباد ، مركز خريد و فروش خودرو 4 
قزوين بلوار نوروزيان خيابان نوروزيان ، جنب توقفگاه اتوبوسراني 4 
قم اتوبوسراني قم 2 ابتداي جاده قديم قم _ اصفهان - توقفگاه شماره 2 اتوبوسراني قمه 4 
قم اتوبوسراني قم 1 ابتداي جاده قديم قم، جنب ترمينال مسافر بري، توقفگاه شماره 1 اتوب 4 
قم گل افشان فجر(ادبي) كيلومتر12 جاده قم كاشان 4 
قم نوقطار(دستغيب) كمربندي قديم كاشان ، خيابان شهيد دستغيب ، جنب بوستان هاشمي 4 
قم بوستان گلها جاده كمربندي قم _ اراك - انتهاي شيخ آباد - جنب بوستان گلها 4 
قوچان عباسعلي نوري زاده خراسان _ قوچان _ جاده سنتو _ روبروي سپاه پاسداران _ نمانيدگي ساي 1 
قوچان امام رضا جاده مشهد به قوچان-نرسيده به ميدان ورزش 1 
كازرون كازرون1 كازرون ، بلوار 45 متري ملت 1 
كازرون كازرون2 كازرون-بلوار ارتش-روبروي پادگان 1 
كاشان كاشان (اتوبوسراني) كمربندي كاشان - قم - اصفهان ، جنب اتوبوسراني كاشان 4 
كاشان كاشان LPG (معلم) انتهاي بلوار معلم ، ميدان پليس ، جايگاه قديم LPG 4 
كاشمر احمد پناه كاشمر-بلوارامام خميني 1 
كرج حصارك1 انتهاي بلوار اشرفي اصفهاني - بزرگراه حصارك 4 
كرج گلزارشرقي-كرج گلزار شرقي جنب زمين فوتبال ( آتش نشاني ) منطقه 5 4 
كرج ماهان-كرج رجايي شهر - بلوار ماهان- تقاطع بلوار استقلال 4 
كرج ملارد-كرج جاده ملارد - به طرف فاز 2 انديشه- روبروي خيابان 22 شرقي 4 
كرج كاميونداران كرج ميدان استاندارد- شيخ آباد - تعاوني كاميونداران 4 
كرج مترو پل فرديس - جنوب ايستگاه مترو 4 
كرج اتوبوسراني-كرج(شيخ آباد) شهرك ذوب آهن - خيابان اكبر آباد - توقفگاه مركزي اتوبوسراني 4 
كرج امام خميني فرديس بطرف ميدان پنجم- جنب بازار روز 4 
كرمان شهربازي بزرگراه امام ، نبس بلوار 22 بهمن جنب شهربازي 4 
كرمان اتوبوسراني كرمان بلوار آيت الله صدوقي - روبروي جايگاه شركت نفت 4 
كرمانشاه صادقي بعثت كرمانشاه كرمانشاه- بزرگراه امام بطرف فرودگاه- جايگاه اختصاصي صادقي 1 
كلاله كلاله كلاله- بلوار قدير -پشت بيمارستان 96 تختخوابي- خيابان 16 متري 1 
كوهپايه كوهپايه جاده كمربندي شهر كوهپايه 4 
گرگان شركت دوگانه سوز گاز گلستان گرگان _ خط كمربندي _ روبروي راهنمائي و رانندگي 4 
گلپايگان گوگد انتهاي جاده گلپايگان - كيلومتر 3 - جنب كهريز هاي زميني 4 
گنبد كاووس خيابان وحدت تقاطع خيابان وحدت و خيابان فراتي 1 
گوهردشت شهرداري گوهردشت جايگاه شهرداري-گوهر دشت -فلكه اول 1 
لاهيجان صورتگر لاهيجان-حاجي آباد 2 
لاهيجان صياد لاهيجان-بازكياگوراب 2 
لاهيجان نخجيري لاهيجان-كمربندي اختصاصي نخجميري 1 
لردگان لردگان لردگان - روستائي CNG 12 
ماكو ذولفعلي عبدالله نژاد ماكو _ بلوار شهيد جواد قندي _ بالاتر ازميدان وليعصر 4 
مباركه ايران پور مباركه-خيابان شهيد نيكبخت-مقابل آتش نشاني 2 
محمود آباد محمود آباد خيابان امام - تليكسر جنب آرامگاه 4 
مراغه مراغه ميدان امام ، زمين تاكسيراني مراغه 4 
مراغه احمد اسماعيلي و علي شاه محمدي جاده بناب به مراغه _ ضلع شمالي _ جنب كارخانه پارچه بافي يهباف 4 
مرند مرند انتهاي جاده جلفا-توقفگاه شركت واحد 4 
مرودشت پارسه بين مرودشت و تخت جمشيد 2 
مرودشت مرودشت مرودشت، ابتداي كمربندي 45 متري، جنب موتوري شهرداري 1 
مشهد آزادي مشهد-بلوارصدمتري-نرسيده به ميدان بار رضوي 1 
مشهد عشرت آباد مشهد-خيابان هاشمي نزاد-روبروي دانشگاه هاشمي نزاد 1 
مشهد بلوار شريعتي قاسم آباد بلوار شريعتي45 مقابل آپارتمان هاي نادر شهر 4 
مشهد ايران خودرو مشهد-شهرك بينالود-كيلومتر 50 جاده مشهد به نيشابور-سايت ايران خود 2 
مشهد ايستگاه قطار شهري انتهاي خيابان نخريسي ، جنب كارگاه قطار شهري 4 
مشهد ابراهيم آباد كيلومتر 5 جاده قديم قوچان ، توقفگاه اتوبوسراني ابراهيم آباد 3 
مشهد عسگريه پليس راه طرق ، شهرك عسگريه ، جنب آتشنشاني 4 
مشهد معراج جاده قديم قوچان ، ميدان معراج ، جنب پايانه مسافربري شماره 2 4 
مشهد سرخس سرخس-تقاطع كمر بندي 40 متري و امام رضاي شرقي-ضلع شمال غربي تقاطع 4 
مشهد خيبر بلوار خيام ، بلوار وليعصر 4 
مشهد توقفگاه گلشور انتهاي كمربندي - انتهاي خيابان شهيد مفتح - توقفگاه اتوبوسراني 3 
مشهد پايانه مسافربري بلوار عدل خميني- انتهاي خيابان سرداور - حاشيه كمربندي و لشگر 77 4 
مشهد تاكسيراني جاده سرخس مقابل توربين برق جنب تاكسيراني 4 
مشهد تلويزيون بلوار سنتور - ميدان تلويزون مقابل صدا و سيما 4 
مشهد قائم مشهد - ميدان قائم 1 
مشهد ايستگاه اتوبوس نخودك بزگراه فجر بين ميدان امام حسين و سپاد ، مقابل ابوطالب تعميرگاه ا 4 
مشهد وحدت پنجراه پائين خيابان وحدت 22 ، جنب نظارت شهرداري منطقه 5 4 
مشهد ايستگاه موتوري شهرداري بالاتر از پل حافظ ، جنب خدمات موتوري شهرداري 4 
ملاير ملاير ملاير ، ميدان استقلال 4 
منجيل منجيل ورودي تهران به منجيل ، كوچه 24 متري ، جنب سالن ورزشي 4 
مهاباد شورا مهاباد - خيابان كاروان - جنب ترمينال جنوب 4 
مينودشت قره جانلو مينودشت-خ وليعصر 1 
مياندوآب قلندري اول جاده مياندوآب-تبريز 2 
ميانه ميانه جاده ترانزيت ، جنب پايانه مسافربري جديد 4 
ميمه ميمه ميمه - ابتداي ميدان ورودي دليجان به ميمه - جنب پادگان سپاه 4 
نائين نائين نائين ورودي شهر از طرف اصفهان- روبروي جايگاه پمپ بنزين 4 
نجف آباد خيابان امام نجف‌ آباد بلوار امام خميني غربي ، بالاتر از خط يزدانشهر 4 
نجف آباد كمربندي نجف آباد خيابان كمربندي ، روبروي راهنمايي و رانندگي 4 
نظر آباد نظرآباد بزرگراه قزوين _ كرج - ضلع شرقي شهرك آزادگان 4 
نور نور ضلع شمالي ، خيابان امام ، جنب مجتمع 32 دستگاه 4 
نيشابور عطار جاده نيشابور به سبزوار-فاصله از شركت پخش نيشابور10 كيلومتر 1 
هادي شهر هادي شهر جاده جلفا - سه راهي هاديشهر 4 
همدان اقبال فاميل اقباليان بلوار امام خميني _ نرسيده به جاده ملاير _ دست چپ بعد از چهار راه 1 
همدان پايانه مسافربري بلوار كشاوز، پايانه مسافربري 2 
همدان سيلو(شاهد) بلوار شاهد - به سمت ميدان امام حسين - جنب خيابان تجاري - روبروي 4 
ورامين ورامين ورامين - ورودي پيشوا به ورامين - جنب ميدان بسيج 4 
وزوان وزوان كيلومتر 85 جاده شمال اصفهان ، بلوار كوثر ، شمال هنرستان وزوان 4 
يزد خضرآباد يزد- تقاطع بلوار آزادگان و بلوار شهيد دهقان (خضرآباد) 4 
يزد شاهديه ابتداي ورودي شهر- بلوار آيت الله فقيه خراساني- جنب نيروگاه و باش 4 
يزد بولوار كوثر ميدان امام حسين ، ابتداي ضلع شرقي ، خيابان جديد الاحداث كوثر 4 
يزد نواب صفوي انتهاي خيابان شهيد مدني ، حد فاصل ايستگاه آتش نشاني و پمپ گاز 4 

موضوع: دريافت خلافي خودرو از طريق SMS

موضوع: دريافت خلافي خودرو از طريق SMS

شما ميتوانيد خلافي اتومبيل خود را از طريق پيام کوتاه مشاهده نمائيد:
به اين صورت که کد 17 رقمي پشت کارت خودرو را که بصورت عمودي هم نوشته شده به شماره 30005151 ارسال کرده و بعد از چند دقيقه خلافي کامل خودروي شما برايتان ارسال ميشود.

محاسبه قیمت طلا

چنانچه مایل باشید، نرخ تئوری سکه طلا در ایران را بر پایه نرخهای جهانی محاسبه کنید، می­توانید با چند عملیات ساده به آن دست یابید .

1- نرخ برابری دلار بر حسب ریال را در نرخ هر اونس طلا بر حسب دلار آمریکا ضرب می­کنیم :

 

نرخ هر اونس طلا بر حسب دلار ایالات متحده * نرخ دلار – ریال A=

 

2- از آنجایی که هر اونس طلا در حدود 31.1 گرم است، حاصل عملیات قبلی را بر 31.1 تقسیم می کنیم:

 

B = A / 31.103

 

3- برای محاسبه قیمت سکه طلا در ایران کافی است عیار و میزان وزن آن را همسنگ کنیم :

 

C = B * 8.13 * 0.9

 

4- کارمزد یا عوارض ورود یا خروج طلا را نیز در محاسبه دخالت می­دهیم :

 

D = C * 4%

 

5- کارمزد یا عوارض ورود یا خروج طلا را به عملیات قبلی می­افزاییم و بدین ترتیب نرخ تئوری سکه بدست می­آید :

R = C + D

 

نمونه: اگر قیمت هر اونس طلا بر حسب دلار آمریکا در یک روز خاص برابر 655 باشد و نرخ برابر هر دلار با ریال 9300 در نظر گرفته شود، قیمت سکه به صورت تئوری به شکل زیر محاسبه می­گردد :

 

A = 655 * 9300 = 6091500

B = 6091500 / 31.103 = 195849

C = 195849 * 8.13 * 0.9 = 1433029

D = 1433029 * 0.04 = 57321

R = 1433029 + 57321 = 1490350 Rials

 

در عمل ممکن است نرخ سکه طلا در ایران بر اثر عرضه و تقاضای داخلی دارای انحراف باشد .

 

منبع : موسسه آموزش و پژوهشهای اقتصادی رهنمون سرمایه